برگشتن به روانشناسی

توضیحات

دانلود مقاله : مهارت اجتماعی روانشناسی

56ص

 

مقدمه

همه ما صدها و شاید هزاران مهارت داریم : مهارت های ارتباطی ، مهارت های رهبری ، مهارت های کاری ، مهارت های کمک به خود ، مهارت های آموزشی و تحصیلی ، مهارت های مدیریت زمان ، مهارت های بازآفرینی و ورزش ، مهارت های تصمیم گیری : مهارت های حل اختلاف ، مهارت های استدلالی و هزاران مهارت دیگر . اگر چه استعداد یادگیری این مهارت ها بسیار گسترده و گوناگون است اما هر کدام از ما باید هر مهارتی را که بدان احتیاج داریم کسب کنیم . هیچ کس با این مهارت ها زاده نشده است . متاسفانه برخی از افراد فکرمیکنند که نمی توانند مهارت خاصی را فرا گیرند . به عنوان مثال می گویند من برای آرامش مهارت های امروزی بسیار پیر و یا جوان هستم . برخی دیگر بر این باورند که قبلاً این مهارت را فرا گرفته اند . حقیقت این است که همه ما احتمالاً می توانیم جزئیات بیشتری را از این مهارت ها یاد بگیریم . یادگیری در سنین بالا نیز ادامه خواهد یافت . بنابراین آموزش مهارتی که به آن نیازمندیم تنها صرف یک ساعت وقت برای موضوعی که به آن علاقه مند هستیم نیست . این امر نیازمند یک گستره طولانی مدت در زندگی انسان برای یادگیری اصول و قواعد مهارت های مفید در زندگی انسان است .

دانش و مهارت نشانه های یک فرد برجسته تحصیل کرده توانا و مسئول است . هر اندازه که مهارت های بیشتری داشته باشید بهتر است . شما می توانید به سادگی یکی از مهارت های زیر را که به آن علاقه مند هستید را انتخاب کنید و در پرورش و بهبود آن کوشش کنید . یا اینکه می توانید اول در مورد مشکلات عمده خود بررسی کنید . بسیاری از کتابها مهارت های زیر را توصیف کردند و آنها را شرح دادند . اما کتابهای اندکی وجود دارند که گستره عظیم روش های ارتباطاتی را مورد بررسی قرار داده اند . این تمرینات شامل تمرین اعتماد به نفس ، خویشتنداری ، همدری ، توانایی حل مشکلات و غیره است .

نقش گذاری و تمرین رفتاری

یکی از بهترین روش هایی که از طریق آن می توان به چگونگی کنار آمدن با موقعیت های گوناگون پی برد تمرین با دوستان است . در این موقعیت هر دوی شما وانمود می کنید که در حال تعامل با یک موقعیت سخت و مشکل هستید . شما نگرش های گوناگونی را تمرین می کنید و نظرات و پیشنهادات خود را تکمیل می کنید .

طرف مقابل عکس العمل های گوناگونی را که یک فرد می تواند داشته باشد را به شما نشان می دهد . همچنین در این حالت دوست شما پیشنهاداتی را به شما ارائه می دهد و شما را نیز تشویق می کند . با استفاده از این نوع تمرین و بازخورد آن مهارت شما برای بررسی تقریباً هر تعاملی بهبود خواهد یافت و بهتر خواهد شد .

نقش گزاری نباید با تقلید (تمارض و یا فریب) اشتباه گرفته شود . نقش گزاری فراگیری این نکته است که چگونه می توان به بهترین وجه با موقعیت هها کنار آمد . که معمولاً این کنار آمدن صادقانه و به همراه مهارت خاصی است که شما نیز حتماً آن را خواهید دانست . همه ما این مهارت ها را با انجام تمرینات اجتماعی بطور مدام باید بدست آوریم . البته بعضی از ما به تمرینات بیشتری نسبت به سایر افراد نیازمندیم .

اهداف

  • درک این موضوع که دقیقاً هنگامیکه یک ملاقات اجتماعی داریم. چه بگوئیم ، هنگامیکه برای یک شغل مصاحبه می شویم چه بگوییم . در هنگام درخواست اجازه از والدین چه بگوییم و هنگامیکه از رئیس خود برای ارتقاء موقعیت خودمان در خواستی داریم چه بگوییم و غیره .

کسب مهارت اجتماعی – دریک میهمانی صحبت با دیگران را چگونه آغاز کنیم ، چگونه یک داستان جالب را تعریف کنیم ، چگونه به محاوره خود خاتمه دهیم ، چگونه عقیده خود را در رابطه با مسائل اجتماعی بازگوییم و ایجاد اعتماد به نفس درهنگام تعامل ، کاهش اضطراب و غیره .

گام ها

گام اول : بربی میلی خود برای نقش گزاری غلبه کنیم .

بیشتر افراد برای نقش گزاری تردید دارند . که این امر دلیل بر ضعف ما است . این امر نیازمند این است که ما برموقعیت های ناخوشایند خود مقابله کنیم . با انجام این کار ما مجبور می شویم که آزمون هایی را بگذرانیم و این امر ما را ناراحت می کند . متعاقباً عذرهای گوناگونی را برای شانه خالی کردن از انجام این کار خواهیم آورد : این کار درست نیست .

پس شما چگونه می توانید چیزی یاد بگیرید ؟ احساس حماقت می کنم . و این کار من را ارضاء نمی کند .و البته یادگیری یک روش جدید تعامل طبیعی نیست . این یادگیری پر از تنش و استرس زا است . اما لازم است که انجام شود و مهارت جدید  بخشی از وجود جدید شما را تشکیل خواهد داد .

مواردی است که می تواند شما را در نقطه شروع یاری دهد :

(1)یک موقعیت ساده و راحت را برای شروع انتخاب کنید . و قبل ازاینکه دوستتان را برای انجام کار دعوت کنید خود را به خوبی آماده سازید.

(2) نقش گزاری را قبل ازاینکه با فرد دیگری اجرا کنید با خود اجرا کنید . بلند تمرین کنید و صدای خود را ضبط کنید . سپس به صدای خود گوش کنید و مهارت های خود را یادداشت کنید ، به خودتان نگویید که چه بد کار کردید ، به دنبال نکات مثبت بگردید . صدای خوب ، صدای که به اندازه کافی بلند است. گرامر خوب ، شادابی و نشاط و غیره . بعداً به دنبال راههای خاص برای بهتر کردن پاسخ ها بگردید .

(3) از حساسیت زدایی برای کاهش ترس مربوط نقش گزاری خود استفاده کنید .

(4) برخی از افراد فکر می کنند که اگر وانمود کنند کس دیگری هستند عملکرد بهتری خواهند داشت . این افراد ممکن است وانمود کنند که یک فرد موفق ، یک ستاره سینما ، یک دوست صمیمی و یا یک روانشناس که به افراد خجالتی کمک می کند هستند .

(5) گاهی اوقات اغراق در مورد ضعف هایتان مفید است به عنوان مثال یکی از اشتباهات وحشتناک و آزاد دهنده ای را که تاکنون آن را انجام داده اید را بازی کنید .

بطور کلی شما می دانید که چه نتیجه ای را می خواهید بگیرید . به عنوان مثال کسب ارتقاء ، شوخ بودن و یا مسخره کردن اطرافیان ، وانمود کردن و اظهار اینکه شما فرد با شعور و متفکری هستید و غیره . آنچه که شما نمی دانید این است که چگونه این خواسته را به انجام برسانید . بنابر این لازم است که شما بدانید واقعاً چه می خواهید بگویید و چگونه عمل کنید که یک فرد باهوش ، نرم ، متعصب و یا هر آنچه که می خواهید جلوه کنید . راههای گوناگونی برای کسب عقاید و نظرات مربوط به چگونگی دستیابی به موقعیت های سخت و مشکل وجود دارد .

1-یکی از بهترین روش ها مشاهده افراد موفق و پر مهارت است . با دقت از آنچه که آن فرد انجام می دهد نظیر خرید کردن ، حرکات دست و صورت برای ابراز منظور ، تن صدای وی ، و حالت های گوناگون آن یادداشت برداری کنید .

روش ها و حالات وی را اصلاح کنید تا آنچه که شما را راضی می کند را بدست آورید .

2-از یک فرد کارشناس برای تعلیم دادن به شما کمک بجویید . این فرد کارشناس می تواند شما را از نکات منفی آگاه سازد . بر اساس شرایط موجود اصلاحاتی را به شما پیشنهاد کند به شما کمک کند تا نگرش خود را بهبود بخشید و غیره .

3-رفتارهای دیگران را در موقعیت های مشابه مورد مطالعه قرار دهید . شخصیت های داستان افراد با هوشی هستند . از آنها یاد بگیرید… افراد موفق را در تلویزیون و در فیلم ها نگاه کنید و از آنها چیزهایی یاد بگیرید .

4-لازم نیست که به یک کتاب و یا یک کارشناس دسترسی داشته باشیم . در حقیقت یکی از بهترین روش ها کار کردن با فردی است که خود او نیز به بهبود و ارتقاء موقعیت خودش تمایل داشته باشد . افراد متقابلی که به یکدیگر کمک می کنند احتمالاً با یکدیگر راحت تر هستند . وقت لازم بیشتری صرف یکدیگر می کنند و با یکدیگر صادق اند . نباید شما به کسی بگویید که چگونه باید عمل کند . یک فرد حتی می تواند از موقعیت ها و نمونه های بد نیز درس بگیرد .

5-شما تمامی این مرحله را تنها با تصور اینکه یک فرد پر مهارت چه خواهد گفت و چه انجام خواهد داد می توانید به تنهایی انجام دهید . مطمئن شوید که در مورد نگرش های متعدد دیگر نیز فکر کرده اید وتنها به یک توصیه هوشمندانه توجه نداشته اید . در مورد اینکه چگونه این نگرش ها بر اساس شرایط و بر طبق آنچه که دیگر افراد می گویند باید اصلاح گردند نیز فکر کنید. نظرات خود را بنویسید .

 

گام سوم : تمرین کنید تا از پس یک موقعیتی که در آن مشکل خاصی وجود دارد برآیید . بازخوردها را مشاهده کنید . آنقدر تمرین کنید تا مطمئن شوید .

تا آنجا که امکان دارد موقعیت نقش گزاری را به موقعیت واقعی نزدیک کنید . نمونه ها : لباسی بپوشید که در زندگی واقعی نیز آنرا می پوشید اگر با کسی صحبت می کنید با تلفن صحبت کنید در محیطی مشابه با محیط واقعی تمرین کنید . به دوستتان بگویید که نقش چه کسی را ایفا می کند (او را مطلع کنید ) . شریک شما باید تا آنجا امکان دارد واقعی بازی کند . اگر هیچ شریکی ندارید ، می توانید در خیال خود تمرین کنید یا در مقابل آینه تمرین کنید . اگر تصور شما واقع گرایانه و جزئی نگر باشد بسیار موثر است .

ازموقعیت های ساده شروع کنید و کم کم آنرا مشکل تر و سخت تر کنید . به عنوان مثال ممکن است معرفی کردن خودتان به یک فردی که هم جنس و هم سن خودتان است راحت تر از فردی باشد که تفاوت سنی زیادی با شما دارد و یا هم جنس شما نیست . بنابراین اول وانمود کنید که با شخصی که هم سن و هم جنس شما است در حال قدم زدن هستید و او نیازمند کمکی ازجانب شما است . سپس با یک موقعیت مشکل تر ادامه دهید . با یک فرد مسن تر که در یک بانک کار می کند ملاقاتی داشته باشید . با یک فرد جذاب که مخالف جنس خودتان است دریک میهمانی آشنا شوید و غیره . اگر شما در حال تمرین کردن درخواست ارتقاء موقعیت از رئیس خود و یا مافوق خود هستید در ابتدا با یک رئیس خوب و با فهم شروع کنید و سپس به یک فرد سخت گیر و یک رئیس با جذبه برسید. برنامه از این قرار است که در ابتدا چندین تجربه موفق داشته باشید و اعتماد به نفس خود را تقویت کنید . حتی در هنگامی که در حال اجرای نقش گزاری در یک موقعیت بسیار مشکل هستید شریک شما نباید شما را دریک موقعیت بسیار سخت زمانی که اصلاً وجود آن هم هیچ لزومی ندارد قرار دهد . دراین میان ما به تجدید قوا و تقویت نیازمندیم .

نظریات موجود در گام دو را مورد استفاده قرار دهید و هر صحنه را چندین بار ، 5 تا 10 بار تکرار کنید . آنقدر نظرات خود را بهبود ببخشید تا اینکه احساس راحتی و رضایت کنید . سپس یک موقعیت سخت تر را تجربه کنید . به دستیار و شریک خود این اجازه را بدهید که راههای گوناگونی را در اختیار داشته باشد به عنوان نمونه یک موقعیتی که در آن دعوت شما را مشتاقانه قبول کند در مورد این دعوت تردید داشته باشند آن دعوت را به تعویق بیاندازد تصمیم بگیرد و یا سریع آن در خواست شما را رد کند . بدین صورت شما تعامل های گوناگونی را که در زندگی واقعی نیز با آن درارتباط هستید را مورد تمرین قرار داده اید .

پس از انجام چندین تمرین برای کنار آمدن با موقعیت های گوناگون بازخوردی را از شریک خود طلب کنید و عملکرد خود را ارزیابی کنید . به آنچه که خوب انجام داده اید و یا هر آنچه را که در آن اشتباه کردید توجه کنید . یک فهرست ذهنی و یا واقعی را از آنچه که نیاز به بهبود دارد ترتیب دهید . سازنده باشید ، همیشه به دنبال رفتارها ویا نظریاتی باشید که تاثیرگذاری شما را بهبود می بخشد . تا زمانی که ازعملکرد خوب خود مطمئن نشده اید بر یک موقعیت مشکل تر و سخت تر نروید .

تذکرهای دوست شما اگر شامل نکات اشاره شده زیرباشد بسیار ارزشمند خواهد بود : (1) بسیار خاص باشد ، به عنوان مثال «بسیار عصبی بودید » . ازطرف دیگر «شما اصلاً لبخند نمی زنید» . لبهای شما محکم بودند و اصلاً به من نگاه نمی کردید . کاملاً روشن می کند که شما به تمرین چه چیزی نیاز دارید . این نکته که فرد رفتارهای خاص شما را که چنین پاسخ هایی را به همراه داشته است را تشخیص دهد بسیار مهم است . پس شما می توانید چیزهای مختلف وگوناگونی را تمرین کنید . (2) ستایش های سخاوتمندانه باید با پیشنهادات سازنده در هم امیزد . هیچ سرزنش و یا انتقادی لازم نیست . (3) توجه و تاکید باید بر چگونگی ایجاد زمینه برای بهبود و پرورش باشد . پیشنهادات باید عملی باشند و ما باید محدودیت های اطرافمان را نیز درک کنیم و به آنها توجه داشته باشیم .

.

.

 عکس العمل ناصحیح یا پیشنهادات منحرف کننده

  • پاسخ تغییر موضوع : دوست شما در مورد تکلیف مدرسه شکایت می کند و شما می گویید دیشب کانال 2فیلم قشنگی پخش کرد .
  • پاسخ من بهتر از شما می دانم : گفتن اینگونه نظرات و ادعاها کار ما نیست . مثلاً ما نمی توانیم بگوییم که هیچ اتفاقی نیافتاده ، فردا بهتر خواهید شد یا اصلی ترین مشکل این است که مادرت تو رالوس کرده است یا تو خیلی عاشق هستی و نمی دانی او چقدر آدم احمقی است .
  • پاسخ قضاوت گونه : فردی به شما می گوید که شب قبل مقدار زیادی آبجو و مشروب خورده است . و شما به او می گویید : امیدوارم که رانندگی نکرده باشی …. می توانستی در این حالت یک نفر را به کشتن دهی . این عکس العمل ممکن است که یک عکس العمل منطقی باشد اما همدردی به حساب نمی آید.
  • پاسخ نصیحت گونه : یک فرد 35 ساله به شما می گوید که تعدادی از رفتن به کلاس درس وحشت دارند و فوراً شما به او می گویید که این افراد چه واحدهایی را باید بگیرند .به چه دانشکده ای باید بروند و چه نوع دفتری را خریداری کنند .
  • کم اهمیت جلوه دادن و یا اطمینان بخشی بی جا : همکار شما به شما می گوید که دیشب شوهرش به خانه نیامده است و شما به اوپاسخ می دهید که هر کس ممکن است اشتباه کند . امشب حتماً به خانه خواهد آمد . نگران نباش . این یک مسئله پیش پا افتاده است . هیچ وقت در مورد چنین موضوعی با من صحبت نکن .
  • تحلیل های روانشناسانه : دوست شما (مرد است ) به شما می گوید که از ازدواج کردن وحشت دارد و شما به او توضیح می دهید که این امر بدین علت است که مادرش در کارهایش بسیار دخالت می کند و او می ترسد که همسرش نیز همانند مادرش در کارهای او دخالت کند . ممکن است این قضاوت درست باشد . اما اجازه دهید که او خودش به این نتیجه برسد.
  • پرسش وسوال کردن : یکی از دوستان به مشکلاتی که در زمینه ازدواج دارد اشاره می کند شما شروع به بازجویی و استنطاق می کنید . آیا با هم صحبت کردید ؟ آیا با هم بیرون رفتید ؟ روابط جنسی چطوری است ؟ سوالات کنترل کننده می پرسید و گفتگو را هدایت می کنید (خیلی بد است ) اجازه دهید که فردی که سخن می گوید داستانش را آنطور که خود می خواهد بیان کند . (ازطرف دیگر سوالاتی که به دنبال روشن کردن موضوع هستند سخنگو را از ادامه صحبت ها و بیان درد دل خویش باز می دارد .
  • گفتن داستان خود : ممکن است مشکلات دوستتان شما را به یاد تجربه مشابهی که قبلاً خود داشته اید بیاندازد . ما مسئول برخی از رفتارهایی هستیم که همدردی به حساب نمی آیند .

یک پاسخ همدردی صحیح باعث تسخیر روح و ماهیت اصلی احساسات سخنگو می شود .

خودتان را به جای آنها بگذارید . توصیه های شما دقیقاً انعکاس دهنده آنچه که سخنگو به شما گفته است ، می باشد . مختصر و مفید باشد . از کلمات ساده ای که متعلق به خود شما است و تشریح و توصیف نامیده می شود استفاده کنید . در غیر اینصورت اینطوربه نظرمی رسد که شما طوطی وار سخن می گویید و با این روش کسی که با شما صحبت می کند می فهمد ک شما به اوتوجه دارید و برای او نگران هستید . این نکته بسیار مهم است که هیچ کس نمی تواند یک همدرد مناسب درهر زمان ممکنه باشد وپاسخ صحیح همدردی را به طرف مقابل ارائه کند . مرتباً امتحان وآزمایش کنید چرا که جملات بیان همدردی به صورت سوال هستند . به عنوان مثال وقتی شما می گویید حال شما خوب نیست درواقع شما می پرسید ناراحت هستی درست می گویم ؟ وقتی که در پاسخ دادن سریع نیستید. هیچ اشکالی ندارد ، چرا که به سخنگو و کسی که با شما صحبت می کند این فرصت را می دهد که فوراً صحبت های خود را جمع بندی کند و در مسیر صحیح هدایت کند تا شما این امکان را پیدا کنید تا با او هم قدم باشید . پس ارائه یک سری پیشنهاداتی که انعکاس دهنده درک شما از آنچه که گفته شده است باشد بسیار مهم و ضروری است . اگر دو یا سه دقیقه سخنگو هیچ پیشنهاد و توصیه ای را از طرف شما دریافت نکند نخواهد فهمید که شما در چه فکری هستید و ممکن است علاقه خود را برای بیان و ابرازاحساساتش از دست بدهد و ممکن است به این نتیجه برسد که شما آنچه که او گفته اصلاً نفهمیده اید .

یک دوست خوب کسی است که شما بتوانید آنچه که در دل دارید را به او بگویید . بتوانید غم و خوشحالی را با یکدیگر تقسیم کنید . دست یکدیگر را بگیرید و اندوه ها را کناربزنید . آنگاه اصل سخنانی را که به یکدیگر  می گویید را متوجه شوید .

مدت زمان لازم

احتمالاً چند ساعت نقش بازی کردن با دوستانتان برای ارائه یک پاسخ همدردی و آگاهی از احساسات با استفاده از پرسش ها و قضاوت در مورد خوبی و بدی سخنگو ، توجه به آنچه که بعداً خواهد گفت و فکر کردن به مباحثی که ذکر شده کافی خواهد بود . اما ترک کردن عادات اجتماعی و روش های قدیمی مشکل است . به همین علت است که تمرین در شرایط واقعی زندگی بسیار لازم و ضروری است . در حقیقت ، تخمین لازم برای یک همدرد خوب بودن ناممکن است چرا که تقویت این مهارت هیچوقت پایان نمی پذیرد . اما اگر هر روز تمرین کنید، تغییرات مهم و عمده ای را در تعاملات صمیمانه خود ظرف یک یا دو هفته مشاهده خواهید کرد. هیچوقت به سطح تکمیل این مهارت ها نمی رسیم . چون رفتارهای بشری بسیار پیچیده اند . افراد بسیار متفاوت هستند ، روابط آنها بسیار پیچیده و بغرنج است ، و دانش روانشناسی بسیار وسیع و گسترده است . هرچه که بیشتر بدانید بهتر عمل خواهید کرد .

مشکلات رایج

اگر چه این راه یکی از بهترین راههای پاسخ در هنگام بروز مشکل است اما در هنگام استفاده از این روش و بروز برخی از سوء تفاهم ها خطراتی در مورد این روش وجود دارد.

  • هنگامیکه با فردی همدردی می کنید ازفردی می خواهید که آنچه را که در دل دارید به شما بگوید . هرگز زمانیکه واقعاً قصد کمک به فرد را ندارید این کار را انجام ندهید . اگر ده یا پانزده دقیقه فرصت دارید . بگذارید که سخن گو از این زمان کوتاه شما مطلع شود (به فرد بگویید که فرصت زیادی برای کمک به او ندارید ).
  • این احتمال وجود دارد که سخنگو پس از اینکه با شما صحبت کرد و مشکلش را دوباره به خاطر آورد احساس ناراحتی کند و فکر کند که حالش بدتر شده است. این حالت مخصوصاً در مورد افراد افسرده و عصبانی اتفاق می افتد . امیدواریم که ناراحتی و تنفر (با سخن گفتن ) ابراز گردد و به موجب آن سخنگو بتواند برای حل مشکل ویا حداقل تشخیص بحرانی قدمی بردارد . اما گاهی اوقات بعد از دو یا 3 ساعت به جای توجه به پاسخ های همدردی طرف مقابل و شنونده هنوزهم بر ناراحتی و عصبانیت خود پافشاری می کنند . بسیاری از شنوندگان و همدردان نهایتاً موضوع را به سمت راه حل های احتمالی موجود می کشانند و اما این کار هم فایده ای ندارد . اغلب اوقات اگر به گوینده اجازه دهید که تمام آنچه را که در دل دارد بازگو کند آنگاه وی حاضر به شنیدن راه حل ها و توصیه های شما می شود .
  • گاهی اوقات فعالیت های همدردی آنقدر خوب عمل می کند که فرد گوینده از واکنش های شنونده و پاسخ های همدردی او به خوبی استفاده می کند و صحبت و مصاحبه را به راه حل های درمانی خوبی می کشاند . مهارت در اینگونه ارتباطات بسیار مهم است .
  • سخنگو ممکن است دچار این اشتباه شود که واکنش صحیح شما در برابر احساسات وی به منظور توافق شما بر عقاید و حالات درونی اوست. اغلب (نه همیشه) لازم است که این عدم تفاهم و درک ناصحیح را درست کنید . این کار باید بطور مختصر انجام گیرد . پس به سخنگو این اجازه و فرص را بدهید که شما را بشناسد و این نکته را درک کند که وی با شما متفاوت است آنگاه واکنش های همدردی را بهتر قبول می کند .
  • به عنوان یک فرد معالج ممکن است شما پاسخ های همدردی گوناگون و زیادی را ارائه دهید اما ممکن است که احساسات درونی خود را کمتر ابراز و آشکار کنید . اما به عنوان یک دوست بیان احساسات و حل مشکلات به همان اندازه که طرف مقابل ابراز داشته است از اهمیت زیادی برخوردار است . در غیر اینصورت به یک رابطه درمانی یک طرفه خواهید رسید .
  • ..

    .

    جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه پرداخت مستقیم که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود مقاله : مهارت اجتماعی روانشناسی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *