برگشتن به تاریخ

دانلود پایان نامه تاریخ : وجود تفاوت و شباهت در سیاست رضا شاه و کمال پاشا در قبال مذهب

۵,۵۰۰ تومان

Continue Shopping
دسته: برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

توضیحات محصول

دانلود پایان نامه تاریخ : وجود تفاوت و شباهت در سیاست رضا شاه و کمال پاشا در قبال مذهب

213ص

 

 

فصل اول : كليات

 

معرفي روش و ماهيت تحقيق  كه معمولاً به شكل طرح  تحقيق  يا طرح پژوهش ارائه

 

مي شود موجب مي شود  كه  محقق  و خواننده  بر محتوا و شكل تحقيق  تسلط و احاطه داشته

 

باشند . با معرفي روش  و ماهيت تحقيق است  كه ارزيابي  و قضاوت در توفيق يا عدم توفيق   

 

نتايج  علمي تحقيق  براساس هدف و روش اعلامي ميسر مي شود براساس چنين ضرورتي در

 

بخش ابتدايي اين  پژوهش  طرح مسأله  –  تاريخچه  موضوع – هدف و قلمرو تحقيق – بيان

 

فرضيه – روش گردآوري داده ها و تجزيه و تحليل  آنها – سازماندهي  تحقيق  و ساير مسائل

 

به منظور تبين و تحديد و تدقيق و تعميق موضوع  مورد بررسي قرارمي گيرد .    

 

1-1) بيان مسأله 

 

تاريخ  بزرگترين منبع  شناخت ، سرشارترين ذخيره تجربه اندوزي و مؤثرترين وسيله

 

عبرت گيري  براي گام برداشتن در حال و روشن  نمودن  تصوير آينده است . تاريخ  بستري

 

است كه ما را با منابع اصلي انديشه ها و ريشه تحولات آشنا مي سازد . از اين رو درمراجعه

 

به  تاريخ  بايستي بسيار دقيق  بود و به ابعاد و زمينه هاي فكري  –  سياسي  –  اقتصادي  و

 

فرهنگي و بين الملي حوادث و تحولات توجه نمود .

 

 

تاريخ معاصر ايران و تركيه نيز از نظرمحتوا و مضمون سياسي، اجتماعي و فرهنگي

 

و كيفيت تحولات و فراز و فرودهاي  آن به خصوص در زمينه تعامل دين و دولت دربردارنده

 

 حوادث و تجربيات مهمي است كه آگاهي دقيق از آنها ميتواند براي ما در پيمودن راه دشوار

 

در مقطع حساس كنوني مفيد باشد و بي توجهي  به آن موجب ضرر و زيان خواهد شد .

 

جنبش ها و انقلاب هاي مهم در تاريخ  اسلام و بويژه در ايران و تركيه  با رهبري  و

 

حمايت  روحانيون  همراه  بوده  است . تحريم  تنباكو –  انقلاب  مشروطيت  و جنبش هاي

 

مقطعي  در شهرهاي مختلف  ايران عموماً  به رهبري روحانيت و تحت تأثير مستقيم عنصر

 

دين  صورت  گرفته  است ؛ در تاريخ  اجتماعي ، سياسي عثماني  و سپس تركيه هم دين  و

 

روحانيت نقش مهمي داشته اند .

 

اعلان  جنگ عثماني  به مصر در سا ل  1516  با فتواي  شيخ الاسلام علي جمالي

 

صورت گرفته است . در دولت عثماني  شماري از پادشاهان براساس فتواي  شيخ الاسلام ها

 

از قدرت  و سلطنت خلع شده اند .سلطان سليم سوم  و سلطان عبدالعزيز دوم و سلطان عبد-

 

الحميد دوم  با فتوا خلع  شده اند .

 

همچنين  قيام شيخ رجب و شورش شهر سيواس درمركز تركيه و قيام  شيخ سعيد در

 

شرق تركيه ( پس از تشكيل تركيه جديد) با رهبري وهدايت روحانيون صورت گرفته است .

 

به قدرت رسيدن مصطفي كمال پاشا در تركيه و همچنين رضاخان در ايران از جمله

 

حوادث مهم تاريخي است كه سرآغاز وسرمنشاء تحولات سياسي اجتماعي و فرهنگي بزرگي

 

دراين دو كشور به شمار مي آيد . به قدرت رسيدن مصطفي كمال پاشا و رضاخان  در كنار

 

شرايط داخلي ناشي از شرايط و تحولات بين الملي پس ازجنگ جهاني اول وانقلاب بلشويكي

 

در روسيه محسوب  مي شود . در دوران زمامداري مصطفي كمال پاشا و رضاخان ؛ كشور

 

ايران  و تركيه  وارد مسيري متفاوت از سيرتاريخي خود شد . گسترش  يافتن وابستگي هاي

 

فرهنگي ايران و تركيه به غرب و ترويج غربگرايي و خود باختگي و پي گيري سياست هاي 

 

تجدد گرايانه از طريق تضيف مذهب و از بين بردن دين و نيروهاي مذهبي و همچنين تشكيل

 

ارتش مدرن براي از بين  بردن مخالفان از مهمترين رويدادهايي است كه با اين دوران آغاز

 

مي شود .

 

در ايران و تركيه هر چند كه روند  تجدد گرايي از زمانهايي  بسيار دوري آغاز شده

 

بود  ولي در دوران حاكميت رضاشاه و مصطفي كمال حركت به سوي غرب و غرب گرايي 

 

بيشتر و با جدّيت و در قالب يك  دولت متمركز و مدرن دنبال گرديد . براي رسيدن  به چنين

 

آرماني هرچيزي كه دركشوراحساس مي شد  در برابر نوسازي مقاومت خواهد كرد به سرعت

 

از بين برده مي شد .

 

قرن هيجدهم ميلادي سرآغاز فصل نويني در تاريخ كشورهاي اسلامي محسوب مي-

 

شود . در اين قرن دنياي اسلام شاهد رشد و قدرت نمايي رقيبي در مقابل خود  شد  كه تا آن

 

زمان در روابط بين دنياي  اسلام با ممالك غير مسلمان بي سابقه بود . در جوار و همسايگي 

 

اروپا سرزمينهاي  مسلمان نشيني قرار داشتند  كه تا آن زمان عمدتاً تحت كنترل امپراطوري 

 

كهن عثماني قرار داشتند . امپراطوري قدرتمندي كه تا يك قرن قبل از آن توانسته بود تا مركز

 

اروپا پيشروي كند . ولي از قرن هيجدهم اوضاع  به تدريج عوض مي شود دولتهاي اروپايي

 

درسايه ثروت عظيم به دست آمده ازممالك و مستعمرات خود در قاره آمريكا، آفريقا و آسيا و

 

نيز رشد و پيشرفت تكنولوژي  وعلوم جديد در آن قاره داراي آنچنان قدرتي شدند كه خود را

 

براي تهاجمي سنگين و همه جانبه به همسايگان مسلمان نشين خود به قدركافي قدرتمند ديدند.

 

تا اوايل  قرن 19 بسياري  از مناطق  مسلمان نشين  تحت  كنترل  اروپايان  قرار  گرفت .

 

ايران از بخش شمال مورد حمله روس قرارگرفت و بخش قابل توجهي ازقلمرو خود را     از

 

دست داد.دركشورعثماني سطح درگيري بسيار وسيع بود ازقرن هيجدهم به بعد كليه تصرفات

 

عثماني تركي در اروپاي شرقي – خاورميانه – آفريقا  و همچنين قفقاز مورد  تهاجم دولتهاي

 

اروپايي قرار گرفته بود و هراز چند گاهي  بخشهايي از قلمرو عثماني در مواجهه با يكي از

 

دول اروپايي از دست مي رفت.

 

بدين ترتيب به مرور زمان ضعف تدريجي دول مسلمان آنها را به اين باور رساند كه

 

به تنهايي نمي توانند در مقابل  تهاجم مغرب زمين مقاومت كنند  و مي بايست براي مقابله با

 

غرب به علم  و صنعت و تكنولوژي و فنون نظامي جديد كه در اختيارغرب بود مجهز شد .

 

اين روند تا زمان  به قدرت رسيدن رضاخان در ايران و مصطفي كمال پاشا در تركيه ادامه

 

داشته است اما از اين به بعد روند تجددگرايي با جديت دنبال شد . مصطفي كمال پاشا اعتقاد

 

داشت راه نوسازي تركيه از طريق غربي سازي و پذيرش همه مؤلفه هاي آن است .به همين

                                                                                                                                      

دليل  در دوران حاكميت  پانزده ساله خود در تركيه موضوع حذف دين و سيكولاريزه نمودن

 

تركيه را تعقيب نمود .كمال آتاتورك اعتقاد داشت براي رسيدن به يك جامعه مدرن بايد مذهب

 

و نيروهاي مذهبي وهمچنين نمادهاي آن از بين بروند .كمال مصطفي پاشا دردوران حاكميت

 

پانزده ساله خود با اجراي سياستهاي خود براي از بين بردن نهاد مذهب ازجامعه تركيه تلاش

 

گسترده اي انجام داد كمال پاشا با تركيب سياست  ضربتي  و تدريجي توانست  پس از تحكيم 

 

قدرت خويش بر جامعه ، شروع  به نوسازي و تجدگرايي در تركيه نمايد .

 

در ابتداي كار مصطفي كمال پاشا  سياست گام به گام را  انتخاب كرد و  اهداف خود 

                                                              

يعني مخالفت با نهاد ريشه دار خلافت را آشكار ننمود . مورخين علت  اتخاذ اين  سياست را

 

عمدتاً ملاحظات سياسي و حمله متحدين عليه قلمرو عثماني مي دانند . وي در طول  جنگهاي

 

استقلال طلبانه اعلام كرد كه براي اعاده  قدرت به شخص  سلطان مبارزه مي كند و

 

بنابراين از حمايت  سلطنت طلبان  نسبت به خود برخوردار شد[1]. مصطفي كمال پاشا پس از

 

مساعد كردن زمينه براي اصلاحات و فراهم آوردن متحدانش ابتدا از موضوعاتي كه كمترين

 

مخالف و بيشترين موافق را داشت شروع به نوسازي كرد .كمال قبل ازهمه به تعريف اجماع

 

ملي ومرزبندي قومي و كشوري دولت پرداخت . همين كه يك اجتماع قومي به نسبت همگون

 

پديد آورد مرحله  بعدي اصلاحات را با ظرافت بيشتر آغاز كرد . دومين گام كمال پاشا ايجاد

 

و تأسيس نهادهاي سياسي نوين براي اعمال اقتدار بود . تا ازطريق ا ين نهادهاي سياسي تازه

 

تأسيس شروع  به اصلاحا ت اجتماعي و مذهبي نمايد[2] .

                                         

درسال 1924مرحله سلب اقتدارمذهب آغاز شد و دو ماه بعد از آن خلافت لغو شد .   

از اين تاريخ است كه روند مذهب زدائي در كشور تركيه با اجرايي سياستهاي پنهان و آشكار

 

مصطفي كمال آتاتورك به اوج خود مي رسد.

 

در ايران هم هر چند كه نوسازي از زمان قاجارها (فتحعليشاه) آغاز شده بود، اما در 

 

دوران  حاكميت رضاشاه  نوسازي  با سرعت يشتر و در قالب دولت مدرن  و تمركز و در

 

 

راستاي تخريب و ازبين بردن مذهب و نيروهايي مذهبي صورت مي گرفت . سياست 

 

تجددگرايي رضاشاه به موازات مذهب زدايي و سركوب عناصر مذهبي به مرحله اجرا درآمد

 

كه به  نظر مي رسد  متأثر از اقدامات مصطفي كمال پاشا در تركيه باشد ؛ رضاشاه همواره

 

تحولات  كشورهاي اروپايي و به ويژه تركيه همسايه را پيگيري مي كرد و حركت جمهوري

 

خواهي وي  نيز متأثر از اعلام  جمهوري  مصطفي كمال پاشا  بود . سفر رضاشاه به تركيه

 

از12تا 24 خرداد ماه1313 به همين دليل  صورت گرفت[3]. كشف حجاب از بانوان – تحميل 

 

لباس  و كلاه اروپايي و استعمال عناوين غربي در ادارات ومؤسسات دولتي و همچنين اعزام

 

محصلين ايراني  به اروپا در شمار سياست هايي بوده كه آن رژيم  از سال 1304 تا 1313

 

با اتكاي  به تحصيل كرده گان و روشنفكران و نيز نظاميان و عناصر ديوان سالاري سياست

 

تضعيف دين  و روحانيت را پيش برد . رضاشاه اعتقاد  داشت راه  پيشرفت  و ترقي مملكت

 

زماني هموار مي شود كه سنتها  و مذهب و نيروهاي مذهبي از بطن جامعه حذف گردند .از

 

جمله اقدامات رضاشاه كه در راستاي  تضعيف مذهب و نيروهاي  مذهبي  صورت  گرفته ؛

 

كاهش نفوذ سياسي روحانيون به عنوان رقباي دولت و مخالفين دولت مطلقه سلطنتي،  تقويت

 

و رشد  انديشه غير مذهبي و كاهش نفوذ روحانيون از مشاغل دولتي را مي توان ذكر كرد .

 

رضاشاه  در اجرايي سياستهاي  تجددگرايانه خود دست به اقدامات روشن و آشكاري

 

زد كه باعث مقاومت  بيشتر مردم  در مقابل تجددگرايي شد . رضاشاه در اوج  قدرت مدعي

 

بود كه وقتي مردم لباس يك شكل بپوشند و كلاه پهلوي به سربگزاند و نسبت به تقيدات مذهبي

 

سست شوند متمدن خواهند شد . برهمين اساس براي او ستيز با نهادهاي سنتي و مذهبي نظير

 

پوشاك سنتي و مراسم ديني امري ضروري بود .ازاين رو دركنار ستيز با مذهب و نيروهاي

 

مذهبي و بطور كلي با عناصر سنتي ، رضاشاه با تكيه بر روشنفكران  به  تبليغ  ناسيوناليسم 

 

باستان گرايانه  و گسترش  مراكز تفريحي  فساد انگيز پرداخته است . با توجه به مطالب ياد  

 

شده در خصوص اقدامات مصطفي كمال پاشا در تركيه و اقدامات رضاشاه در ايران در قبال

 

مذهب و نيروهايي مذهبي پرسش اصلي پژوهش حاضر به شرح زير است :

 

وجوه شباهت و تفاوت در سياستهاي رضاشاه و مصطفي كمال پاشا درمقابل مذهب و

 

نيروهايي مذهبي چه مي باشد ؟ براي اين كه موضوع  را بيشتر مورد  بررسي قرار دهيم و

 

از جهات مختلف  موضوع را مورد  تجزيه و تحليل  قرار دهيم  در كنار پرسش اصلي  چند

 

پرسش  فرعي  براي  بسط  و گسترش موضوع  طرح مي شود كه در بحثهاي بعدي آنها را  

 

بررسي خواهيم كرد . پرسش هاي فرعي كه به آنها خواهيم پرداخت به شرح ذيل مي باشد :

 

تفاوتهاي  كه در مقاومت در برابر طرح نوسازي در دو كشور ايران و تركيه مشاهده مي شد

 

ناشي از چه عواملي بود ؟ يا اين كه عوامل  موفقيت  مصطفي كمال  در سكولاريزه

 

 كردن جامعه تركيه چه بوده است ؟مهم ترين مؤلفه اي كه مي تواند تفاوت در شدت نوسازي

 

و مقاومت در برابر آن را توصيف كند «مذهب و سازمان روحانيت » دراين دو كشور است.

 

همگرايي بالاي  مذهب در ايران بر محور تشيع  و مراجع  تقليد است در حالي كه در كشور

 

تركيه مسلمانان حول طريقت هاي گوناگون متصوفه ، عدم استقلال علماي  سني  از دولت و

 

استقلال سياسي روحانيون  شيعه در ايران ، وابستگي مالي مفتيان سني  به اوقاف  و در آمد

 

دولتي  و بهره مندي روحانيون شيعه از درآمد خمس علاوه  بر آن اوقاف ، سازش پذيري و

 

پذيرش قاعده تغليب (الحق لمن غلب) از سوي علما سني مذهب و مبارزه جويي و برجستگي

 

امربه معروف و نهي از منكر عمده ترين عواملي هستند كه تفاوت در شدت نوسازي (غربي

 

سازي) و تفاوت در نوع و ميزان مقاومت را در برابر نوسازي در ايران و تركيه را توضيح

 

مي دهند .

 

مهمترين مؤلفه هاي  كه ميتواند موفقيت مصطفي كمال پاشا را در اجراي برنامه هاي

 

نوسازي  بيان كند ؛ تركيب سياست پنهاني  و آشكار آتاتورك ، قدرت  تشخيص وي  به لزوم

 

اصلاحات در زمان مناسب و همچنين زمينه سازي قبلي براي اجراي برنامه هاي تجددگرايي

 

و در نهايت تفكيك برنامه هاي نوسازي از يكديگر مي باشد .

 

2-1) بررسي سوابق و ادبيات موضوع

 

در ارتباط  با سياست هاي مصطفي كمال پاشا و رضاشاه در قبال مذهب  و نيروهاي

 

مذهبي كتاب و مقاله هاي چندي به فارسي و ديگر زبانها خارجي نوشته شده است . 

 

در شبكه اينترت نيز مي توان در خصوص اوضاع  اجتماعي  ايران و تركيه مقالات

 

متنوعي را مشاهده كرد . از جمله كتابهايي كه در خصوص موضوع  مورد بحث نوشته شده

 

است ، كتابي با عنوان «جمهوري اول تركيه» كه اين كتاب نوشته ريچارد رابينسون و ترجمه

 

ايرج اميني مي باشد كه در سالهاي گذشته چندين نوبت تجديد چاپ شده است . در اين  كتاب  

 

نويسنده  بعد از بيان اوضاع كلي تركيه  قبل از جمهوري  به اقدامات مصطفي كمال پاشا در

 

خصوص اصلاحات اجتماعي و ايجاد تركيه  نوين اشاره كرده و به ازبين بردن اقتدار مذهبي

 

و مقابله با عناصر سنتي توسط كمال پاشا اشاره مي كند .در كتاب علل رشد اسلام گرايي در

 

تركيه نوشته محمدرضا زارع هم بعد ازبيان موقعيت حكومت عثماني درجهان و نحوء استفاده

 

حاكمان عثماني از دين اسلام براي تحكيم حكومت خود درگذشته بر نقش مهم مذهب و نيرو-

 

هاي مذهبي در تركيه زمان عثماني اشاره مي شود و دلايل اسلام خواهي  فعلي را بيان مي-

 

كند . كتاب« تعامل دين و دولت در تركيه» نوشته محمدرضا حيدرزاده ناييني نيز بعد ازاينكه

 

در مورد اسلام و سيكولاريسم در تركيه مطالبي را بيان مي كند در بخش  دوم به جايگاه نهاد

 

سلطنت در امپراطوري عثماني پرداخته و همچنين  به الغاي نهاد  كهن خلافت توسط

 

مصطفي كمال پاشا آتاتورك و نيز به  نوآوريهاي  دوران حاكميت آتاتورك كه در راستاي از

 

بين مذهب و نيروهاي مذهبي است اشاره مي كند . كتاب هاي ديگري  نيز كه تعداد آنها زياد

 

است در مورد  اقدامات مصطفي كمال پاشا نوشته شده است  كه مي توان  به كتابي با عنوان

 

« آتاتورك »  نوشته اولوغ  ايگدمير و ديگران  كه در سال   1348 توسط  حميد ناظمي به

 

فارسي ترجمه شده است . « فرمانروايان شاخ زرين  از سليمان قانوني تا آتاتورك »  نوشته

 

نوئل بابر و ترجمه  دكتر عبدالرضا هوشنگ مهدوي؛ كه در اين كتاب هم  بعد از بيان  سير

 

تاريخي  امپراطوري  عثماني  در نهايت  به  جمهوري تركيه مي رسد  و در مورد  اقدامات 

 

مصطفي كمال پاشا  نيز مطالبي به سبك رمان نوشته شده است

1.محمدرضا،حيدرزاده،تعامل دين ودولت در تركيه (تهران،وزارت امور خارجه،1380) ص51

  1. 2. ساموئل،هانتيگتون،سامان سياسي در جوامع دستخوش دگرگوني ،محسن ثلاثي (تهران،علم،1370) ص 503

 

  1. 1. داوود،اميني،چالشهاي روحانيت با رضا شاه (بررسي علل چالشهاي سنت گرايي با نوگرايي)،(تهران :سپاس،1382) ص26

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه تاریخ : وجود تفاوت و شباهت در سیاست رضا شاه و کمال پاشا در قبال مذهب”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *