برگشتن به علوم اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد : بررسي نقش نظام سياسي بر توسعه اقتصادي ايران

۵,۵۰۰ تومان

Continue Shopping
دسته: , برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

توضیحات

دانلود پایان نامه ارشد : بررسي نقش نظام سياسي بر توسعه اقتصادي ايران

(بعد از پيروزي انقلاب اسلامي)

150ص

 

دانشگاه تربيت معلم

دانشكده ادبيات و علوم انساني

گروه حقوق و علوم سياسي

 

پايان نامه­ي تحصيلي براي دريافت درجه­ي كارشناسي ارشد رشته­ي علوم سياسي

 

 

فهرست مطالب

عنوانصفحه

پيشگفتار………………………………………………………………………………………………

مقدمه و كليات………………………………………………………………………………………

بخش نخست: مباني نظري بحث

 

فصل اول: نظام سياسي و اجزاي آن………………………………………………………

  • نظام و كاركردگرايي…………………………………………………………………..
  • نظام سياسي……………………………………………………………………………..
  • ساختار سياسي………………………………………………………………………….
  • فرهنگ سياسي…………………………………………………………………………………..
  • كار ويژه­هاي/ نظام سياسي…………………………………………………………

منابع فصل اول……………………………………………………………………………….

 

فصل دوم: مفهوم رشد و توسعه اقصادي……………………………………………….

  • ارتباط رشد و توسعه اقتصادي……………………………………………………
  • ارتباط بخش خصوصي با رشد اقتصادي……………………………………..
  • نگاهي اجمالي به الگوهاي مهم توسعه اقتصادي…………………………….

منابع فصل دوم………………………………………………………………………………

فصل سوم: نظام سياسي و روند توسعه اقتصادي……………………………………

  • ارتباط عملكرد نظام سياسي با توسعه اقتصادي ……………………………
  • نقش مثبت يا منفي نظام سياسي در روند توسعه اقتصادي……………..

منابع فصل سوم……………………………………………………………………………..

 

فصل چهارم: پيشينه تاريخ ايران و اروپا…………………………………………………

  • وضعيت نظام سياسي، اقتصادي اروپا و نحوه شكل­گيري آن………….
  • بررسي تطبيقي وضعيت نظام سياسي و اقتصادي ايران با اروپا………

منابع فصل چهارم……………………………………………………………………………………

 

بخش دوم: نظام سياسي و توسعه اقتصادي بعد از انقلاب اسلامي

 

فصل اول: چشم­انداز تاريخي………………………………………………………………….

  • دولت و اقتصاد قبل از نقلاب……………………………………………………….
  • عامل اقتصاد در پيروزي انقلاب…………………………………………………..

منابع فصل اول……………………………………………………………………………….

 

فصل دوم: شكل­گيري نظام سياسي و اقتصادي……………………………………….

  • نظام سياسي و قانون اساسي………………………………………………………
  • مفهوم اقتصاد اسلامي و توسعه…………………………………………………..

منابع فصل دوم………………………………………………………………………………

 

فصل سوم: عملكرد نظام سياسي در بُعد توسعه اقتصادي………………………..

  • انتخاب برنامه­هاي اقتصادي………………………………………………………..
  • اجراي برنامه­هاي اقتصادي…………………………………………………………

منابع فصل سوم……………………………………………………………………………..

 

فصل چهارم: ارزيابي چند معيار در روند توسعه اقتصادي……………………….

  • تقويت قانون و نظم…………………………………………………………………….
  • آزادي مطبوعات…………………………………………………………………………
  • امنيت و ثبات سرمايه­گذاري………………………………………………………..
  • مشاركت عمومي و عزم ملي………………………………………………………..

 

نتيجه…………………………………………………………………………………………….. ­

كتاب­نامه………………………………………………………………………………………..

 

فصل اول: نظام سياسي و اجزاي تشكيل دهنده­ي آن

  • نظام و كاركرد­گرايي

هنگامي با دقت به محيط اطراف خود نظر كنيد دستگاههاي با اجزاي معين، هماهنگ و منظمي ملاحظه خواهيد كرد كه كاركرد آنها به خاطر رسيدن به يك هدف كلي مي­باشد. در صورتي كه در يكي از اجزاي اختلال يا نارسايي ايجاد شود هدف كلي آن سيستم مختل مي­شود. و نظام مهندسي آن به هم مي­خورد. هم مانند بدن انسان كه قلب، مغز و ديگر اعضا تشكيل شده است و با كاركردي هم­آهنگ تعادل زيستي را حفظ مي­نمايد.

با آغاز قرن 19 ميلادي دانشمندان به اكتشاف بزرگي در علوم طبيعي دست يافتند و با اختراع ساعت، هواپيما و … اين نظام مهندسي را كه در طبيعت موجود بود به كار گرفتند. اما با گسترش علم اثباتي در حوزه علوم اجتماعي كه تحت پوشش جامعه­شناسي سياسي شكل كاملا جديدي به خود گرفت علوم طبيعي را براي شناخت دولت بكار گرفت و علماي بزرگ و علاقمند علوم اجتماعي در قرن 19 را واداشت تا تجربه در علوم طبيعي را به علوم انساني تعميم دهند.

به همين دليل كاركردگرايان معتقدند كه هر پديده اجتماعي داراي يك كليت است كه اين كليت از اجزاي خاص خود تشكيل شده است. علم مي­تواند پيوستگي رابطه اين اجزا را شناسايي نمايد و هدف كلي يك سيستم را بهتر مورد ارزيابي قرار دهد. عناصر تشكيل دهنده اين ساخت­هاي اجتماعي به گونه­اي است كه ميل به ثبات دارد. سپس واحدهاي كوچكتر نيز داراي سازمان و به صورت نظامي به هم پيوسته عمل مي­نمايند كه نقش هر كدام و ميزان مشاركت آنها در حفظ الگو و هدف نهايي سيستم مورد اهميت است. از كساني كه طرفدار اين نظريه و يا به عبارتي از بانيان اين انديشه بود «تالكوت پارسونز» است. وي از تعادل در نظام و سيستم صحبت به ميان آورد و بيان داشت كه نظام­هاي اجتماعي به طور كلي نوعي گرايش به يكپارچگي و هماهنگي و سازواري با محيط دارند كه همين موضوع باعث خواهد شد تا آن نظام يا سيستم پابرجا باقي بماند و متعادل باشد.2

مي­توان گفت نظريه كاركردگرايي از علوم مكانيكي گرفته شده و جامعه را مجموعه ابزارگونه فرض مي­كند و از روابط بين نظام اجتماعي و نظام سياسي  سخن به ميان مي­آورد. در دوره معاصر غرب مسلط­ترين نگرش همين نظريه اصالت كاركرد بود كه فونكسيوناليسم نيز نام دارد همان طوري كه قبلا گفته شد ريشه­هاي فكري اين انديشه به تالكوت پارسونز و به اميل دوركهايم برمي­گردد كه خود اين انديشمندان مفاهيم اساسي آن را (سيستم و كار ويژه) از علوم فني گرفته­اند كه در آثار مهندس رودلف كلاسيوس ديده مي­شود.3 به هر صورت كل جامعه همانند يك سيستم عمل مي­نمايد كه هر كدام از اجزا وظايف خاص خود را انجام مي­دهد. با همديگر همكاري دارند و اين همكاريها يك طرفه يا يك جانبه نيست بلكه متقابل و مكمل است. محيط آنها قابل شناسايي است و همچنين تاثيرپذيري و تاثيرگذاري از همديگر را ميتوان كشف نمود.

2- نظام سياسي

«اصطلاح نظام سياسي در گستره وسيعي از معاني به كار مي­رود. گاه به حكومت يا دولت اطلاق مي­شود و گاه علاوه بر اشكال مقرر، اشكال رفتار سياسي عملي را شامل مي­شود و عبارت ديگر، هم سازمان حقوقي دولت و هم نحوه عمل آن را دربر مي­گيرد. در كلي­ترين تعريف نظام سياسي به مثابه مجموعه­اي از فرايندهاي تعامل يا خرده نظامي از نظام اجتماعي ديده مي­شود كه با ساير خرده نظام­هاي غيرسياسي نظير نظام اقتصادي در تعامل است. به اين تربيت نظام سياسي ضمن آنكه خود خرده نظامي از نظام وسيع­تر اجتماعي است با ساير خرده نظام­هاي موازي از جمله نظام اقتصادي در تعامل است.»4

نظام سياسي، هم مانند هر نظام ديگر كه از مجموع متغيرهاي كه داراي كنش­ها و واكنش­هاي هستند و بر روي هم اثر متقابل دارند تشكيل يافته است.

در درون هر نظام با روابطي كه ميان عناصر تشكيل دهنده­ي آن وجود دارد يك هدف دنبال مي­شود. رابرت دال، كهكشانها، تيم­هاي فوتبال، قوه­هاي مقننه و احزاب سياسي هر كدام را يك سيستم مي­داند. نظام با اجزاي متفاوت و با روالي منظم و مرتبط يك هدف را دنبال مي­كنند. ما مي­توانيم نظام­هاي مصنوع كه انسان آن را بوجود آورده و يا كاملا طبيعي كه در طبيعت بوده است را ملاحظه كنيم. نظامهاي كه انسان آنها را ساخته يا دريافته­اند مانند نظام مكانيكي، نظام فرهنگي يا نظام سياسي است.5

دانشمنداني مانند ماكس وبر، ديويد ايستون و ديگران هر يك تعريفي از نظام سياسي ارايه كرده­اند. ماكس وبر هنگامي مي­خواهد از نظام سياسي تعريف ارايه نمايد از قدرت و محدود جغرافيايي مشخصي نام مي­برد. وي قدرت توسط كارگزاران در اين محدوده را قدرت مجاز و مشروع قلمداد مي­كند هرچند با رعب و وحشت توأم باشد و آنقدر به اين قدرت اهميت مي­دهد كه باعث جدايي نظام سياسي از بقيه نظام­ها و پابرجا شدن آن و همچنين وجه مشخص و پابرجاي آن است. ديويد ايستون هم از كنش­هاي متقابل كه از اين طريق ارزش­ها، خدمات و كالاها براساس همان قدرت براي تمام بخش­هاي متفاوت و مختلف يك جامعه تقسيم مي­شوند اسم برد وي اضافه مي­كند كه اين سهم­بندي براساس قدرت معتبر همان تصميمات مسؤولان در سه قوه مجريه، قضائيه و مقننه براي جامعه مي­باشد. مانند يك بنگاه اقتصادي كه بعد از توليد كالاها آن­ها را ميان مردم توزيع مي­كند و بستگي به نيازها متفاوت توليد و توزيع نمايد. دستگاه­ها حكومتي نيز براساس امنيت احترام، درآمد مشاركت رفاه برقراري ارتباط متفاوت مي­باشد.6 نظام سياسي همان عناصري است كه با يك قاعده مشخص و با يك پيوند خاص در يك رژيم سياسي بكار گرفته مي­شود اين مجموعه ملموس است و با نهادهاي كه دارد كاربرد قدرت را ممكن مي­كند. اين موضوع در هر نوع حيات سياسي ديده مي­شود. و ميتوان آن ويژگي­هاي مرتبط يا پيوستگي منطقي را شناسائي كرد. و بدين طريق اصول، قوانين حاكم و نهايتاً دولت را درك كرد.7 گاهي ميتوان در ميان قواي سه­گانه در نظام سياسي قوه مجريه را نيز تقسيم نمود و از قوه مجريه سياسي و قوه مجريه اداري نام برد. به اين معنا كه از يك هيأت جمعي مقامات كه قدرت اجرايي دارند توجه داشت.8 در صورتي كه نظام سياسي تابعي از تغييرات ساختاري آن نباشد مي­گويند آن نظام سياسي از پيچيدگي بيشتري برخوردار است و نهادينه شده است.9

در قسمت چگونگي كاركرد نظام سياسي بايد عنوان كرد همانطوري كه ارگانيسم انسان در برخورد با محيط تاثير مي­پذيرد. با كمك حواس خود ميتواند حفظ حيات نمايد يا به عبارتي ديگر خود را با محيط انطباق دهد تا به تعادل برسد. نظام سياسي هم در چنين تشبيهي احتياج به يك انطباق با محيط اطراف خود دارد.

«چهارچوب كاركردگرايي» پارسونز بر اين اعتقاد بوده است كه به چند دليل جامعه انساني را مي­توان يك ارگانيسم بيولوژيك تصور كرد نخست آنكه اجزاي گوناگون يك ارگانيسم با نهادهاي مختلف تشكيل دهنده­ي يك جامعه مطابقت دارد و همان­گونه كه در ارگانيسم اجزا در وابستگي متقابل و تعامل با يكديگر هستند، نهادهاي يك جامعه نظير اقتصاد با هم پيوند دارند. دوم آن كه همان­طور كه هر بخش ارگانيسم كار خاصي انجام مي­دهد كه براي ادامه­ي حيات ساير قسمت­ها ضروري است هر نهادي هم كار مشخصي را براي اثبات و رشد جامعه انجام مي­دهد از نظر پارسونز هر جامعه بايد داراي چهار كاركرد باشد كه در غير اين صورت از بين خواهد رفت. اين كاركردها عبارتند از.10

  • انطباق و سازگاري با محيط كه توسط اقتصاد انجام مي­شود.
  • حصول به هدف توسط حكومت
  • ايجاد يكپارچگي (پيوند نهادها به يكديگر) توسط نهادها حقوقي و مذهبي
  • حفظ الگوي ارزشي از طريق خانواده و آموزش و پرورش

در واقع پارسونز بر اين عقيده بود كه اگر يكي اجزاي در درون سيستم به هر دليلي دچار تغيير شود. قسمت­هاي ديگر سيستم هم براي اينكه تعادل را حفظ كنند واكنش نشان مي­دهند

شكل چگونگي ارتباط يك نظام سياسي با محيط اطراف و اجزاي خود به ترتيب زير مي­باشد

محيط

همانطوري كه در بالا ملاحظه مي­شود. نظام سياسي بايد پاسخگوي تقاضاهاي كه از محيط به نظام وارد مي­شوند، باشد مثل نياز به امنيت، حق مشاركت، كنترل بازار و غيره. در قسمت نهاده همچنين از حمايت­هاي مانند پرداخت ماليات، اطاعت از قوانين … برخوردار است.

در قسمت داده­ها مجموعه تصميمات، قوانين و راهبردهاي يك نظام ديده مي­شود بازخور هم چيزي است كه از تاثير داده­ها بر نهادها بوجود مي­آيد و ممكن است مثبت يا منفي باشد. و اين موضوع باعث تجديدنظر در مراحل بعد خواهد شد.

در فرآيند تبديل شدن خواسته­ها به تصميم در يك نظام سياسي با نظام سياسي ديگر يك تجزيه و تحليل كلي وجود دارد كه تقاضاها يا خواسته تنظيم مي­شود و در جريان عمليات با يكديگر تركيب مي­شوند تا به مرحله قانونگذاري مي­رسد سرانجام اجراي مقررات و نحوه اجراي اين قوانين بر طبق قانون از اهميت برخوردار است. در گزينش­ سياسي همان استخدام افرادي است كه در واقع نقش اجراي اين مقررات را دارد. نظام سياسي براي آنكه بهتر بتواند با محيط ارتباط برقرار نمايد فرد را با فرهنگ سياسي و ايفاي نقش شهروند آشنا مي­كند.

بسياري از محققاني كه توسعه را براساس رهيافت سيستم عملكردي بررسي مي­كنند بر اين باورند كه بي­ثباتي در ميان كشورهاي جهان سوم به خاطر تاكيد بر تواناييهاي تنظيمي (تقويت نيروهاي نظامي) و نمادين، به جاي تمركز زياد بر توانايي­هاي پاسخگويي، استخراج و توزيعي است.

.

.

فصل دوم: مفهوم رشد و توسعه اقتصادي

1- ارتباط رشد و توسعه اقتصادي

رشد اقتصادي شرايط توسعه اقتصادي را فراهم مي­نمايد زيرا موجب افزايش و انباشت سرمايه در جوامع خواهد شد. و به همين دليل است كه بعضي از علماي اقتصادي رشد و توسعه اقتصادي را مترادف دانسته­اند. در مباحث مربوط به كشورهاي جهان سوم «مفهوم رشد» در معناي اقتصادي آن به كار مي­رود و شاخص آن توليد ناخالص ملي (GNP) مي­باشد، كه هرچه افزايش يابد آن كشور از رشد اقتصادي برخوردار است و اگر رشد مداوم داشته باشد ميتوان از توسعه اقتصادي سخن به ميان آورد.

رشد همان تغيير كلي هر متغيير طي دوره معين زماني گفته مي­شود. كه مهمترين شاخص آن در اقتصاد، توليد ناخالص (GNP) مي­باشد،  توسعه اقتصادي در تعريف به معناي رشد اقتصادي مداوم همراه با تغييرات كيفي و كمي مي­باشد. زيرا بر خلاقيت­ها و نوآوري­هاي انسان نيز تاكيد دارد زيرا باعث خواهد شد كه ما به كالاها و خدمات بيشتري دست پيدا كنيم، در اين مباحث نظريات متفكراني مانند روستو، آرتور لويس مورد اهميت است. با بهره­برداري اقتصادي و كاهش هزينه­ها ميتوان بازده توليد را افزايش داد و همچنين با افزايش دانش علمي و تحقيق در بخش توليد و تكنولوژي مناسب و با انباشت سرمايه در امور توليدي و زيربناي شرايط رشد و توسعه اقتصادي را فراهم نمايد.1

والت ويتمن روستو از جمله انديشمنداني است كه مي­گويد رشد اقتصادي بلافاصله توسعه اقتصادي را به دنبال دارد و مي­گويد رشد اقتصادي يك روند اتوماتيك است كه با بكارگيري نيروهاي بالقوه وضعيت زندگي را بهبود مي­بخشد او معتقد است توسعه پنج مرحله دارد 1- جامعه سنتي،  2- آماده براي خيزش  3- خيزش به جلو  4- رفتن به سمت بلوغ و كامل شدن  5- دوره­ي مصرف زياد.

همچنين او مي­گويد انگيزه­ي سودجويي و منفعت­طلبي دارند، قدرتمندترين انگيزه­اي بود كه موجب رشد اقتصادي كشورهاي پيشرفته قرن 18 و 19 گرديد روستو تاكيد دارد كه اين نقش حكومت­ها و قدرت سياسي است كه امكانات لازم را فراهم مي­كند خصوصا در مراحل اوليه نوسازي. به نظر او ايجاد انگيزه از ناسيوناليسم و احساسات ملي­گرايانه بايد استفاده كرد. نظام سياسي براي ايجاد انگيزه بايد احساسات ميهني و ملي را برانگيزند. وظيفه بخش­هاي اقتصادي براي رسيدن به رشد اقتصادي از طريق الويت­بندي و بكارگيري منابع و سرمايه­گذاري به عهده دولت مي­باشد. روستو رشد سريع صنايع كارخانه­اي يكي از ابزارهاي ضروري و مهم ايجاد دگرگوني اقتصاد مي­داند و موفقيت آن را منوط به واكنش مثبت جامعه مي­داند. او مي­گويد كشورهاي عقب­مانده براي دستيابي به رشد اقتصادي ضمن اينكه حكومت­ها بايد ناسيوناليسم را ميان مردم تبليغ و ترويج كنند و فرم ملي را فراهم نمايند. شيوه­هاي زندگي و توليد مناسب را فراهم و ثبات سياسي، اجتماعي را فراهم كنند. شيوه­هاي زندگي و توليد مناسب را فراهم و ثبات سياسي، اجتماعي را فراهم كنند. او پيدايش و تقويت بخشي خصوصي فعال و مستقل را در قالب برنامه­هاي توسعه ملي توسط حكومت پي­ريزي و اجرا مي­شود ذكر مي­كند. نقش نظام سياسي در همراه كردن بخش صنعتي و خصوصي مستقل را ضروري مي­داند. وي از نوسازي و نوگرايي متوازن ميان نهاده و ساختارها و باورهاي اجتماعي و سياسي با نهادها و ساختارهاي اقتصادي سخن به ميان مي­آورد و مي­گويد اين توازن باعث ثبات سياسي در جامعه مي­شود و رشد سريع را دامن مي­زند. از جمله كساني كه طرفدار نظريات روستو مي­باشد اسپنگلر است. او مي­گويد همگام با تغييرات در ساختارهاي اقتصادي و پيدايش بخش خصوصي جديد بايد ساختارهاي قانوني مناسب نيز كه برخاسته از روند پيچيده شده جامعه و گسترش تقسيم كار اجتماعي است. سازمان­هاي خصوصي مورد حمايت قانون مي­توانند با يك برنامه­ريزي درست از طريق نهادهاي قانوني در حكومت و مديريت مشاركت نمايند. خلاصه مطلب اينكه انديشمنداني مانند روستو ابتدا به لزوم رشد اقتصادي توجه نموده و بعد از اينكه رشد و رفاه در بخش اقتصاد حادث شد مي­خواهند آن را به ساير بخش­هاي اجتماع تسري دهند. روستو نمايده نظريه نوزي مي­باشد. در اين نظريه مهمترين عامل توسعه «سازماندهي و بازدهي اقتصاد داخلي است، نظريه­پردازان نوسازي معتقدند كه توليد تخصصي، مبادله آزاد و تقسيم كار بين­المللي موجبات تسهيل توسعه­ي اقتصاد داخلي كشورها را فراهم مي­سازد اين نظريه­پردازان تاكيد مي­كنند كه كليد توسعه اقتصادي، ظرفيت اقتصادي داخلي در پاسخگويي به تغييرات قيمت و موقعيت­هاي اجتماعي- سياسي كشورهاي جهان سوم جستجو شود توسعه­نيافتگي دراين چهارچوب به ضعف­هاي بازار داخلي، عدم بازدهي اقتصادي و كنترل­هاي اجتماعي نسبت داده مي­شود»3 در نظريه نوسازي وظيفه اصلي انباشت سرمايه كه همان رشد اقتصادي را فراهم مي­كند به عهده­ي خود دولت­هاي جهان سوم است.

2- ارتباط بخش خصوصي با رشد اقتصادي:

نظر بر اين است كه تقويت بخش خصوصي از مهمترين عواملي است كه رشد اقتصادي را بوجود مي­آورد زيرا با احياي بخش خصوصي است كه كارها به خود اشخاص محول مي­شود. و اين موضوع باعث خواهد شد. ابتكارات و نوآوري­ها شكل گيرد و در نتيجه ارزش افزوده كالاها رو به فزوني مي­گذارد كه اين همان عمده­ترين شاخص رشد اقتصادي يعني GNP مي­باشد. افزايش رشد اقتصادي هم توسعه اقتصادي را بوجود مي­آورد. آدام اسميت نخستين كسي بود كه به ارائه نظرياتي پرداخت كه مبناي نظام سرمايه­داري شد. او بدون اينكه از طبقه خاصي حمايت نمايد. تقسيم كار را در كتاب «ثروت ملل» عامل كليدي رشد اقتصادي دانست. آدام اسميت با دخالت دولت در اقتصاد مخالف است. زيرا دولت با اسراف و ريخت و پاش بخش عمومي و بي­مسؤوليتي خود مردم را به گدايي و فقر هدايت مي­كند. اما ولخرجي بخش خصوصي جهت­دار است و اين امر باعث مي­شود توليد مولد شود، افراد در پي منافع شخصي خود واكنس نشان مي­دهند و بازار رقابت ايجاد شود اين امر شرايط بهتر و بيشتر توليد را ايجاد خواهد كرد.

آدام اسميت مي­گويد رقابت خودبخود بازار را تنظيم مي­كند و مانع افزايش كاذب قيمت­ها خواهد شد. توليدكنندگان وادار مي­شوند بر مبناي خواست مصرف­كنندگان تا توليدكننده و اگر هم افزايش قيمتي باشد اين موضوع باعث افزايش توليد خواهد شد كه معناي ندارد جز افزايش GNP (توليد ناخالص ملي) كه مهمترين شاخص رشد اقتصادي در يك كشور است.

خلاصه مطلب اينكه آدام اسميت به عنوان پدر علم اقتصاد، از بخش خصوصي به دلايل زيادي دفاع مي­كند از جمله اينكه باعث شرايط رقابتي در بازار مي­شود بازار را گسترده مي­كند از جمله اينكه باعث شرايط رقابتي در بازار مي­شود   سرمايه رو به ازياد مي­گذارد. بازار به صورت طبيعي تنظيم مي­شود تجارت بين كشورها با راحتي انجام مي­شود. و اقتصاد، علمي جهانشمول مي­شود. فردريك ليست نيز مي­گويد اقتصاد در صورتي پيشرفته مي­شود كه مي­تواند با بازدهي توليد بيشتر و بهاي ارزانتر به بازارهاي كالا عرضه كند اما با استفاده از آدام اسميت مي­گويد اگر هيچ اقدامي براي حمايت توليد در داخل صورت نگيرد، بي­شك كالاها كه با بازدهي پايين توليد مي­شوند از بين مي­روند. لذا از اين بعد ضرورت حمايت دولت­ها، و حكومت­ها را براي تعادل اقتصادي مي­بينيم تا در انديشه كينز به اوج خود مي­رسد.

به نظر آدام اسميت توجه به نفع شخصي باعث تحرك توليد و ثروتمند شدن جامعه مي­شود اين موضوع از راه افزايش ابداع، ابتكار و نوآوري فني صورت مي­گيرد. زيرا توليدكنندگان براي بقاي خويش و كسب سود بيشتر نسبت به رقبا به دنبال يافتن روش­هاي مي­روند كه تازه باشد و كارآيي را افزايش دهد. و شخص به تنهايي نمي­تواند به شرايط قيمت­ها تأثيرگذارد لذا به فكر كاهش هزينه توليد خود از راه خلاقيت مي­شود. و اين همان تشويق توليد و سازماندهي آن در راه تكامل بيشتر است لذا «اين مكانيسمها به عنوان قانونمندي­هاي اصلي حركت اقتصادي، فارغ از خواست توليدكننده و مصرف­كننده، الزاما به «پيشرفت­هاي فني» در فرايند توليد مي­انجامد. در اين راستا، توليد به طور مداوم افزايش مي­يابد و هزينه­هاي توليد و به تبع آن قيمت­ها كاهش پيدا مي­كند و اشتغال كامل حاصل مي­شود.»4

  • .
  • .
  • .
  • جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه پرداخت مستقیم که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشید.

 

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه ارشد : بررسي نقش نظام سياسي بر توسعه اقتصادي ايران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *