برگشتن به روانشناسی

دانلود پایان نامه : بررسی اثر بخشی درمان براساس رویکرد طرحواره- محور بر افزایش رضایت زناشویی زنان خوابگاههای دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی

۵,۲۰۰ تومان

Continue Shopping
دسته: , برچسب: , , , , , , , , , , , ,

توضیحات

دانلود پایان نامه : بررسی اثر بخشی درمان براساس رویکرد طرحواره- محور بر افزایش رضایت زناشویی زنان خوابگاههای دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی

124ص

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                              

فصل اول:

1-1. مقدمه …………………………………………………………………………………………………

1-2. بیان مساله …………………………………………………………………………………………..

1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق ………………………………………………………………………

1-4. اهداف تحقیق ……………………………………………………………………………………….

1-5. فرضیه‌های تحقیق ………………………………………………………………………………..

1-6. متغیرهای تحقیق …………………………………………………………………………………..

1-7. تعاریف مفهومی و عملیاتی واژگان اختصاصی………………………………………….

فصل دوم:

2-1. خانواده ……………………………………………………………………………………………….

2-2. ازدواج ………………………………………………………………………………………………..

2-3. رضایت زناشویی …………………………………………………………………………………

2-4. عوامل موثر بر رضایت زناشویی …………………………………………………………..

2-4-1. سن ازدواج و رضایت‌مندی زناشویی …………………………………………………

2-4-2. جنس و تفاوتهای جنسیتی در رضایت زناشویی …………………………………..

2-4-3. مهارت‌های ارتباطی و رضایت زناشویی ……………………………………………..

2-4-4. تفکر و شناخت در رضایت زناشویی ………………………………………………….

2-4-5. سوابق تربیتی و خانوادگی و رضایت زناشویی ……………………………………

2-4-6. خانواده اصلی و نقش شناخت‌ها، اندیشه و باورهای زیر بنایی در رضایت زناشویی

2-5. طرحواره …………………………………………………………………………………………….

2-5-1. طرحواره‌ها و افکار خودکار ………………………………………………………………

2-5-2. طرحواره‌ها و اسنادها ………………………………………………………………………

2-5-3. طرحواره‌ها و انتظارات ……………………………………………………………………..

2-5-4. طرحواره‌ها و فرضیات ……………………………………………………………………..

2-5-5. طرحواره‌ها و استانداردها …………………………………………………………………

2-5-6. نقش طرحواره‌ها در روابط خانوادگی …………………………………………………

2-5-6- الف). شکل گیری طرحواره‌های خانوادگی ………………………………………….

2-5-7. طرحواره‌های ناکارآمد ……………………………………………………………………..

2-5-8. منشاء طرحواره‌های ناکارآمد اولیه …………………………………………………….

2-5-9. انواع طرحواره‌های ناکارآمد اولیه ………………………………………………………

2-5-9- الف). حوزه اول: بریدگی و طرد ………………………………………………………..

2-5-9- ب). حوزه دوم: خود گردانی و عملکرد مختل ……………………………………..

2-5-9- ج). حوزه سوم: محدودیت‌های مختل …………………………………………………

2-5-9- د). حوزه چهارم: معطوف به دیگری بودن

2-5-9- ر). حوزه پنجم: گوش به زنگی بیش از حد و باز داری ………………………..

2-5-10. خصوصیات طرحواره‌های ناکارآمد اولیه ………………………………………….

2-5-11. سبک‌های مقابله‌ای ناکارآمد …………………………………………………………….

2-5-12. طرحواره درمانی ……………………………………………………………………………

2-5-12- الف). شناسایی و ارزیابی طرحواره‌های ناکارآمد اولیه……………………….

2-5-12- ب). تغییر، اصلاح و بازسازی طرحواره‌های ناکارآمد اولیه…………………

2-5-13. بازسازی طرحواره‌های حاصل از خانواده اصلی در رویکرد طرحواره- محور

2-5-13- الف). راهبردهای تجربی (هیجانی)……………………………………………………

2-5-13- ب). راهبردهای شناختی …………………………………………………………………

2-5-13- ج). تکنیک‌های بین فردی ………………………………………………………………..

2-5-13- د). الگو شکنی رفتاری ……………………………………………………………………

2-6. حمایت پژوهشی از اثر بخشی رویکرد طرحواره- محور……………………………

فصل سوم:

3-1. روش پژوهش………………………………………………………………………………………

3-2. جامعه آماری، نمونه پژوهش و روش نمونه گیری……………………………………

3-3. روش جمع آوری داده‌ها………………………………………………………………………..

3-4. ابزار پژوهش و اعتبار و پایایی آزمونها ………………………………………………….

3-4-1. فرم مشخصات دموگرافیک، نمونه مورد پژوهش………………………………….

3-4-2. پرسشنامه DASS………………………………………………………………………………

3-4-3. پرسشنامه فرم کوتاه طرحواره یانگ (YSQ)…………………………………………

3-4-4. پرسشنامه رضایت زناشویی امزیچ……………………………………………………..

 

-1. مقدمه

خانواده، واحدی‌اجتماعی و نظامی سازمان یافته است که در بقا و رشد نوع بشر نقش بسیار با اهمیتی را داراست و بنیادی‌ترین نهاد جامعه محسوب می‌شود. خانواده‌های با کارکرد سالم، به‌سالم سازی فضای جامعه یاری رسانده و زمینه رشد و شکوفایی اعضای خود را فراهم می‌کنند. خانواده بستر رشد و رفاه جسمی و روانی اجتماعی کودک و عامل تحقق و تعادل فیزیکی، روانی و اجتماعی انسانهاست. یکی از مهمترین عوامل پیش بینی کننده بهداشت روانی افراد متاهل، روابط با همسر است (لاسول[1] و لاسول، 1991). روابط با همسر عنصر اصلی زندگی عاطفی و اجتماعی فرد است و نداشتن رضایت زناشویی به توانایی زوجین برای برقراری روابط توام با خوشنودی با‌فرزندان و‌همچنین سایر افراد‌خانواده آسیب می‌رساند. روابط‌مطلوب توام‌با رضایت در درون خانواده به سازگاری موثرتر افراد در موقعیت‌های گوناگون یاری می‌رساند و‌از طرف دیگر تعارضات زناشویی،[2] زمینه آسیب‌های روانی را فراهم می‌کند. زندگی مشترک در طبیعت ذاتی خود موجب تعارضات و چالش‌هایی در روابط میان زوجین می‌شود (وینچ[3] و همکاران، 1974).

رویکردهای گوناگون زوج درمانی با هدف کاهش تعارضات و آشفتگی‌های ارتباطی میان زوجین به وجود آمده است (میستی،[4] 2004). مشاوره زوجین براساس این فرضیه است که مشکلات افراد در زمینه روابط زناشویی از طریق مشاوره بهتر بر طرف می‌گردد. مروری بر ادبیات تحقیقاتی در این زمینه که از اولین سالهای 1996 انجام شده کارایی خانواده و زوج درمانی را در درمان زوج‌های ناسازگار مورد تاکید قرار می‌دهد. (روزن- گاردن[5] و همکاران، 2004).

هدف زوج درمانی کمک به زوجین برای سازگاری مناسب‌تر با مشکلات جاری و یادگیری روش‌های موثر‌ارتباط است (میستی، 2004). اما علی رغم این هدف، بسیاری از درمانهای موجود در این زمینه مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. به عنوان مثال، یکی از مقوله‌های مهم در زوج درمانی توجه به روابط بین فردی[6] افراد است. این مقوله در بسیاری از درمانها مورد عنایت قرار گرفته، اما نه به عنوان یک عنصر فعال. برای نمونه، در رویکرد شناختی- رفتاری، مشکلات مربوط به روابط بین فردی افراد، که ممکن است در روابط اولیه آنان با افراد مهم زندگی خود در دوران کودکی ریشه داشته باشد، به عنوان موانعی در نظر گرفته می‌شود که برای دستیابی به تبعیت فرد از راهبردهای درمانی باید بر آنها غلبه کرد. اما این فرض وجود دارد که بسیاری از افراد روابط بین فردی ناکارآمدی دارند که ریشه این روابط به اوایل زندگی و دوران کودکی آنان برمی‌گردد و از آنجایی که این مشکلات بین فردی هسته اصلی مسائل آنان را تشکیل می‌دهد، بنابراین این مقوله یکی از بهترین حوزه‌ها برای سنجش و درمان‌این گروه از افراد به شمار می‌آید و با تمام اهمیتی که دارد در درمان شناختی- رفتاری کلاسیک نادیده گرفته شده است (یانگ،[7]ویشار[8] و کلوسکو[9] ؛ ترجمه حمید پور و اندوز، 1386).

یکی دیگر از درمان‌هایی که در این حوزه به کار رفته، درمان مبتنی بر رویکرد روان پویایی[10] است. در‌مقایسه با‌سایر درمان‌ها این رویکرد تمایل کمتری به یکپارچه سازی راهبردهای درمانی دارد. درمانگرانی که جهت گیری روان پویایی دارد، به ندرت به مراجعان خود تکالیف خانگی می‌دهند. به علاوه، این درمانگران مبتنی بر همان سبک و سیاق سنتی خود سعی می‌کنند در روند درمان خنثی و بی طرف باشند و به مراجع اجازه می‌دهند تا هر آنچه که در رابطه با مشکل به ذهنش می‌آید در جلسه درمانی بیان کند. اما‌امروزه بسیاری‌از درمانها این‌مسائل را‌مورد توجه قرار‌داده و راهبردهای یکپارچه‌تری را ارائه می‌کنند (یانگ و همکاران، همان منبع).

از سوی دیگر، در مبحث زوج درمانی این اعتقاد وجود دارد که هر فرد تاثیراتی را از خانواده‌زیستی خود‌وارد زندگی‌زناشویی می‌کند. افراد مجموعه‌ای از‌انتظارات، باورها و تصورات خیالی مربوط به نقش خود و همسرشان را در پیوند زناشویی داخل می‌کنند. متاسفانه بسیاری از‌انتظارات، شدیدا غیر واقع بینانه هستند و از این رو سبب گسترش ناامیدی، بی اعتمادی و پرخاشگری می‌شوند (برنشتاین[11]و برنشتاین، 1986؛ ترجمه سهرابی، 1382). درباره تاثیر دریافت‌های قبلی در ادراکها و تصورات جدید نظراتی عنوان شده، اما در روانشناسی شناختی برای توضیح این اثر از مکانیسم‌ها و مفاهیم مختلفی استفاده شده است. یکی از قوی‌ترین مکانیسم‌ها و مفاهیمی که در این مورد به کار رفته طرحواره[12] است که از زمان پیاژه و سپس بک وارد علوم شناختی شده است. یانگ و همکاران (2003) معتقدند که طرحواره‌ها، الگوهای ثابت و دراز مدتی هستند که در دوران کودکی به وجود آمده و تا بزرگسالی نیز ادامه می‌یابند. ما از‌طریق طرحواره‌ها به دنیای اطرافمان نگاه می‌کنیم. طرحواره‌ها، باورها و احساسات مهمی در مورد خود و محیط اطراف و آینده می‌باشند که افراد آنها را بدون چون و چرا پذیرفته و تداوم می‌بخشند و در برابر تغییر آنان نیز از خود مقاومت نشان می‌دهند. معمولا این طرحواره‌ها به‌غیر از بافت درمانی در‌جای دیگری تغییر نمی‌کنند. یانگ (1999)‌با یکپارچه سازی تکنیک‌های مختلف در‌قالب یک نظریه‌منسجم، طرحواره درمانی را که رویکردی نظام‌مند است به وجود آورده و با این کار باعث گسترش مرزهای درمان شناختی- رفتاری، که قبلا بعضی جنبه‌های آن مورد انتقاد قرار گرفته بود، شد. طرحواره درمانی بر پایه رفتار درمانی شناختی بنا شده، با این تفاوت که در‌حوزه شناختی به ریشه‌های گذشته‌موثر در مشکلات فردی توجه چندانی نمی‌شود، اما در حوزه رویکرد طرحواره- محور با تاکید بیشتر روی جنبه‌های تحولی مشکلات روان‌شناختی در‌دوران کودکی و‌نوجوانی و‌استفاده از فنون یکپارچه درمانی، افق‌های نوینی فراروی درمانهای زناشویی گشوده شده است (یانگ و همکاران، 2003).

 

1-2. بیان مساله

از دهه 1990 به بعد، مطالعات علمی پیرامون رضایت زناشویی[13] افزایش یافته و در مقایسه با یافته‌های علمی دهه‌های گذشته، حجم زیادی از این تحقیقات به جنبه‌های گوناگون رضایت زناشویی اختصاص یافته است (برادبری،[14] فینچمن[15] و بیچ[16]، 1999). رضایت زناشویی، نشانگر استحکام و کارآیی نظام خانواده است. سعادت و سلامت خانواده به وجود ارتباطات سالم و بالنده زوجین بستگی دارد و چنانچه پایه خانواده از استحکام لازم برخوردار نباشد، پیامد منفی آن انواع مشکلات جسمی و روانی است (ستیر،[17] ترجمه بیرشک؛ 1370).

امروزه میزان‌زیادی از نابهنجاری‌های روان‌شناختی و مشکلات بهداشت روانی ناشی از ارتباط‌های مختل، تعارض‌ها و کشمکش‌های درون خانواده و ناتوانی در مسائل خانوادگی‌است (خمسه، 1382). عوامل موثر بر‌رضایت زناشویی بارها توسط محققان مطرح شده است. پیچیدگی مفهوم رضایت زناشویی و عوامل بسیار گوناگون تاثیر گذار در آن، عرصه چالش برانگیزی را به وجود آورده است. سازگار شدن با فرد دیگری که به فرهنگ و زمینه خانوادگی دیگری تعلق دارد، دشوار است؛ در حالی که تغییرات چرخه زندگی نیز به این پیچیدگی می‌افزاید. از طرف دیگر، این فرض نیز وجود دارد که ممکن است‌تاثیراتی که هر‌فرد از‌محیط اولیه‌خود وارد زندگی زناشویی می‌کند در رضایت یا عدم رضایت آن نقش داشته باشد. بخشی از این تاثیرات، طبق نظر یانگ (1999- 1990) حاصل طرحواره‌هایی هستند که فرد به طور ناخودآگاه همراه با خود وارد زندگی مشترک کرده و این طرحواره‌ها خواه ناخواه بر آن تاثیر می‌گذارند. یانگ و همکاران (2003) معتقدند که برخی از طرحواره‌ها به خصوص طرحواره‌هایی که در نتیجه تجارب بد کودکی ایجاد شده‌اند، ممکن است هسته اصلی اختلالات رفتاری مزمن و دیگر مشکلات بین فردی باشد. برای بررسی این ایده، یانگ مجموعه‌ای از طرحواره‌ها، که آنها را طرحواره‌های ناکارآمد اولیه[18] می‌نامند، مشخص نمود و طرحواره درمانی[19] را برای تغییر آنها پیشنهاد کرد. طرحواره درمانی یک درمان ترکیبی است‌که به‌وسیله یانگ (1990) براساس‌مفاهیم درمان‌شناختی- رفتاری رشد یافت. این رویکرد بر کشف ریشه‌های تحولی،[20] مشکلات روان شناختی[21] و کشف طرحواره‌های ناکارآمد اولیه تاکید می‌کند (یانگ و همکاران، 2003). معمولا ماهیت ناکارآمد این طرحواره‌ها وقتی ظاهر می‌شوند که مراجعان در روند زندگی روزمره خود و در تعاملاتشان با همسر، دوستان و در محل کار به گونه‌ای عمل می‌کنند که طرحواره‌هایشان تایید شود.

پژوهش حاضر براساس رویکرد طرحواره درمانی یانگ انجام شده است. یانگ و همکاران (2003) معتقدند که طرحواره‌ها به دلیل ارضا نشدن نیازهای هیجانی اساسی دوران کودکی به وجود آمده‌اند. این پنج نیاز اساسی عبارتنداز: 1) دلبستگی[22] ایمن به‌دیگران، 2) خودگردانی،[23] کفایت و‌هویت، 3) آزادی در بیان نیازها و هیجان‌های سالم، 4) خودانگیختگی[24] و تفریح و 5) محدودیت‌های واقع بینانه[25] و خویشتن داری.[26] هدف طرحواره درمانی این است که به مراجعان کمک کند تا راههای سازگارانه‌تری را برای ارضاء نیازهای اساسی هیجانی بیابند. تمامی مداخلات طرحواره درمانی ابزاری برای رسیدن به این هدف هستند (یانگ، و یشار و کلوسکو، 2003؛ ترجمه حمید پور و اندوز، 1386).

به عقیده یانگ (1999) طرحواره‌ها دو عملکرد اصلی دارند که عبارتست از تداوم طرحواره[27] و بهبود طرحواره.[28] تداوم طرحواره، به هر چیزی اشاره دارد که فرد انجام می‌دهد تا وضعیت فعلی طرحواره را حفظ کند. این مکانیسم‌ها شامل تحریف‌های شناختی[29]، الگوهای خود آسیب رسان[30] و سبک‌های مقابله‌ای[31] هستند که در نهایت باعث تقویت طرحواره می‌شوند. از آنجایی که طرحواره مجموعه‌ای از خاطرات، هیجانات، احساسات بدنی و شاخت‌ها هستند، بهبود طرحواره به بهبود اثرات مخرب تمامی‌این موارد‌بستگی دارد. در واقع هدف نهایی طرحواره درمانی بهبود طرحواره‌ها است. سه سبک مقابله‌ای ناسازگار که عمدتا توسط افراد به کار می‌رود عبارتند از: 1) تسلیم طرحواره[32] شدن: وقتی افراد تسلیم طرحواره خود می‌شوند به درست بودن آن اصرار دارند و هیچ وقت سعی نمی‌کنند با آن بجنگند، بلکه تصور می‌کنند طرحواره درست است. 2) اجتناب از طرحواره[33]: وقتی‌افراد این سبک مقابله‌ای را به کار می‌برند، به گونه‌ای عمل می‌کنند که طرحواره هیچ وقت فعال نشود. آنها از فکر کردن راجع به طرحواره اجتناب کرده و‌افکار و تصاویر طرحواره برانگیز را بلوکه می‌کنند. 3) جبران افراطی طرحواره[34]: وقتی افراد این سبک مقابله‌ای را به کار می‌برند از طریق فکر، احساس و‌رفتار و‌روابط بین‌فردی به گونه‌ای با طرحواره می‌جنگند که انگار طرحواره متضادی دارند. یعنی درست عکس طرحواره خود رفتار می‌کنند (یانگ و همکاران، 2003).

اکثر افرادی که برای درمان اختلافات زناشویی مراجعه می‌کنند از اصلاح و تغییر الگوهای رفتاری و باورهای هسته‌ای[35] خود ناامید شده‌اند و اصرار می‌ورزند که این باورهای زیر بنایی (طرحواره‌ها) و رفتارها به صورت جزء جدایی ناپذیر وجودشان است و در نتیجه نمی‌توانند آنها را تغییر دهند (یانگ و همکاران، همان منبع). یکی از چالش‌هایی که امروزه درمانگران با آن روبرو هستند ارائه راهبردهای درمانی[36] موثر برای‌مراجعان است تا بتوانند در سایه آن انواع مشکلات خود را در زمینه‌های مختلف زندگی فردی و خانوادگی حل کنند.

با توجه به آنچه در بالا ذکر شد، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که، آیا آموزش براساس رویکرد طرحواره- محور بر افزایش رضایت‌مندی زناشویی زنان موثر است؟

 

1-3. اهمیت و ضرورت تحقیق

رضایت زناشویی جهت گیری و نگرش مثبت زوجین را نسبت به جنبه‌های گوناگون زندگی زناشویی نشان می‌دهد (هاوکینز،[37] 1968؛ به نقل از برنشتاین و برنشتاین، 1986؛ ترجمه سهرابی، 1382). کاهش یا فقدان رضایت زناشویی، یکی از مهمترین علل‌مراجعه زوج‌ها به‌مشاوران و‌درمانگران خانواده‌می‌باشد. ناهنجاری‌های خانوادگی و زندگی زناشویی از عوامل خطر ساز بروز آسیب‌های روان شناختی در زوجین و فرزندان آنهاست و نظام خانواده را که در واقع زیر بنای جامعه سالم است، مورد تهدید قرار می‌دهد. از طرف دیگر با پیچیده‌تر شدن جوامع و روابط انسانی، ضرورت یافتن ابزارهای نظری و کاربردی متنوع که با پیشرفت‌ها و تحقیقات علمی روز دنیا هماهنگی داشته باشد، روز به روز بیشتر احساس می‌شود. با این وجود پژوهش‌های انجام شده درباره روش‌های درمانی جدید در حوزه خانواده درمانی و زوج درمانی در جامعه ایرانی محدود و ناکافی به نظر می‌رسد.

به‌هر حال، در مقایسه با اغلب رویکردهای دیگر، رویکرد طرحواره- محور[38] رویکردی یکپارچه است، مخصوصا این که با توجه به نوع مشکل فرد در زمینه‌های مختلف، جنبه‌هایی از مدل‌های شناختی، رفتاری، روان پویایی، روابط موضوعی،[39] دلبستگی و گشتالت[40] را در هم می‌آمیزد. طرحواره درمانی اگرچه مولفه‌های شناختی و رفتاری را برای درمان ضروری می‌داند، با این حال به تغییر هیجانی، تکنیک‌های تجربی و رابطه درمانی نیز اهمیت می‌دهد. یکی از مزیت‌های رویکرد طرحواره درمانی، ایجاز و از سوی‌دیگر پیچیدگی و قابل تعمق بودن آن است. درک آن برای مراجعان و درمانگران راحت است. این مدل، ایده‌های پیچیده را به صورتی ساده و قابل فهم عرضه می‌دارد. در مرحله سنجش، پرسشنامه طرحواره یانگ به کار برده می‌شود که طرحواره‌های افراد و سبک‌های مقابله‌ای مورد استفاده آنها را می‌سنجد. این رویکرد بر بینش، به تغییر‌شناختی، هیجانی، بین فردی و‌رفتاری نیز‌اهمیت می‌دهد. همچنین به نظر می‌رسد طرحواره درمانی، در درمان زوجین مشکل دار نیز مفید و اثر بخش باشد، چون به آنها کمک می‌کند تا طرحواره‌های طرف مقابل را بشناسند و بهبود ببخشند (یانگ و همکاران، 2003).

از سوی دیگر، با توجه به سوالات فراوانی که در خصوص تفاوت جنسیتی زنان و مردان‌در ابراز مشکلات زناشویی و‌حل آنها وجود دارد، هدف این بود که این پژوهش بر روی زنان انجام گیرد. مشخص شده است که برای زنان، ازدواج منبع فشار روانی بیشتری است و آنان را در مقابل مشکلات جسمی و روانی آسیب پذیرتر می‌کند (هریس،[41] 1978؛ بریسکو،[42] 1982؛ جک،[43] 1991؛ به نقل از کرو،[44] ترجمه موسوی، 1384).

ماهیت رابطه زن و شوهر و توصیف آن به صورت یک رابطه محدود کننده، عامل مهمی در‌بروز مشکلات زناشویی است. زنان عمدتا بیشتر به دنبال درمان بیماری‌های خفیف روانی و رفع مشکلات خانوادگی و زناشویی هستند (زنان بین 44-18 ساله دو برابر و‌نیم بیشتر از‌مردان درمان را می‌پذیرند) و‌مردان گاها نسبت به درمان علاقه‌ای نشان نمی‌دهند. بریسکو (1982) معتقد است که شاید دلیل این امر آن باشد که احتمالا این موضوع مربوط به تفاوت جنسی در توانایی رابطه برقرار کردن به هنگام تجربه فشارهای روانی حاصل از مشکلات خانوادگی است. یکی از منابع حمایت‌های عاطفی که در این زمینه وجود دارد نظام خدمات درمانی است و اغلب زنان توسط این نظام به عنوان افرادی دارای بهداشت روانی ضعیف مطرح شده‌اند که می‌بایست تحت درمان‌های حمایتی‌قرار بگیرند. شاید‌دلیل این‌امر به سیستم خدمات درمانی برمی‌گردد که زنان بیشتر از مردان برای گرفتن مشاوره و درمان تشویق می‌کنند (بریسکو، 1982؛ به نقل از کرو، ترجمه موسوی، 1384؛ کارتر[45]و مک گلدریک،[46] 1990). بنابراین با توجه به آنچه گفته شد، ضرورت داشت اثر بخشی این رویکرد درمانی (مدل طرحواره- محور) به افزایش رضایت زناشویی زنان مورد بررسی قرار بگیرد.

 

1-4. اهداف تحقیق

هدف کلی: هدف کلی این‌تحقیق بررسی اثر‌بخشی درمان براساس رویکرد طرحواره- محور بر افزایش رضایت زناشویی زنان است.

هدف کاربردی: بهره‌گیری از راهبردهای درمانی رویکرد طرحواره- محور به منظور تغییر و اصلاح طرحواره‌های ناکارآمد زنان متاهل و کمک به توانمندی آنان در ایجاد، حفظ و افزایش رضایتمندی در زندگی زناشویی.

 

1-5. فرضیه‌های تحقیق

فرضیه‌ی اصلی:

1) درمان براساس رویکرد طرحواره- محور بر افزایش رضایت زناشویی زنان موثر است.

فرضیه‌های فرعی:

2) درمان براساس رویکرد طرحواره- محور در بهبود نحوه ارتباط زناشویی زنان موثر است.

3) درمان براساس رویکرد طرحواره- محور در بهبود روش‌های حل تعارض زنان موثر است.

4) درمان براساس رویکرد طرحواره- محور در بهبود رابطه جنسی زنان موثر است.

 

1-6. متغیرها

متغیر مستقل: درمان طرحواره- محور است که توسط یانگ و همکارانش (2003-1990) توسعه یافته و یک درمان ترکیبی است.

متغیرهای وابسته: متغیرهای رضایت زناشویی، نحوه ارتباط، حمل تعارض و رابطه توسعه یافته و یک درمان ترکیبی است.

متغیرهای وابسته: متغیرهای زناشویی، نحوه ارتباط، حمل تعارض و رابطه جنسی هستند که توسط‌پرسشنامه رضایت‌زناشویی انریچ (ENRICH) اندازه گیری می‌شوند.

1-7. تعاریف مفهومی و عملیاتی واژگان اختصاصی

تعریف مفهومی رضایت زناشویی: حالتی از رضایت و خشنودی در ازدواج است که از جنبه‌های درون فردی، تجارب ذهنی خوشایند و از جنبه میان فردی، هماهنگی میان انتظارات یک فرد با طرف مقابل است که در زمینه‌های گوناگونی چون سبک زندگی، ارتباط، رابطه‌جنسی، درآمد‌و تصمیم‌گیری وجود دارد (برنشتاین و برنشتاین، 1986؛ ترجمه سهرابی، 1384؛ گاتمن و همکاران، 1993).

تعریف عملیاتی رضایت زناشویی: در این پژوهش «رضایت زناشویی»، نمره‌ای است که آزمودنی‌ها در آزمون رضایت زناشویی انریچ (ENRICH) بدست می‌آورند.

ارتباط[47]: عبارتست از فرآیندی که در طی آن زن و شوهر چه به صورت کلامی در قالب گفتار و چه به صورت غیر کلامی در قالب گوش دادن، تامل، حالت چهره و ژست‌های مختلف با یکدیگر به تبادل احساسات یکدیگر می‌پردازند. یکی از راههای نگریستن به‌ساختار خانواده، توجه به الگوی ارتباطی زوجین، یعنی کانال‌های ارتباطی است که از طریق آنها زن و شوهر با یکدیگر به تعامل مثبت می‌پردازند (فاورز[48] و اولسون،[49] 1996).

حل تعارض[50]: حل تعارض بر انعطاف پذیری همسران در تشخیص مساله و حل آن، راهبردها و روش‌های بحث‌های مربوط به حل تعارض اشاره دارد (فاورز و اولسون، همان منبع).

روابط جنسی[51]: احساسات افراد نسبت به روابط جنسی با همسرشان، میزان رضایت از ابراز عواطف، سطح راحت بودن در صحبت راجع به مسائل جنسی، نگرش‌ها در مورد رفتار جنسی و رابطه جنسی در این حیطه گنجانده می‌شود. همچنین تصمیم گیری راجع به تنظیم خانواده و نگرش در مورد تعرض جنسی در رابطه زناشویی در این حیطه قرار دارد (فاورز و اولسون، همان منبع).

* نحوه ارتباط، حل تعارض و رابطه جنسی، هر کدام خرده مقیاس‌هایی هستند که توسط پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ اندازه گیری می‌شوند.

طرحواره: واژه «طرحواره» در حوزه‌های پژوهشی مختلفی به کار برده شده است. طرحواره به‌طور کلی، به‌عنوان ساختار، قالب یا‌چارچوب تعریف می‌شود. طرحواره‌ها در احساسی که ما از خودمان داریم، نقش محوری دارند. در بافت روان شناسی و روان درمانی، طرحواره به طور کلی به عنوان یک اصل سازمان بخش کلی در نظر گرفته می‌شود که برای درک تجارب زندگی هر فرد ضروری است. طرحواره‌ها، در اوایل زندگی شکل می‌گیرند و خودشان را به تجارب بعدی زندگی تحمیل می‌کنند. با این‌تعریف کلی، طرحواره می‌تواند مثبت‌یا منفی و‌سازگار یا ناسازگار باشد و می‌تواند در اوایل زندگی یا در مسیر بعدی زندگی شکل بگیرد (یانگ و همکاران، 2003).

تعریف مفهومی طرحواره‌های ناکارآمد اولیه: یانگ (2003-1990) معتقد‌است برخی از طرحواره‌ها به ویژه آنهایی که عمدتا در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی شکل می‌گیرند، ناکارآمد هستند می‌توانند باعث بروز مشکلات بین فردی شوند. این طرحواره‌ها که تحت عنوان طرحواره‌های ناسازگار اولیه بررسی شده‌اند، الگوهای هیجانی و‌شناختی خود آسیب‌رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته‌اند و در مسیر زندگی تکرار می‌شوند. البته رفتار یک فرد بخشی از طرحواره محسوب نمی‌شود، چون یانگ معتقد است که رفتارهای ناسازگار بین فردی در پاسخ به طرحواره به وجود می‌آیند. بنابراین رفتارها از طرحواره‌ها نشات می‌گیرند ولی بخشی از آن نیستند (یانگ و همکاران، همان منبع). طرحواره‌های ناکارآمد اولیه به پنج حوزه اصلی تقسیم می‌شوند.

تعریف عملیاتی طرحواره‌های ناکارآمد اولیه: در‌این پژوهش، منظور از « طرحواره‌های ناکارآمد اولیه»، طرحواره‌هایی هستند که براساس پرسشنامه فرم کوتاه طرحواره یانگ[52](YSQ) نمره 3 و بالاتر می‌گیرند. این پرسشنامه در جلسه اول به گروه آزمایش داده شده تا آن را به عنوان تکلیف خانگی تکمیل کنند.

طرحواره‌های حوزه بریدگی/ طرد[53]: این حوزه مربوط به ارضا نشدن نیاز به امنیت و برقرار ارتباط رضایت بخش با دیگران است. انتظار اینکه نیازهای شخصی ثبات و امنیت و تعلق خاطر به شیوه‌ای قابل پیش بینی ارضا نخواهد شد (کاستیل و همکاران، 2007). طرحواره‌های این حوزه عبارتند از: رها شدگی/ بی ثباتی، بی اعتمادی/ بد رفتاری، محرومیت هیجانی، نقص/ شرم، انزوای اجتماعی/ بیگانگی.

طرحواره‌های حوزه خود گردانی و عمل مختل[54]: این حوزه انتظارات فرد از خودش و محیط را در مورد امکان جدا شدن، مستقل شدن، بقا و عملکرد موفقیت آمیز را در برمی‌گیرد؛ به نحوی که فرد‌احساس می‌کند برای جدایی، بقا و عملکرد مستقل یا انجام موفقیت‌آمیز تکالیف توانایی کافی ندارد‌(کاستیل[55] و‌همکاران، همان‌منبع). طرحواره‌های این حوزه عبارتند از: وابستگی/ بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، خود تحول نیافته/ خود گرفتار، شکست.

طرحواره‌های حوزه محدودیت‌های مختل[56]: این حوزه، نمایانگر نقص در مسئولیت‌ها و محدودیت‌های فردی برای خود از قبیل مسئولیت پذیری نسبت به دیگران یا اهداف بلند مدت در زندگی می‌باشد و منجر به مشکلاتی در رابطه با رعایت حقوق دیگران و همکاران با آنان جهت تعهد می‌شود (کاستیل و همکاران، همان منبع). طرحواره‌های این حوزه عبارتند از: استحقاق/ بزرگ منشی، خویشتن داری/ خود انضباطی ناکافی.

طرحواره‌های حوزه معطوف به دیگران بودن[57]: این حوزه نمایانگر تمرکز بیش از حد فرد به تمایلات و احساسات دیگران و در مقابل نادیده گرفتن نیازهای خود به منظور دریافت عشق و پذیرش، تداوم ارتباط با دیگران یا اجتناب از انتقام و تلافی دیگران است (کاستیل و همکاران، همان منبع). طرحواره‌های این حوزه عبارتند از: اطاعت، ایثار، پذیرش جویی/ جلب توجه.

.

.

-5-12- ب) تغییر، اصلاح و بازسازی طرحواره‌های ناکارآمد اولیه

هدف اصلی طرحواره درمانی، تغییر یا بهبود طرحواره‌هاست. طرحواره، همان طور که گفته شد، مجموعه‌ای از خاطرات، هیجانات، احساسات بدنی و شناخت‌ها هستند. بنابراین بهبود طرحواره باید به تغییر تمام ابعاد مربوط به طرحواره منجر شود. در این‌رویکرد درمانی‌افرد یاد می‌گیرند سبک مقابله‌ای کارآمد را جایگزین سبک مقابله‌ای کارآمد را جایگزین سبک مقابله‌ای ناکارآمد کنند. بنابراین فرآیند درمان مبتنی بر مداخلات شناختی، عاطفی و رفتاری است. اغلب، تغییر طرحواره‌ها دشوار به نظر می‌رسد. طرحواره‌ها به سختی در فرآیند درمان تغییر می‌کنند. افراد در برابر تغییر آنها‌مقاومت می‌کنند. بنابراین‌مقاومت کوششی‌برای حفظ یکپارچگی درونی و محافظت از‌خود است. تغییر طرحواره‌ها احتیاج به اراده قوی، انضباط دقیق و تمرین زیاد دارد. افراد در‌درمان با کمک درمانگر می‌توانند نشانه‌های طرحواره‌ای را بشناسند و آنها را تغییر دهند. پس از بهبود طرحواره‌ها می‌توانند به شیوه‌ای سالم رفتار کنند و نگرش آنها نسبت به خود، دنیای اطراف و آینده و روابط بین فردی‌شان بهتر خواهد شد (یانگ، 1999).

در طرحواره درمانی درمانگر به فرد کمک می‌کند انتخابهای سالم‌تری انجام دهد و الگوهای رفتارهای خود آسیب رسان و مخرب زندگی خود را کنار بگذارد. فرد یاد می‌گیرد با تصویر سازی ذهنی و ایفای نقش در جلسه درمان و خانه رفتارهای جدید انجام دهد. افراد کم کم از سبکهای مقابله‌ای ناکارآمد به شیوه‌های مقابله‌ای کارآمد تغییر وضعیت می‌دهند.

 

2-5-13. بازسازی طرحواره‌های حاصل از خانواده اصلی در رویکرد طرحواره- محور

طرحواره‌هایی که اغلب اساس مقاومت در تغییر زوجینی هستند که نارکاآمدی را در روابط خود تجربه می‌کنند، در تجارب عمیق خانواده اصلی‌شان ریشه دارد. نظام باورهایی که زیر بنای چنین تجاربی است و تحت تاثیر پویایی‌های بین نسلی قرار دارد، اغلب نتیجه یادگیری اولیه و قدرت تاثیرات والدینی است (فریمن، 1999؛ داتیلیو، 2006).

اغلب طی جریان زوج درمانی، طرحواره‌های خشک هر زوج یا هر دوی آنان ظاهر می‌شود و در پیشرفت اصلاح الگوهای تعاملی منفی در ارتباط آنان اختلال ایجاد می‌کند. اگرچه بعضی از این طرحواره‌ها حاصل تجراب متنوع خانواده اصلی افراد هستند که طی جریان روابط جاری‌شان اتفاق می‌افتند، اما بعضی دیگر از تجاربی برداشت می‌شوند که فرد قبلا در روابط گذشته خود داشته است. برای مثال، مردی ممکن است این باور را حفظ کرده باشد که همسرش تمایل دارد طی مشاجراتشان به راحتی گریه کند و بنابراین انتظار دارد که او این کار را هر زمان که مشاجره دارند انجام دهد. این ممکن است در کل با طرحواره‌های عمومی و در مورد ویژگی‌های عاطفی زنان برابر باشد یا آن را بر مبنای روابط عاشقانه قبلی‌اش و آنچه درباره زنان طی جریان زندگی‌اش آموخته، قرار گرفته باشد. این طرحواره‌ها ممکن است در واقع بینی فرد و ادراک او از همسرش اختلال ایجاد کند.

به دلیل اینکه طرحواره‌ها در تجارب خانوادگی هر زوج از خانواده اصلی‌اش ریشه دارد، چالش‌های زیادی‌در درمان به وجود خواهد آمد. این طرحواره‌ها اساس فرهنگی دارند و در سالهای شکل گیری شخصیت فرد وضع می‌شوند و معمولا در برابر تغییر مقاوم هستند. نظام باورهایی که از خانواده اصلی هر فرد به وجود می‌آیند معمولا استحکام زیادی دارند و در طول دوره آسیب پذیری در زندگی فرد درونی شده‌اند (داتیلیو، a 2005، 2006) و‌وقتی کودک‌بسیار تاثیر پذیر است به وجود می‌آیند. والدین و دیگر مراقبان اصلی تاثیر قدرتمندی روی رشد نظام باورهای کودکان دارند، به‌ویژه هنگامی که باورهایی در حیطه پایه‌های فرهنگی قوی انتقال می‌یابد. برای مثال مفهوم رایج در میان بسیاری از فرهنگ‌های مدیترانه‌ای در نسل‌های گذشته این بود که زنان به عنوان خانه‌دار و مردان به عنوان نان آوران اصلی به خدمت گرفته شوند و این استانداردی بود که در بسیاری از ارزش‌های بین نسلی، نسل به نسل وجود داشت ( مک گلدریک، جی اردانو و گارسیا پرتو، 2005). اگرچه این استاندارد به نحو برجسته‌ای با تغییر در اشکال اجتماعی امروزی تغییر شکل داده، اما هر فرد از هر دو جنس‌هنوز این‌طرحواره را‌حفظ کرده‌اند که‌نقش زنان‌بیشتر با وظایف و مسئولیت‌های خانه‌داری مرتبط است و مخالف این هستند که زن بیرون از خانه شغلی برای خود داشته باشد. به طور مشابه، باورهای نقش جنسیتی سنتی معمولا مادران را به عنوان مسئول توزیع مهر و محبت در خانه به تصویر می‌کشد، در حالی که پدران ممکن است بیشتر به عنوان کسی که در خانه انضباط برقرار می‌کند در نظر گرفته می‌شود. این استانداردها دلیل‌تعارض در‌بسیاری از‌روابط امروزی بین زوجین است، خصوصا اگر زوج طرحواره‌های متفاوتی را حفظ کنند. برای بسیاری از زوجین امروزی، انتظارات نقش جنسیتی سنتی ممکن است هنوز توسط هر دو زوج شکل داده شود و هر دو به این نقش‌ها مایل باشند (اپستین، بوکوم و رانکین، 1993).

در تحقیقات بر بررسی طرحواره‌های زوجینی که از خانواده اصلی‌شان سرچشمه می‌گیرد، به ویژه آنهایی که به روابط زناشویی‌شان مربوط می‌شود و باید به لحاظ عقلانی، عاطفی و رفتاری کارآمد باشند، تاکید فراوانی شده است. (داتیلیو، 2006، a 2005، a 2001) بدلیل اینکه طرحواره‌ها استانداردهای وسیعی هستند که افراد آنها را در رابطه با روابط صمیمانه خود حفظ می‌کنند و به تعارض در رابطه‌شان مربوط می‌شود، بررسی آنها در حوزه خانواده درمانی مهم به نظر می‌رسد. به دلیل اینکه بسیاری از این طرحواره‌ها، در ذهن افراد به وضوح وجود ندارند و یا به صورت مفاهیم مبهمی از آنچه که هست یا آنچه باید باشد، هستند، از جمله خطر ساز ایجاد تعارض در روابط زناشویی به نظر می‌رسند (بک، 1988؛ اپستین و بوکوم، 2002). وقتی طرحواره‌ای در مورد روابط فرد با دیگران در اوایل زندگی به وجود می‌آید، امکان بیشتری وجود دارد که این طرحواره‌ها در سطح نیمه آگاه به کار بیفتند و به راحتی از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند. یکی از اهداف خانواده درمانی شناختی- رفتاری این است که به زوجین (یا هر یک از اعضای خانواده) کمک می‌شود تا در یک محیط خانوادگی کارکرد بهتری داشته باشند؛ ادراکات، افکار، واکنش‌ها، احساسات و رفتار خود را شکل دهند و برای «چالش» با زندگی خانوادگی هدایت شوند (داتیلیو، 2006).

تجارب‌بالینی نشان‌می‌دهند که‌افراد در‌ارتباط با‌طرحواره‌های خود‌(فردی و خانوادگی) به دنبال راهبردها و فنونی برای تعدیل آنها هستند. طرحواره درمانی چندین تکنیک را معرفی می‌کند که درمانگر می‌تواند برای کمک به مراجع به منظور تعدیل طرحواره ناکارآمدش از آنها استفاده کند. این تکنیک‌ها به سه گروه راهبردی شناختی،[1] راهبردهای تجربی،[2] الگو شکنی رفتاری[3] و راهبردهای بین فردی تقسیم می‌شوند که هدفشان اصلاح یا تعدیل طرحواره‌ها، سبک‌های مقابله‌ای و ذهنیت‌هاست (یانگ و همکاران، 2003).

 

2-5-13- الف) راهبردهای تجربی (هیجانی)    

تکنیک‌های هیجانی، مراجع را به تجربه و بیان جنبه‌های هیجانی مشکلاتش تشویق می‌کند. یکی از راهها برای انجام این کار این است که از مراجع خواسته شود چشمان ود را ببندد و تصور کند با شخصی که مستقیما هیجانهای وی به او مربوط است گفتگو می‌کند. آنها سپس تشویق می‌شوند که هیجانهای فرد را تا جایی که ممکن است در این گفتگوی دو جانبه بیان کند.

  1. ارائه منطق این تکنیک: مراجعان قبل از این مرحله، پرسشنامه طرحواره یانگ را تکمیل نموده و در مورد آن با درمانگر به بحث پرداخته‌اند. آنها با کمک درمانگر فرضیه‌هایی را در‌مورد طرحواره‌های اصلی‌خود و‌چگونگی تعدیل آنها تدوین می‌کنند. کاربر روی تصاویر سازی ذهنی، که در قست بعد توضیح داده می‌شود، تکنیک قدرتمندی برای آزمون فرضیه‌هاست. مراجعان می‌توانند از نظر منطقی تجربه کنند که ممکن است طرحواره‌های خاصی از دوران کودکی در ذهن آنها شکل گرفته باشد. همچنین می‌توانند خاطراتی را از دوران کودکی خود به یاد می‌آورند و این احساسات و هیجانات را به مشکلات فعلی خود ربط دهند.
  2. تصویر سازی ذهنی:[4] اولین‌تکنیک برای‌فراخوانی طرحواره‌ها به‌یاد آوردن تجارب اولیه دوران کودکی با استفاده از تصویر سازی ذهنی است که اغلب با سطح بالایی از عواطف همراه است. تصویر ذهنی باید توسط خود مراجع و بدون هرگونه تلفیقی توسط درمانگر انجام گیرد. هدف، فراخوانی تصویرهای ذهنی اصلی- آنهایی که به هیجان‌های اولیه‌مثل خشم،‌غضب، شرم‌و عصبانیت‌مربوطند- است‌که به طرحواره‌های ناسازگار اولیه ربط دارند.

.

.

.

جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه پرداخت مستقیم که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشید.

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه : بررسی اثر بخشی درمان براساس رویکرد طرحواره- محور بر افزایش رضایت زناشویی زنان خوابگاههای دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *