برگشتن به روانشناسی

دانلود پایان نامه : اثربخشی درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش باورهای غیرمنطقی زنان متأهل

۵,۲۰۰ تومان

Continue Shopping
دسته: , , برچسب: , , , , , , , , , , , ,

توضیحات

دانلود پایان نامه : اثربخشی درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش باورهای غیرمنطقی زنان متأهل

118ص

 

 

 

فهرست مطالب

فصل اول: کلیات تحقیق

مقدمه………………………………………………………………………………………………

بیان مسئله……………………………………………………………………………………….

اهمیت و ضرورت تحقیق……………………………………………………………………

فرضیه یا سوالات تحقیق……………………………………………………………………

اهداف تحقیق……………………………………………………………………………………

تعریف مفاهیم و واژگان…………………………………………………………………….

فصل دوم: پیشینه تحقیق

مقدمه………………………………………………………………………………………………

نظریه عقلایی- عاطفی……………………………………………………………………….

ریشه باورهای غیرمنطقی………………………………………………………………….

باورهای منطقی و غیرمنطقی………………………………………………………………

ویژگی‌های باور منطقی……………………………………………………………………..

ویژگی‌های باور غیرمنطقی…………………………………………………………………

انواع باورهای غیرمنطقی……………………………………………………………………

تحمل بالا ناکامی در مقابل تحمل پایین ناکامی………………………………………

انواع باورهای غیرمنطقی در نظریه الیس در آزمون جونز ……………………

باورغیرمنطقی نیاز به تائید دیگران …………………………………………………….

باور غیرمنطقی انتظار بیش از حد از خود……………………………………………

باور غیرمنطقی واکنش به ناکامی………………………………………………………..

باور غیرمنطقی به مسئولیتی عاطفی…………………………………………………….

باور غیرمنطقی نگرانی زیاد توام با اضطراب……………………………………….

باور غیرمنطقی اجتناب از شکست ……………………………………………………..

باور غیرمنطقی وابستگی به دیگران…………………………………………………….

باور غیرمنطقی درماندگی نسبت به تغییر…………………………………………….

باور غیرمنطقی کمال‌گرایی…………………………………………………………………

نظریه تحلیل رفتار متقابل…………………………………………………………………..

نظریه شخصیت برن…………………………………………………………………………

تحلیل کنشی حالات نفسانی………………………………………………………………..

کارکردهای حالت «کودک»…………………………………………………………………

کارکردهای مثبت و منفی «کودک طبیعی»…………………………………………….

کارکردهای حالت خود «والد»…………………………………………………………….

بخش‌های مثبت و منفی «والد کنترل کننده و مستبد»……………………………..

بخش‌های مثبت و منفی «والد مهربان و پرورش دهنده»………………………..

هدف کلی تحلیل رفتار متقابل (TA)……………………………………………………..

آسیب‌شناسی روانی………………………………………………………………………….

آسیب‌شناسی ساختاری……………………………………………………………………..

آسیب‌شناسی کارکردی……………………………………………………………………..

انواع تبادل……………………………………………………………………………………….

تشخیص حالات نفسانی……………………………………………………………………..

مسدود کردن و پس‌راندن والد…………………………………………………………..

نمودار حالات نفسانی………………………………………………………………………..

تئوری تماس اجتماعی……………………………………………………………………….

نوازش‌های مثبت و منفی……………………………………………………………………

نمودار نوازش………………………………………………………………………………….

نوازش‌های شرطی……………………………………………………………………………

نوازش در مقابل سرزنش………………………………………………………………….

سازمان‌دهی وقت……………………………………………………………………………..

کناره‌گیری……………………………………………………………………………………….

مناسک «ادای تشریفات»…………………………………………………………………….

سرگرمی‌ها………………………………………………………………………………………

فعالیت‌ها………………………………………………………………………………………….

بازیها و باجگیری‌ها…………………………………………………………………………..

مثلث نمایشی کاپلمن………………………………………………………………………….

صمیمیت………………………………………………………………………………………….

پیش‌نویس زندگی یا نمایشنامه و ریشه‌های آن…………………………………….

پیش‌نویس زندگی برنده، بازنده و غیربرنده………………………………………….

تحلیل نمایشنامه زندگی……………………………………………………………………..

نمودار نمایشنامه‌ی زندگی…………………………………………………………………

نمایشنامه کوچک………………………………………………………………………………

وضعیت‌های زندگی…………………………………………………………………………..

اهداف تغییر در تحلیل رفتار متقابل……………………………………………………..

درمان باورهای غیرمنطقی مبتنی بر تحلیل رفتار متقابل…………………………

دامنه کاربرد تحلیل تبادلی………………………………………………………………….

تحقیقات داخلی و خارجی در رابطه با باورهای غیرمنطقی……………………..

تحقیقات داخلی و خارجی در زمینه روش تحلیل رفتار متقابل…………………

فصل سوم: روش اجرای تحقیق

جامعه آماری……………………………………………………………………………………

نمونه و روش نمونه‌گیری………………………………………………………………….

روش گردآوری اطلاعات…………………………………………………………………..

نوع روش تحقیق……………………………………………………………………………….

توصیف مقیاس…………………………………………………………………………………

پرسشنامه تفکرات غیرمنطقی جونز…………………………………………………….

نمره‌گذاری پرسشنامه جونز………………………………………………………………

پایایی و روایی پرسشنامه جونز ………………………………………………………..

 

مقدمه

عصر حاضر دوران روابط پیچیده انسانی است که در آن تمام پدیده‌های مربوط به کنش‌ها و واکنش‌ها در مسیر فشارزای خاص خود در جریان است. این روابط پرپیچ و خم و در هم آمیخته اگر در روندهای علمی خود قرار نگیرند مشکلات بسیاری بوجود می‌آورند که تنها این مشکلات اثرات مخربی بر خود شخص دارد بلکه اثرات مهلکی بر سازمان‌ها، نهادها، خانواده‌ها، مدارس و موسسات خواهد داشت (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، 1384).

تحلیل تبادلی نظریه‌ای است مربوط به شخصیت و اقدام اجتماعی، و روشی بالینی در زمینه روان‌درمانی است که مبتنی بر تحلیل همه‌ی تبادل‌های میان دو یا چند شخص بر اساس حالات به طور مشخص تعریف‌شدۀ ‌من در در تعداد محدود می‌باشد (ّرن، ترجمه قراچه‌داغی، 1370). تحلیل رفتار متقابل همچنین نظریه‌ای برای ارتباطات فراهم می‌آورد، که می‌تواند برای تجزیه و تحلیل سازمان‌ها و مدیریت نیز بکار رود (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، 1384).

پیشگامان تحلیل رفتار متقابل «ضبط شده‌های» مردم را تقسیم‌بندی کرده‌اند. با مشاهده‌ی طرز استفاده‌ها از این ضبط شده‌ها، زبان ساده و جدیدی برای توصیف آنها ابداع کرده‌اند. به نظر این متخصصان، شخصیت ما از سه بخش مجزا تشکیل شده است و این سه بخش کل رفتارهای ما را پوشش می‌دهند. این سه بخش یا سه حالت ایگویی، طبق اصطلاحات تحلیل رفتار متقابل، والد، بالغ کودک هستند (منینگر، ترجمه فیروزبخت، 1383).

اکثر ما رابطه‌های پرتشویش و ناراحت‌کننده‌ای با دیگران داریم در حالیکه می‌دانیم این روابط می‌تواند بهتر از اینها باشد، چیزی در درون ماست که واقعاً می‌خواهد با مردم و مشکلاتی که ما را آزرده می‌کند، آشتی کند. برای ایجاد روابط مثبت باید نخست به خودمان بپردازیم. عقاید، باورها و تجارب ما مستقیماً با افکاری که در ذهن‌مان داریم، بستگی دارد. در نتیجه برای آنکه روابطمان را بهبود بخشیم ابتدا باید از ویژگی‌ها، عقاید، تفکرات و باورهای خود آگاهی و شناخت پیدا کنیم (سیاسی، 1379).

هر گاه عقاید فرد، به بایدهای خشک و انعطاف‌ناپذیر تبدیل شوند، بطور قطع وی را به افسردگی شدید، تهدید خود و حالات شدید روان نژندانه دچار خواهند کرد. لذا باورهایی که به آنها اشاره کردیم، تا زمانی که با «اجبار» توأم نباشند به خودی خود بیماری‌زا نیستند و احساس اضطراب و نگرانی هم که در نتیجه داشتن آنها ایجاد می‌شود در واقع احساسات ناکامی و اضطراب، از نوع مثبت آن هستند (کوری، شفیع‌آبادی و حسینی، 1386).

فرد ایده‌آل و باثبات کسی است که بر حسب شرایط خاص به راحتی از یک حالت خود به حالت دیگر آن جابه جا شود. آدم با ثبات از نظر بالغ، آدمی واقع‌بین، منطقی و مسئول است و از بازی‌هایی که برای انداختن مسئولیت و مشکلات زندگی به دوش دیگری ترتیب یافته‌اند، پرهیز می‌کند. فرد باثبات از نظر والد، فردی دلسوز و با فرهنگ است که سنت‌های با ارزش گذشته را حفظ می‌کند. فرد باثبات از نظر کودک، خودانگیخته، شاد و شوخ‌طبع است (پروچیکا، ترجمه سیدمحمدی، 1386).

هر کس می‌تواند فنون تحلیل رفتار متقابل را بیاموزد و از آنها استفاده کند. مردم با آموختن این فنون‌، گویی بینش جادویی پیدا می‌کنند. آنها به قلب مشکلات می‌زنند و با یکی دو عبارت ساده مشکلات پیچیده خود را حل می‌کنند (منینگر، ترجمه فیروزبخت، 1383). هدف نهایی تحلیل رفتار متقابل رسیدن به خود مختاری از طرح آگاهی، سلامت فکر و خودانگیختگی می‌باشد (آرین، 1372).

– بیان مسئله

نظام باورها، نقش اساسی در احساس و رفتار آدمی دارند. باورهای منطقی، منجر به رضایت از زندگی و سلامت روان می‌شوند. باورهای غیرمنطقی اختلال روان و نارضایتی از زندگی را در پی دارند. نظریه عقلایی، هیجانی، افسردگی را ناشی از نظام باورهای غیرمنطقی افراد می‌دارد و از اصطلاح باورهای غیرمنطقی به عنوان شیوه انتخابی برای مقابله با افسردگی یاد می‌کند (بک، 1976، ترجمه قراچه‌داغی، 1369).

انسان موجودی است عقلانی و در عین حال غیرعقلانی. تفکر غیرمنطقی انسان از یادگیری‌های غیر منطقی اولیه‌اش ریشه می‌گیرد، زیرا از لحاظ بیولوژیکی آمادگی پذیرش آن را دارد و این طرز تفکر به طور خاص از پدر و مادر، مربیان و جامعه به او منتقل می‌شود. اضطراب و اختلالات عاطفی انسان نیز ناشی از این طرز تفکر یا باورهای غیرمنطقی است. بنابراین تا هنگامی که تفکرات غیرمنطقی وجود دارد، هیجانات شدید و رفتارهای غیرمنطقی نیز وجود خواهد داشت ورهایی از اضطراب و اختلالات، مستلزم آگاهی انسان از خصوصیات فکری یا باورهای غیرمنطقی و منطقی است (شفیع‌آبادی، 1380).

الیس معتقد است که توسل به باورهای غیرمنطقی به اضطراب و ناراحتی روانی منجر می‌شود. وقتی‌که فرد به چنین عقایدی متوسل می‌شود، در نگرش و برداشت‌های خوش شدیداً بر اجبار، الزام و وظیفه تاکید دارد و خود را بی‌نهایت به واقع امر خاص مقید و پایبند می‌کند. بنابراین اگر فرد خود را از این قیدها برهاند، به احتمال قوی در جهت سلامت و رشد شخصیت حرکت خواهد کرد (شفیع‌آبادی، 1375).

طبق نظر الیس علت اصلی ناراحتی‌های احساسی، ناشی از طرز تفسیری است که از جهان داریم. نقطه‌نظرهای غیرمنطقی، منجر به افکار منفی و اتوماتیک علیه خود می‌شوند. و در نتیجه روی رفتار اثر نامطلوب گذاشته، توانایی ما را در کنار آمدن با مسئله دشوار می‌سازد (بنسون و استوارت[1]، ترجمه قراچه‌داغی، 1376).

اگر فردی دیدگاه‌های بسیار انعطاف‌پذیر و کمال‌گرایانه نسبت به دنیا داشته باشد و با موقعیتی مواجه شود که با دیدگاه او متضاد باشد؛ احتمالاً در مقابله با فشارزاها به راهبردهای ناسازگاری مثل اجتناب و انکار متوسل خواهد شد. علاوه بر این فرد ممکن است راهبردهای جبرانی را به کار گیرد که غیرمنطقی و غیرواقع‌گرایانه بوده و تلاش او در مقابله با عامل فشارزا به شکست بیانجامد (گودرزی، 1384).

همچنین فردی که تابع افکار غیرمنطقی و غیرعقلایی باشند، با عواقب غیرمنطقی و غیرتصادفی مواجه خواهد شد. در چنین حالتی فرد دچار احساس اضطراب، نگرانی، افسردگی و یا دیگر انواع احساسات منفی خواهد شد (شفیع‌آبادی، 1380).

در رویکرد تحلیل رفتار متقابل چهار موضوع زندگی را مطرح کرده است که بر تفکر منطقی و احساس‌ها، اعمال و روابط او با دیگران موثر است. این چهار موضوع عبارتند از «من خوبم- تو خوبی»، «من خوبم- تو خوب نیستی»، «من خوب نیستم- تو خوبی»، «من خوب نیستم- تو خوب نیستی» این چهار وضعیت یک سری باورهای غیرمنطقی برای فرد ایجاد می‌کند. زمانی که یک فرد موضوع اصلی زندگی خود را انتخاب می‌کند مایل است دنیا را عمداً از دیدی نگاه کند که موضعی حفظ شود. در جهان واقعی اغلب مردم در یک موضوع تثبیت نمی‌شوند. موضع‌های غیرخوب را می‌توان به عنوان توهم و تفکرات ناسالم تلقی نمود. کمک به افراد برای تجدید اتخاذ موضع زندگی سالم یکی از اهداف اصلی تجزیه و تحلیل مبادلات است (وولز و براون، هیوج، ترجمه عظیمی، 1384).

با توجه به مطالب بالا و بررسی سایر پژوهش‌هایی که در مورد باورهای غیرمنطقی صورت گرفته است. پژوهشگر را بر این سوال متوجه کرده که درمان براساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل تا چه اندازه می‌تواند باورهای غیرمنطقی را تغییر دهد.

– اهمیت و ضرورت تحقیق

در جهان کنونی هر فرد در زندگی روزمره شکلی از فشار روانی را تجربه می‌کند. تقریباً هیچ کس از فشار روانی ناشی از عوامل تنش‌زای محیطی و شخصی گریزی نیست. هر کس به ناچار سعی می‌کند با اتخاذ شیوه‌ای مختص به خود به آن عوامل پاسخ دهد.

ضرورت بسیار مهم و جدی در برخورد با افرادی که تفکر غیرمنطقی دارند، تغییر دادن افکار و باورهای غیرمنطقی و ناکارآمد آنان می‌باشد. از آنجا که فرض می‌شود، درمان مبتنی بر رویکرد و تحلیل رفتار متقابل بر تغییر باورهای غیرمنطقی موثر است، لذا در این پژوهش درمان رویکرد تحلیل رفتار متقابل جهت تغییر باورهای غیرمنطقی در بین زنان متاهل مورد بررسی قرار می‌گیرد. برنامه‌های آموزشی برای سلامت روانی افراد به زبان ساده که بتوان در باره مسائل شخصی مسائل اجتماعی حرف زد، امروز به وسیلۀ «تحلیل رفتار متقابل» امکان‌پذیر است.

یک دلیل عمده که چرا «تحلیل رفتار متقابل» چنین امید گسترده‌ای را در پرکردن شکاف‌ها بین نیاز و وسیلۀ درمان به ما می‌دهد، آن است که این روش، بهتر از هر جا، در گروهها اثر بخش است. این یک وسیلۀ آموزش و یادگیری است، نه کاوشهای باستان‌شناسی در زیرزمینهای روحی (هریس، ترجمه فصیح، 1381).

پژوهش حاضر در این زمینه تلاش می‌کند تا با به کارگیری روش‌های درمانی رویکرد و تحلیل رفتار متقابل و با بهره‌مندی از تکنیک‌ها و راهبردهای مداخله‌ای آنها امکان اثربخشی هر یک از روشها را بر تغییر باورهای غیرمنطقی مورد بررسی قرار دهد.

لزوم ضرورت تغییر باورهای غیرمنطقی آگاهی افراد از باورهای غیرمنطقی و نحوه تغییر آنها در موقعیت‌های مختلف است. که با استفاده از فنون و راهبردهای رویکرد تحلیل رفتار متقابل، می‌توان در یک چارچوب درمانی مناسب، به افراد دارای مشکلات مرتبط با باورهای غیرمنطقی پیشنهاد داد که به تغییر باورهای غیرمنطقی بپردازند.

به همین دلیل در سرتاسر فرایند درمان‌روی باورها و انتظارات خاص هر یک از اعضاء کار می‌شود و شیوه‌ی اصلاح آن به ایشان آموزش داده می‌شود. عمده‌ترین نقش درمانگر کمک به اعضاء است تا خودشان به این باور برسند که تحریفات و عقاید غیرمنطقی‌شان پایه‌ی آشفتگی‌های شناختی ایشان است (کوری، شفیع‌آبادی و حسینی، 1386).

– فرضیه یا سوالات تحقیق

فرضیه اصلی:

درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر تغییر باورهای غیرمنطقی موثر است.

فرضیات فرعی:

1- درمان براساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش نیاز به تأیید دیگران موثر است.

2- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش انتظارات بیش از حد از خود، موثر است.

3- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش سرزنش کردن خود، موثر است.

4- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش واکنش درماندگی یا ناکامی، موثر است.

5- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش بی‌مسئولیتی هیجانی، موثر است.

6- درمان براساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش توجه مضطربانه، موثر است.

7- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش اجتناب از مشکل، موثر است.

8- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش وابستگی، موثر است.

9- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش درماندگی برای تغییر موثر است.

10- درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش کمال‌گرایی، موثر است.

 

 

– اهداف تحقیق

هدف اصلی این تحقیق بررسی اثربخشی رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش باورهای غیرمنطقی زنان متأهل دانشگاه علامه طباطبائی است.

– هدف کاربردی:

بهره‌گیری از راهبردهای درمانی رویکرد تحلیل رفتار متقابل به منظور اصلاح باورهای غیرمنطقی و کمک به بهبود باورهای منطقی در زندگی زناشویی مراجعین

– تعریف مفاهیم و واژه‌های تحقیق

تعریف تحلیل رفتار متقابل

تعریف 1: مجموعه نظریه‌ها و راهکارهای عملی که فلسفه زیربنایی آن، درک رفتار انسانی و ارتقای خود پیروی و مشارکت اجتماعی است (هی، جولی، ترجمه پرنیانی، 1380).

تعریف2: تحلیل رفتار متقابل روش بررسی رفتار و اعمال بین دو نفر می‌باشد که در آن من با تو کاری می‌کنم و تو هم با من کاری می‌کنی و در این میان معلوم می‌شود که کدام جنبه از شخصیت چندجنبه‌ای انسان دخالت داشته است. این پدیده، چند جنبه‌ای از سه قسمت والد، بالغ و کودک بوجود آمده است (برن، 1966).

تعریف3: یک رفتار متقابل عبارت است از انگیزه‌ای از طرف یک شخص و پاسخی بر آن انگیزه از طرف شخصی دیگر، بطوریکه آن پاسخ به نوبه‌ی خود انگیزه‌ای برای شخص اول شود تا به آن دهد. هدف از این تجزیه و تحلیل آن است که کشف کنیم کدام جنبه از شخصیت والد، بالغ و کودک عامل این انگیزه یا پاسخ است (هریسی، ترجمه فصیع، 1381).

تعریف4: تحلیل رفتار متقابل نظریه‌ای است در مورد شخصیت و روش منظمی است برای روان‌درمانی به منظور رشد و تغییرات شخصی (انجمن بین‌المللی تحلیل رفتار متقابل آمریکا)[2]

در تحلیل رفتار متقابل واژه‌هایی دارای معنا و تعیین‌کننده می‌باشند که مختصر توضیحی در مورد آنها می‌آید.

تبادل[3]: یعنی معاوضه‌کردن ضربه‌ها بین دو نفر که شامل یک محرک و یک پاسخ بین حالت‌های خاص «من» است.

تبادل متقابل: وقتی صورت می‌گیرد که جهت‌ها موازی نیستند یا اینکه بیش از دو حالت «من» درگیر هستند.

تبادل مکمل: به آن موازی نیز گفته می‌شود و آن یعنی جهت‌های محرک و پاسخ موازی هستند بنابراین تنها دو حالت «من» درگیر هستند. هر کدام از طرف یک نفر.

آیین‌ها، احساسات راکت، اشتیاق به جایگاه، اشتیاق سازماندهی، اشتیاق محرک، بازی، تبادل پنهان، صمیمیت، تمبرها، تخفیف، جایگاه زندگی، حالات من و … از واژه‌های مهم در تحلیل رفتار متقابل می‌باشند (شیلینگ، ترجمه آرین، 1384).

چون بحث اصلی در تحلیل رفتار متقابل «حالات من» می‌باشد، تعریف مختصری از این سه «حالت من» را می‌آوریم.

حالات نفسانی والد: رفتارها، افکار و احساساتی که از والدین و یا جانشینان آنها فرا گرفته شده‌اند.

حالات نفسانی بالغ: رفتارها، افکار و احساساتی که واکنش‌های مستقیم به وضعیت‌های این زمانی این مکانی است.

حالات نفسانی کودک: رفتارها، افکار و احساساتی که از دوران کودکی باز نواخته می‌شود (جونز و استوارت، ترجمه دادگستر، 1382).

تعریف مفهومی باورهای غیرمنطقی

هر گونه فکر، هیجان یا رفتار است که موجب تخریب نفس و متلاشی شدن خود می‌شود و نتایج مهم آن اختلال در تندرستی و سلامت انسان است (الیس، 1977).

شفیع‌آبادی (1380) باورهای غیرمنطقی را تفکرات غیرمنطقی می‌داند، که در مواقع تفکرات غیرمنطقی همان اندیشه‌های باطل و وهمی و ضایعی هستند که منجر به بروز اختلال در رفتار می‌شوند.

 

 

 

 

تعاریف عملیاتی

آموزش روش تحلیل رفتار متقابل:

دوره آموزشی هشت جلسه‌ای که در آن مفاهیم مربوط به نظریه تحلیل رفتار متقابل توضیح داده می‌شود تا افراد آن را در زندگی خود پیاده کنند (فرمت به پیوست می‌باشد).

تعریف عملیاتی باورهای غیرمنطقی:

نمره‌ای که فرد از مقیاس باورهای غیرمنطقی جونز کسب می‌کنند.

 

 

 

فصل دوم

ادبیات تحقیق

 

مقدمه

خانواده چیزی بیش از مجموعه افرادی است که در یک فضای مادی و روانی خاص به سر می‌برند. خانواده یک نظام اجتماعی و طبیعی است که ویژگی‌های خاص خود را دارد. این نظام اجتماعی مجموعه‌ای از قواعد و اصول را ابداع و برای اعضای خود نقش‌های متنوعی تعیین می‌کند. علاوه بر این، خانواده از یک ساخت نظامدار قدرت برخوردار است. صورت‌های پیچیده‌ای از پیام‌سانی‌های آشکار و نهان را به وجود می‌آورد، و روشهای مذاکره و مسئله‌گشایی مفصلی در اختیار دارد که به آن اجازه می‌دهد تا تکالیف مختلفی را با موفقیت به انجام برساند. رابطۀ اعضای این خرده‌فرهنگ رابطه‌ای عمیق و چندلایه‌ای است که عمدتاً براساس تاریخچۀ مشترک، اوراقها و فرضهای مشترک و درونی شده راجع به جهان، و اهداف مشترک بنا نهاده شده است (کلدنبرگ و گلونبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران، 1385).

ازدواج به جای آنکه صرفاً پیوند دو نفر با یکدیگر باشد، معرف دگرگونی در دو نظام جا افتادۀ خانوادگی و تکوین یک خرده‌نظام در داخل هر یک از آنهاست. امروزه به زوجین وابستگی رسمی کمتری با سنتهای خانوادگی دارند، و لذا الگوهای کمتری برای تقلید در اختیار آنهاست. بنابراین، زوجهای امروزین باید ابتدا خود را به عنوان یک همسر به طرف متقابل متعهد سازند و از این طریق خود را از خانواده‌های مبدأ تفکیک کنند و صرفاً در درجه دوم با خانوادۀ مبدأ خویش پیوند برقرار سازند. شاخص جدایی مناسب از خانواده‌های مبدأ و تکوین یک واحد زناشویی منسجم عبارت است از تعهد داشتن در قبال همسر (بارن هیل ولانگو، 1987). به طور آرمانی، هر دو طرف باید احساس کنند که آنها بدون قربانی کردن «من» یعنی، احساس استقلال و خودپیروی شخصی، قسمتی از «ما» به شمار می‌آیند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران، 1385).

مردان و زنان، چه در خانوادۀ مبدا خویش و چه در خانواده‌ای که از طریق ازدواج شکل گرفته است، تجربۀ متفاوتی از زندگی خانوادگی دارند. آنها معمولاً با انتظارات، باورها، ارزشها، نگرشها، اهداف، و فرصت‌های متفاوتی بزرگ می‌شوند.

طرز فکر آنها دربارۀ انتظاری که از آنان در زندگی زناشویی، و بعدها، پدر و مادر شدن، می‌رود با یکدیگر فرق می‌کند، و تعجبی ندارد که تجارب متفاوتی نیز خواهند داشت. به طور متعارف و سنتی، زنهای مجرد تا هنگام ازدواج در کنار خانوادۀ مبدأ زندگی می‌کنند، آنها در این بین فرصت آن را ندارند که مستقل بودن را تجربه کنند اما در سال‌های اخیر با ورود زنان به نیروی کار، بسیاری از آنان تصمیم گرفته‌اند که تنها زندگی کنند اما آنکه با مردان یا سایر زنان به صورت مشترک زندگی کنند. معمولاً برای مردها، جدایی از خانوادۀ مبدأ ساده‌تر است و از تائید اجتماعی بیشتری در این خصوص بهره‌مند هستند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی و همکاران، 1385).

فروپاشی نقشهای قالبی مرد و زن در رابطه با مسئولیت‌های خانگی و شغلی امری ضروری به شمار می‌آید. اما زنهای کارمند با اینکه نسبت به سابق کمتر اتفاق می‌افتد- باز هم مسئولیت عمدۀ مراقبت از فرزند و بسیاری از کارهای خانه را بر دوش دارند. مضاف برآن، احتمال دارد که مسئولیت حفظ تماس با خانواده‌های مبدأ زن و شوهر و همچنین حفظ دوستی‌ها و عهدۀ آنها باشد. به طور سنتی، ادارۀ خانه و پرورش کودکان حوزۀ کاری زنان را تشکیل می‌دهد و مردها مسئولیت حمایت مالی را در صورت لزوم، حمایت جسمانی خانواده را بر عهده دارند (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی برواتی، 1385).

به نظر مک گلدریک، ممکن است مردها بخواهند صمیمیت بیشتری با همسران خویش برقرار کنند، حال آنکه زنها احساس نکنند که مایل‌اند زندگی خاص خود را به وجود آورند، مثلا، از طریق اشتغال مجدد یا سایر فعالیت‌های بیرون از خانه. مک گلدریک مدعی است که اگر تنشهای شدید زناشویی باعث متارکۀ زن از شوهر شود، همان چیزی که گهگاه در طی این مرحله اتفاق می‌افتد، آسیب‌پذیری زنها بیشتر می‌شود. سرانجام چونکه زنها بیشتر از مردها عمر می‌کنند، بسیاری از آنها می‌توانند احساس تنهایی و کمبود مالی نمایند، بسیار پیش می‌آید که آنها برای دریافت حمایت و مراقبت به دختران (یا شاید عروسکهای) خویش روی آورند، زیرا در جامعه ما قسمت عمدۀ مراقبت از پیران بر دوش زنهاست (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ترجمه حسین شاهی، 1385).

 

نظریه‌ی عقلانی- عاطفی[4]

روانشناسی شناختی را می‌توان رویکردی جدید در علم روانشناسی دانست. امروزه شواهد کافی وجود دارد که نشان دهد انسان موجودی منفعل در برابر رویدادها نیست بلکه ضمن دریافت اطلاعات از محیط به تجزیه و تحلیل می‌پردازد. طرفداران دیدگاه شناختی عقیده دارند که هیجانات و رفتارهای آدمی تحت تاثیر ادراک او از واقعیت قرار دارد. این موقعیت نیست که به تنهایی تعیین‌کننده‌ی احساس افراد باشد، بلکه پاسخ هیجانی به نحوه تفسیر موقعیت و تفکر در مورد آن بستگی دارد (بک[5]، 1995).

یکی از طرفداران این دیدگاه آلبرت الیس موسس درمان عقلانی – عاطفی می‌باشد. نظریه‌ی وی متأثر از این اصل است که هیجان و منطق، یعنی تفکر و احساس، در روان به طرز پیچیده‌ای در یکدیگر تنیده‌اند. افکار انسان بر احساسات و رفتار او تأثیر می‌گذارد و حتی آن‌ها را به وجود می‌آورد. احساسات برافکار و رفتارها، و رفتار نیز بر افکار و احساسات تأثیر می‌گذارد (جورج و کریستیانی[6]، 1990 ترجمه فلاحی و حاجی‌لو، 1374).

الیس معتقد است که این اشتباه است که ما فکر کنیم مسائل ناراحت‌کننده در زندگی موجب واکنش‌های هیجانی چون اضطراب و افسردگی است بلکه این نظام باورهاست که چنین حالاتی ایجاد می‌کند. از نظر وی تبیین منطقی شخصیت، بک ABC ساده است (الیس، 1973، b1991).

اصولاً این مدل می‌گوید رویدادهای فعال‌کننده (A)، پیامدهای رفتاری و هیجانی (C) دارند. اما پیامدهای رفتاری و هیجانی معلول رویدادهای فعال‌کننده نیستند. بلکه عمدتاً معلول نظام باورهای (B) آدمها هستند. وقتی رویدادهای فعال‌کننده خوشایندند، باورهای مورد استناد احتمالا بی‌ضرر خواهند بود. ولی وقتی این رویدادها ناخوشایندند، باورهای نامعقولی (LiB) به میان می‌آیند که معمولا پیامدهای رفتاری عقلانی- عاطفی مشکل‌سازی دارند. نقش درمانگر این است که با زیر سوال بردن باورهای نامعقول، این باورها را رد کند. البته او برای ایجاد تغییر از فنون شناختی و هیجانی و رفتاری دیگری هم استفاده می‌کند (الیس، ترجمه فیروزبخت، 1383). نظریه درمان RET معتقد است که پایداری بهبودی بالینی به تغییر باورهای غیرمنطقی وابسته است. الیس و برناد[7] (1989) بیان می‌کنند که افکار منطقی در درمان عقلانی- عاطفی به صورت عینی‌تر و عقلانی‌تر باشند و عواطف و اعمالشان را از طریق به کاربستن قوانین منطقی و روشهای علمی تنظیم کنند. با این حال در مواقعی به نظر می‌رسد افراد بهنجار هم سوگیری‌های شناختی نشان می‌دهند. الیس (1987) بیان می‌کند گرایش به سمت غیرمنطقی بودن همگانی می‌باشد (هاگا[8] و دیوسیون[9]، 1989).

همه انسان‌ها درست به همان صورتی که ذاتاً گرایش دارند به شکلی منحصر به فرد، منطقی و روشن فکر باشند، دارای گرایش بسیار نیرومندی برای کژفکری هستند (الیس 1973) به نقل از پروچاسکا و نورکراس[10]، ترجمه سید محمدی، 1381).

از یک طرف تمایل ذاتی دارند که خودشان را بسازند، رشد دهند و به آن حدی که ایده‌آل ذات بشری است برسانند. آن‌ها استعداد عظیمی برای منطقی بودن و ایجاد خوشی بر خود دارند. از طرف دیگر آن‌ها تمایلی ذاتی برای ایجاد و توسعه شناخت‌های غیرمنطقی، عواطف ناسالم و بدکار کردن دارند. بنابراین پتانسیل زیادی برای آسیب رساندن به خود و دیگران و تکرار اشتباهات مشابه هستند (نلسون- جونز، 2001).

ریشه‌ی باورهای غیرمنطقی

از نظر الیس باورهای غیرمنطقی، ریشه در سه عامل بیولوژی، یادگیری اجتماعی و انتخاب شناخت‌های غیرمنطقی دارد که به تفصیل در ذیل می‌آیند:

1- بیولوژی[11]: الیس معتقد است افکار و باورهای انسان، عواطف و رفتارهایشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به نظر وی گر چه آدمی اعتقادات و باورهای غیرمنطقی را می‌آموزد اما از نقطه نظر زیستی استعداد زیادی برای کسب این‌گونه اعتقادات و باورها را خواهد داشت. آمادگی شدید ذاتی در پرداختن به تفکر غیرعقلانی باعث منفی‌کاری، آشفتگی عاطفی و سهل‌انگاری در تغییر شخصیت و رکود آن می‌گردد. بنابراین هر فردی عملاً در مواردی رفتار غیرمنطقی را از خود نشان می‌دهد (رحیمیان، 1377).

2- یادگیری اجتماعی[12]: گر چه آدمی با استعداد مشخصی برای غیرمنطقی بودن به دنیا می‌آید، این تمایل مکرراً به وسیله‌ی محیط تشدید می‌شود، به ویژه در اوایل زندگی که آسیب‌پذیرترین زمان نسبت به تأثیرات محیطی است. با وجود این که الیس آدمی را بسیار نقش‌پذیر می‌بیند اما تفاوتهای ذاتی را می‌پذیرد (الیس b1977). افکار غیرمنطقی به دلایل مختلفی کسب می‌شود (الیس 1991، 2000؛ الیس و هاپر، 1997). اول این که کودکان در سنین پایین قادر نیستند واقعیت از ترس‌های فرضی تشخیص دهند. این در حالی است که با بالارفتن سن تاکید بر ارضای تمایلات فوری کمتر می‌شود. دوم این که مکرراً، تقاضاهای کودکی به وسیله چیزهای جادویی ارضا می‌شود. مثلاً والدین به کودک می‌گویند که یک پری، نیاز آنها را برآورده خواهد کرد. سوم این که کودکان به برنامه‌ریزی و تفکرات دیگران وابسته‌اند و زمانی که آنها سن پایین‌تری دارند. تأثیرپذیری آنها بسیار زیاد است. چهارم این که والدین و اعضای خانواده خودشان دارای تمایلات غیرمنطقی، تعصبات و خرافه‌پرستی‌هایی هستند که به فرزندان القا می‌کنند. پنجم اینکه این فرایند به وسیله‌ی تعلیمات رسانه‌های عمومی تشدید می‌شوند. بالاخره فرهنگ‌ها و مذاهب می‌توانند دیدگاه‌های غیرمنطقی، خود تخریبی و جامعه تخریبی را آموزش دهند (نلمسون و جونز، 2001)

3- انتخاب شناخت‌های غیرمنطقی[13]: فرایند اکتساب غیرمنطقی بودن از طریق واکنشی ساده به چگونگی رفتار دیگران صورت نمی‌گیرد. انسان‌ها عموماً با پرورش ندادن و استفاده نکردن از توانایی‌هایشان برای انتخاب منطقی، آشفتگی‌های هیجانی زیادی در خود به وجود می‌آورند. تجارب منفی یادگیری اجتماعی، به خودی خود منجر به اکتساب شناخت‌های غیرمنطقی نمی‌شود، هم‌چنان که تجارب مثبت یادگیری اجتماعی به شناخت‌های منطقی ختم نمی‌شود. بسیاری از افراد با وجود این که تربیت مطلوبی دارند، اما به میزان قابل توجهی باورهای غیرمنطقی در خود پرورش می‌دهند یعنی با وجود این که تجارب یادگیری اجتماعی بر خوب یا بد بودن افراد تأثیر می‌گذارد، اما آن‌ها موجوداتی آزاد و انتخاب‌گرند و می‌توانند با تعبیر و تفسیر محرک‌های بیرونی دست به انتخاب زده و در جهت رشد خود یا برعکس حرکت کنند (نلسون و جونز، 2001)

– باورهای منطقی و غیرمنطقی

به هیچ وجه نمی‌توان با دلایل تجربی یا علمی، تعریفی از تفکر نامعقول یا غیرمنطقی ارائه داد. اگر کسی معتقد باشد که هر اندیشه‌ای که غیرعینی و دقیق است، نامعقول یا غیرمنطقی می‌شود، در این صورت باید چنین نتیجه‌گیری کند که مقدار زیادی از تفکر اشخاص غیرآشفته نامعقول است. زیرا پژوهش‌ها نشان می‌دهند که داستان‌هایی که اشخاص برای خودشان تعریف می‌کنند تا با مشکلات زندگی کنار بیایند و اغلب دارای عناصر غیرواقعی و واهی است (گیر[14] و همکاران، 1970؛ تیلور و براون 1988).

ما معمولاً باورهای غیرمنطقی را جزء آن دسته از باورها به شمار می‌آوریم که یا به طور مستقیم همراه با بازتابهایی نظیر: اندوه، افسردگی و خشم ظاهر می‌شوند یا غیرمستقیم به صورت درونی[15] و لحظه‌ای[16] تظاهر می‌کنند و حاصل آنها عدم تحرک و بی‌علاقگی به کار و فعالیت است. باورهای منطقی و اجزاء آن دسته از باورها می‌دانیم که بازتاب آن‌ها به شکل منطقی شاهر می‌شود. هر فردی در زندگی خود در زمانهای مختلف با یکی از این دو نوع باور مواجه می‌شود (الیس و جیمزنال[17]، ترجمه فرهاد، 1386).

.

.

.

جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه پرداخت مستقیم که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه : اثربخشی درمان بر اساس رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر کاهش باورهای غیرمنطقی زنان متأهل”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *