دانلود پایان نامه ارشد : ايران و جامعه اطلاعاتي در سال ۱۴۰۰ هجري شمسي

۵,۹۰۰ تومان

Continue Shopping
دسته: برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

توضیحات محصول

دانلود پایان نامه ارشد : ايران و جامعه اطلاعاتي در سال ۱۴۰۰ هجري شمسي

185ص

 

مسئولان برنامه‌ريزي کشور با ارزيابي برنامه‌هاي توسعه پس از انقلاب (برنامه‌هاي اول و دوم توسعه) به اين جمع‌بندي رسيدند که توسعه در ايران بايد به صورت همه جانبه دنبال شود و تأکيد خاص بر يک جنبه از توسعه و غفلت از جنبه‌هاي ديگر، موجب عدم توفيق برنامه مي‌شود. حتي در جنبه خاص مورد نظر، دغدغه‌هاي آنان در تدوين برنامه سوم شامل «جواني جمعيت و مشارکت خواهي آنان در عرصه‌هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي به دليل توسعه سطوح آموزشي، رشد شهرنشيني، گسترش ارتباطات، افزايش نرخ بيکاري و عقب ماندگي علمي و فني کشور در عرصه‌هاي بين‌المللي» بوده است.

يکي از موضوعات مهم که در برنامه سوم توسعه بدان پرداخته شده، چگونگي رسيدن به «جامعه اطلاعاتي» است؛ زيرا اين موضوع از شاخص‌هاي اصلي رشد و توسعه، تثبيت جايگاه جهاني و رهايي کشور از اقتصادي نفتي به شمار رفته و مزيت‌هاي نسبي کشور در بخش‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري مي‌تواند روند پيشرفت به سمت جامعه اطلاعاتي را سرعت بخشد.

با اين همه، روي ديگر سکه برنامه‌هاي توسعه نشان مي‌دهد چالش‌هاي موجود، بر سر راه جامعه اطلاعاتي، موجب بروز تناقض‌هاي جدي در نظام برنامه‌ريزي کشور شده است.

عمده‌ترين چالش‌هاي فراروي کشور، در زمينه جامعه اطلاعاتي، چنين برشمرده مي‌شود:

– ضعف نظام اداري و بورو کراتيک کشور به لحاظ نرم‌افزاري و سخت افزاري؛

– فقدان زير ساخت‌هاي مناسب علمي، فني و فن‌آورانه؛

– کمبود نيروي انساني متخصص و ورزيده؛

– وجود نظرگاه‌هاي متناقض در بخش‌هاي گوناگون برنامه، به ويژه در بخش‌هاي فرهنگ و فن‌آوري‌هاي ارتباطي؛

– برتري و تسلط ديدگاه‌هاي منفي نسبت به فن‌آوري‌هاي نوين ارتباطي، مانند اينترنت، ماهواره و … در برنامه سوم.

نويسندة اين مقاله مي‌کوشد، ابعاد گوناگون برنامه سوم توسعه را در خصوص چگونگي شکل‌گيري جامعه اطلاعاتي در ايران، چشم‌انداز‌هاي وضعيت فن‌آوري‌هاي نوين ارتباطي، سياست‌ها ياتخاذ شده و موانع و چالش‌هاي موجود، مورد بررسي قرار دهد و براي تدارک برنامة چهارم توسعه، چشم‌اندازهاي روشن‌تري را مطرح کند.

 

 

انقلاب اطلاعاتي و توسعة سياسي

 

دکتر حسين حسيني

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع)

انقلاب اطلاعاتي با ترکيب رايانة شخصي و شبکة جهاني، چهرة جديدي از حيات را شکل داده است. (با عناويني همچون واقعيت مجازي و فضاي سايبري) که ابعاد مختلف زندگي فردي و اجتماعي بشر را تحت تأثير قرار مي‌دهد. در اين ميان تأثير انقلاب ياد شده بر زندگي سياسي، از اهميت ويژه و جنبه‌هاي متنوعي برخوردار است که در اين مقاله، تأثير بر جنبة خاصي از زندگي سياسي، يعني توسعة سياسي بررسي مي‌شود.

توسعة سياسي، مفهومي چند مؤلفه‌اي، پيچيده و با تفاسير مختلف است. با احتراز از وارد شدن در پيچيدگي‌هاي اين مفهوم، ما آن را مساوي با توسعة مشارکت سياسي فرض مي‌گيريم. از اين نظر، توسعة سياسي فرايندي است که در آن، شهروندان يک جامعه با سياست درگير مي‌شوند و اين درگيري، از درگيري ذهني و نگرشي(به عنوان حداقل سطح درگيري سياسي) شروع شده و تا نخبه‌گزيني تصدي مناصب سياسي(به عنوان حداکثر سطح درگيري سياسي) ادامه مي‌يابد.

با توجه به دو نکتة مقدماتي، سئوال اصلي مقاله اين است: انقلاب اطلاعاتي بر چه سطوحي از روند توسعة مشارکت سياسي مؤثر است و آيا اين تأثير، ايجابي و تقويتي است يا تضعيفي و تخريبي؟

هر چند اين سئوال دغدغة‌اغلب کشورهاي دستخوش جريان انقلاب اطلاعاتي، از کشورهاي پيشرفته گرفته تا کشورهاي جهان سومي، است اما براي کشورهايي همچون ايران که توسعة سياسي، بخش مهمي از دل مشغولي‌هاي ملي آنها محسوب مي‌شود، اهميت به مراتب بيشتري دارد. آنها با فقدان سابقة نهادهاي مدني و تجربة رفتارهاي سياسي مردم‌سالارانه و مشارکت‌جويانه، با دغدغه‌ها و سئوالاتي از اين قبيل روبه‌رو هستند: چگونه مي‌توان انگيزة مشارکت سياسي را در مردم افزايش داد؟ چگونه مي‌توان ابعاد کيفي و کمي مشارکت را تقويت کرد؟ چگونه علقه‌هاي ملي را جايگزين وفاداري‌هاي قومي و ناحيه‌اي ساخت؟ چگونه مي‌توان علقه‌هاي ملي را جايگزين وفاداري‌هاي قومي و ناحيه‌ايا سخت؟ چگونه مي‌توان شهروندان را به آگاهي يافتن از روندها و تحولات سياسي ترغيب کرد؟ چگونه مي‌توان شور و شوق رقابت سياسي با نشاط و در عين حال سالم را در ميان توده‌ها و نخبگان نقويت کرد؟ و…

انقلاب اطلاعاتي، به ويژه در قالب شبکة جهاني اطلاع‌رساني(اينترنت) و لوح‌ها يفشرده با کارکردهاي سياسي ذيل، تا حدي به دغدغه‌هاي فوق پاسخ مي‌دهند:

  1. شبکة جهاني اطلاع‌رساني با فراهم‌آوري امکان تماس بي‌واسطه‌تر شهروندان با نهادها و شخصيت‌هاي دخيل در تصميم‌گير‌ي‌هاي ملي، فرصت مشارکت مستقيم‌تر و بدون ميانجي‌هاي فيلترکنندة تقاضاي سياسي را ايجاد مي‌کند واين، بيشتر مساوي با توسعة کيفي مشارکت سياسي و جوامع مدني متکثر است.
  2. شبکة مذکور از طريق ممکن‌سازي دسترسي بي‌سابقة شهروندان به اطلاعات(از جمله اطلاعات سياسي)، با رهاسازي آنها از نظارت دروازه‌بان‌هاي خبري، باعث مي‌شود آنان احساس کنند که حضوري بي‌واسطة‌تر درعرصة عمومي جامعه دارند و همچنين با افزايش آگاهي‌ها، از يک سو مشارکت عقلايي‌تر مي‌شود و از سوي ديگر، اين امکان فراهم مي‌آوريد که شهروندان قدرت بيشتري پيدا کنند و در مقابل مجموعه‌هاي بستة تصميم‌گيري و نظارت‌هاي سياسي، مقاومت آگاهانة بيشتري به خرج دهند.
  3. اين شبکه با فراهم آوردن فضاي سياسي مجازي، در کشورهايي مانند ايران که نهادهاي مدني (مانند احزاب) رشد يافته و کارايي ندارند، با هزينة کمتر، هم امکان ارتباط‌‌گيري با اعضا و شهروندان را براي آنها ايجاد مي‌کند و هم امکان مشارکت غير فيزيکي و کم هزينه شهروندان را در فعاليت‌هاي حزبي و مدني فراهم مي‌سازد.
  4. شبکة مذکور با فراهم آوردن امکان انتخابات و رأگيري الکتروني، با کاهش موانع و هزينه‌هاي شرکت در انتخابات، معضل پايين بودن درصد تعداد رأي دهندگان و کيفيت آرا را نيز حل مي‌کند.
  5. و سرانجام اينکه شبکة جهاني اطلاع‌رساني، با فراهم آوردن امکان ارتباط دو سويه(به جاي ارتباط يک سوية اغلب رسانه‌هاي مرسوم)، اين فرصت را به شهروند داده است که بتواند برخوردي خودگزين با اطلاعات سياسي و مطالب ارائه شده در جريان مبارزات انتخاباتي داشته باشد و بدين ترتيب، آزادي بيشتري، حتي در عرصة اطلاع‌گيري سياسي به وجود مي‌آيد و شهروند در برابر تهاجم تبليغاتي بازيگران سياسي حرفه‌اي، مصونيت بيشتري مي‌يابد. در کشورهاي جهان سومي که نظام رسانه‌اي و ارتباطي کارامد و نهادينه شده ندارند و شهروندان از هنجارهاي ارتباطي پيشرفته و دروني شده بي‌بهره‌اند اين کارکرد شبکة جهاني اطلاع‌رساني، احتمالا اهميت ويژه‌اي دارد.

البته نقدهايي نيز ادعاهاي مطرح شده، وارد شده است که در مقاله به آنها مي‌پردازيم. از جمله اينکه فضاي سياسي مجازي، فاقد هويت فيزيکي و بنابراين فاقد محدوديت‌هاي دنياي واقعي سياست است و بدون آنها، جامعة دموکراسي اينترنتي معنايي ندارد؛ و يا اينکه اينترنت باعث آزادي بيش از حد مي‌شود و اين نوبة خود، باعث شده تا، محلي براي مباحثة عقلاني نباشد، بلکه مکاني براي تخليه هيجان‌هاي سياسي و گفت‌گوهاي غير عقلاني باشد.

در اين مقاله تلاش مي‌شود تا با نگاهي بيطرفانه به دو طرف (مخالف و موافق) موضوع، جمع‌بندي نهايي، با توجه به شرايط کشور ايران ارائه شود.

 

 

انقلاب ديجيتال: فرصت‌ها و چالش‌هاي آن براي ايران

 

دکتر شهيندخت خوارزمي

عضو هيأت علمي سازمان مديريت صنعتي

انقلاب ديجيتالي شدن فن‌آوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات آغاز شد و به دليل قابليت‌هاي بسيار بالا، به ويژه از نظر سرعت، کيفيت و کارايي خارق‌العاده، خيلي زود فراگير شد و باعث پيدايش روند پرشتاب ديجيتالي کردن محيط زندگي انسان گرديد و اکنون به مهم‌ترين عامل توسعة کليدي مفهوم در نظريه‌هاي اقتصادي نوين و توسعه پايدار تبديل شده است. اين تحول به دليل آثار گسترده و عميقي که بر ابعاد فردي و اجتماعي جامعه بشري دارد، به دگرگوني‌هاي گسست‌آفريني منجر شده که ضمن ايجاد فرصت‌هاي بسيار، دغدغه‌هاي ويژة خود را نيز به همراه آورده است.

در طول تاريخ بشر، به ويژه با پيدايش علم تجربي و آغاز دستکاري‌هاي جدي انسان در محيط طبيعي، علم و فن‌آوري به دو اهرم تحول اجتماعي تبديل شدند. از آن مهم‌تر جريان‌هاي موازي و گاه متعامل پيشرفت‌هاي علمي و فني از نيمه دوم قدن بيستم به اين سو، همواره عامل شکل‌گيري و نيروبخش تحولات اجتماعي بوده‌اند اما آنچه، به ويژه در يکي دو دهة اخير، چشم‌گير است همگرايي و ترکيب روندهاي تحول علمي- فني، به خصوص در چند حوزة اطلاعات، ارتباطات وراثت، زير فن‌آوري و علوم مواد است که به توان دستکاري انسان در اطلاعات موج، ژن، ماده و انرژي، ابعاد تازه‌اي بخشيده است و انقلاب ديجيتال با تأثيرگذاري گسترده و ژرف برهمة اين حوزه‌ها از يک سو، و فراهم آوردن امکانات حيرت‌انگيزي براي ترکيب قابليت‌ها و دستاوردهاي اين حوزه‌هاي علمي فني، از سوي ديگر، بر اين انديشه دامن زده است که انسان با انقلاب ديجيتال وارد عصر تازه‌اي از حيات خويش شده است؛ عصري که در آن بسياري از مفاهيم و انديشه‌ها و قواعد در همة حوزه‌ها، از جمله اقتصاد، سياست و فرهنگ، بايد از نو تعريف شوند.

با چنين فرضي است که گفتار حاضر و نوشتاري که برآن اساس تنظيم مي‌شود، ارائه مي‌گردد. در اين گفتار، ضمن معرفي انقلاب ديجيتال و مهم‌ترين روندهي تحولي که در اثر آن به راه افتاده است، سيماي عصر ديجيتال ترسيم مي شود و سپس با پرداختن به مهم‌ترين دغدغة اين عصر _ يعني شکاف ديجتال _ چالش‌ها و فرصت‌ها انقلاب ديجيتال براي جامعة ايران معرفي خواهد شد و بدين ترتيب، بحث‌ ما حول پرسش‌هاي زير شکل مي‌گيرد:

  1. انقلاب ديجيتال چيست و آثار تحول آفرين آن بر زندگي بشر کدام‌اند؟ سه پارة نظام اقتصاد، سياست و فرهنگ، چگونه از اين تحول تأثير پذيرفته‌اند؟
  2. شکاف ديجيتال چيست و مهم‌ترين شاخص‌هاي آن کدام‌اند؟
  3. ايران، در ارتباط با شکاف ديجيتال چه جايگاهي در جهان دارد؟
  4. انقلاب ديجيتال، براي توسعة ايران چه چالش‌ها و فرصت‌هايي را در بر دارد؟

 

 

عصر ارتباطات و جهاني سازي؛ لزوم تغيير در انگاره‌هاي توسعه

 

سيد نورالدين رضوي‌زاده

پژوهشگر ارشد مرکز تحقيقات روستايي وزارت جهاد کشاورزي

نيمه دوم قرن بيستم، به مثابه «دورة گذرا» در تاريخ حيات بشري است که با طرح گفتمان‌هايي چون: مدرنيته، توسعه، جهاني شدن، پايان تاريخ، برخورد تمدن‌ها و عصر ارتباطات، از دوره‌هاي شاخص در تاريخ تمدن بشري محسوب مي‌شود.«انقلاب ارتباطات» حتي بيش از «انقلاب صنعتي» تار و پود جامعه معاصر را دگرگون نموده و جهان را دچار شرايطي از تغيير ساخته که سرعت و عمق آن بي‌سابقه بوده است.

در دورة قبل، مجموع رنسانس، روشنگري و انقلاب علمي و تجاري که در اروپا به وقوع پيوست، توانست جوامعه دموکراتيک و توسعه يافته‌اي پديد آورد که با قرار دادن فرد در کانون مسئوليت اجتماعي، نگرش قبلي را متحول کرد. همزمان با اين روند، دگرگوني مشابه‌اي در ارتباطات رخ داد و صنعت چاپ، الگوي ارتباطات پيشين را متحول ساخت. در دورة کنوني رسانه‌ها يارتباطي با افزايش سرعت ارتباطات و روابط سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي، به نوعي زمان و مکان را فشرده و متراکم نموده و به کوچک شدن مکان، وابستگي واحدها در همة عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي وادغام و يکپارچه‌سازي فرهنگي کمک نموده‌اند. دورة جديد، پيشرفت و گسترش رسانه‌هاي ارتباطي و وابستگي همة امور به ارتباطات و اطلاعات،«عصر ارتباطات» نام گرفته است.

اين وضعيت در ارتباط با کارکرد و نياز نظام سرمايه‌داري شکل گرفته است و به کلي با آنچه در عصر تمدن صنعتي ظهور يافته بود، تفاوت دارد. سرمايه‌داري عصر فراصنعتي، متکي به «ارتباطات و اطلاعات» بوده و از نوعي پويايي دروني برخوردار است که حد و مرزي بر نمي‌تابد و مدام به سمت مرزشکني و گذر از چارچوب‌هاي موجود پيش مي‌رود. در اين شرايط، سرمايه با سرعت و حجم زياد، از نقطه‌اي به نقطه ديگر منتقل مي‌شود و نظارت‌هاي محلي را کم‌اثر و گاهي بي‌اثر مي‌سازد.

بنابراين، شاهد شکل‌گيري يک «اقتصاد واحد جهاني» هستيم که در مقام يک واحد به هم وابسته، انواع اقدام‌هاي اقتصادي را در مقياس جهاني و در يک زمان به مورد اجرا در مي‌آورد. اقتصادهاي ملي، منطقه‌اي و محلي نيز متکي به پويايي و ساز و کار اين اقتصاد واحد جهاني هستند اما همة بخش‌هاي جهان و کشورها در اين اقتصاد مشارکت ندارند. خصلت اين اقتصاد جهاني چنان است که بخش‌ها و کشورها و افراد قوي و غني را به يکديگر متصل مي‌سازد و سايرين را از چرخة فعال توليد، تجارت و سودآوري، به حاشيه‌نشيني وا مي‌دارد.

اين اقتصاد جهاني را مي‌توان «اقتصاد اطلاعاتي» قلمداد نمود؛ زيرا به شدت به اطلاعات و فن‌آوري ارتباطي متکي و وابسته است و قدرت خود را براي به حاشيه نشاندن ديگران، از تسلط بر ابزار و رسانه‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي کسب نموده است.

اين شرايط سبب مي‌شود تا تصميمات اساسي سياسي و اقتصادي در سطوح جهاني اتخاذ شود؛ تصمياتي که بيرون از حوزة اختيار و ارادة دولت‌هاي ملي فاقد توانمندي‌ (ارتباطي، سياسي و اقتصادي) گرفته مي‌شوند و اين دولت‌ها هيچ تأثيري بر آن ندارند اما در مقابل، آن تصميم‌ها به شدت شرايط سياسي و اقتصادي و حتي فرهنگي اين کشورها را متأثر مي‌سازند. بنابراين، براي کشورهاي در حاشيه نشستة عصر ارتباطات، اتخاذ برنامه‌ها و تصميم‌هاي اساسي براي توسعه درونزا و محلي، مانند شرايط عصر صنعتي يا دورة قبل، امکان‌پذير نيست، چرا که روند جهاني‌سازي و يکپارچه شدن شبکة تعاملات اجماعي در سطح جهاني امکان اتخاذ هرگونه خط‌مشي يا تصميم‌گيري مستقل را در عرصه‌هاي سياسي اقتصادي از اين کشورها سلب مي‌کند.

.

.

.

جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه پرداخت مستقیم که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشید.

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه ارشد : ايران و جامعه اطلاعاتي در سال ۱۴۰۰ هجري شمسي”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *