برگشتن به علوم سیاسی

دانلود پایان نامه : جغرافياي سياسي ـ امنيتي كردستان عراق و پيامدهاي امنيتي آن بر ايران

۵,۱۰۰ تومان

Continue Shopping
دسته: برچسب: , , , , , , , , , , , , ,

توضیحات محصول

دانلود پایان نامه : جغرافياي سياسي ـ امنيتي كردستان عراق و پيامدهاي امنيتي آن بر ايران

104ص

 

 

 

فصل اول؛ كليات تحقيق

  • طرح مسئله
  • هدف تحقيق
  • اهميت تحقيق
  • فرضيه تحقيق
  • قلمرو تحقيق
  • روش شناسي تحقيق
  • محدوديت هاي تحقيق
  • ساختار تحقيق
  • كليه واژگان

فصل دوم؛ ادبيات و مباني نظري تحقيق

2-1- جغرافياي تاريخ، اجتماعي و امنيتي

2-1-1 – پيشينه نژادي ـ تاريخي

2-1-2 – بررسي جغرافيايي و بستر اجتماعي ـ آييني كردها

2-2 – پراكندگي كردها

2-2-1- كردهاي تركيه

2-2-2- كردهاي عراق

2-2-3- كردهاي ايران

2-2-4- كردهاي سوريه

2-2-5- بررسي مهاجرت كردها به جمهوري هاي سابق شوروي و غرب

2-3- موقعيت ژئوپوليتيكي كردستان عراق

2-4- بررسي ترتيبات ژئوپوليتيكي ـ نظامي كردستان عراق

فصل سوم؛ يافته هاي تحقيق: اوضاع سياسي ـ اجتماعي كردستان از شكل گيري عراق تا فروپاشي رژيم بعث

3-1- پايان قيوميت انگلستان و شكل گيري عراق

3-2- مفاد قرارداد 1970 بين كردها و رژيم عراق

3-3- جنگ ايران و عراق و وضعيت كردها

3-4- جنگ دوم خليج فارس و كردها

3-5- تحولات داخلي كردستان مستقل

3-6- سياست خاورميانه اي امريكا و مسئله كردستان

3-7- كردستان و فدراليسم

فصل چهارم؛ اثبات فرضيات

4-1- بررسي الگوي فراليسم قومي

4-2- اثبات فرضيه بين المللي شدن عراق و منافع مناقشات قومي

فصل پنجم؛ نتيجه گيري و ارائه پيشنهادات

ضمائم

كتاب شناسي


مقدمه

خاورميانه در طول ساليان در يك افق صد ساله از قرن بيستم همواره كانون بحران و بستر مناقشات متعددي بوده است. همواره بحث از اهميت مكاني خاورميانه و دارايي هاي طبيعي كشورهاي اين منطقه است كه اين حوزه از جغرافيا را به مركزي پرنقش و ناآرام تبديل كرده است.

اما بحث اقليت هاي قومي نيز وجه ديگري از ويژگي هاي اين منطقه است كه به موضوع مناقشه آميزي در درون دولت، ميان مرزها، ميان دولت ها و نهايتاً در وخيم ترين سطح آن موضوع كشمكش قومي با يك دولت مستقل است. عدم درك درست و ناكافي از حقوق اقليت ها به ويژه اقليت كردي كه به شكل چند تكه در ميان دول ايران، تركيه و سوريه پراكنده گشته اند. همواره از مسائل بحران زاي سياسي درون دولتي و ميان دولتي بوده است.

آگاهي اقليت ها به حقوق اساسي و طبيعي خود كه مورد تأكيد نوانسيون حقوق اجتماعي ـ سياسي، اعلاميه حقوق بشر و بخشهاي مختلف سازمان ملل است همگي مي تواند به نوعي به برجسته شدن بار ژئوپوليتيكي چنين فضاهايي بيانجامد. حمايت از گروههاي قومي، مذهبي و نژادي از ديرباز در حقوق و سياست بين الملل مطرح بوده است. ظهور كشورها در قالب هاي دولت ـ ملت طي قرون شانزدهم و هفدهم و پيدايش ترتيبات حقوق بين الملل كه بازتابي از اين نظام بود، توجه به گروه هاي اقليت را ضرورت بخشيد. با اين حال مسئله اقليت ها در نيمه دوم قرن بيستم به ويژه پس از فجايع جنگ جهاني دوم بار ديگر توجه بسياري را به خود جلب كرد.

از آنجايي كه اساساً مسئله كرد و كردستان ريشه در مفهوم اقليت كرد دارد، بايد بيش از هر چيز به روشن ساختن مفهوم «اقليت» بپردازيم؛ در رابطه با تعريف «اقليت» در ميثاق حقوق مدني و سياسي به تفصيل بحث شده است. اما تعريف كاربردي از اين مفهوم را مي توانيم از كاپورتورتي سراغ بگيريم؛ «اقليت عبارت است از گروهي كه در حاكميت شركت نداشته و از نظر تعداد كمتر از بقيه جمعيت كشور هستند، ويژگي هاي متفاوت قومي، مذهبي يا زباني با ساير جمعيت كشور دارند و داراي نوعي حس وحدت منافع و همبستگي در جهت حفظ فرهنگ، آداب و رسوم، مذهب يا زبان خود هستند.» از ميان اقليت هاي بزرگ شرق زمين و مسائل مربوطه به آنها كردها و كردستان به دليل جايگاه جغرافيايي و موقعيت استراتژيك و ژئوپوليتيك اين سرزمين و نيز تاريخ گذشته آن و اوضاع اجتماعي مردم كرد و نيز با توجه به ساختار بي ثبات و شكننده وتركيب دموگرافيكي ناهمگون و به شدت مركب و اوضاع جغرافيايي نامتجانس كشورهايي كه كردها مهمترين اقليت درون مرزهاي آنان را تشكيل داده اند. از اهميت ويژه اي برخوردار است.

تاريخي منطقه هستند و از رو حس مقاومت آنان نيز آميخته به شيوه هاي تلافي جويانه بوده است.

2- كردستان عراق هم در ترتيبات جنگ سردي و هم نظام جهاني پس از فروپاشي عصر جنگ سرد، به دليل جايگيري در ترتيبات سياسي انرژي محور خاورميانه قرار مي گيرد و خود ملاحظات خاص سياسي، انرژي = امنتي و البته نظامي دارد.

بررسي تحولات اين سرزمين از مقطع تاريخي شكل گيري عراق، نگاه به مبارزات كردها با رژيم بعث و نهايتاً فروپاشي رژيم بعث و موضوع شكل گيري اولين حكومت فدرالي قومي منطقه در چارچوب حفظ تماميت ارضي عراق از فرازهاي قابل توجه اين پژوهش است.

اما نكته حائز اهميت اينكه ما با توجه به تئوري «بين المللي شدن مناقشات قومي»[1] بر اين باور هستيم كه ويژگي هاي ژئوپوليتيكي و ترتيبات جغرافيايي سياسي =  نظامي كردستان عراق به ويژه پس از فروپاشي رژيم بعث گوياي يكي از موفق ترين تجربه هاي حق تعيين سرنوشت مردم اقليت با باقي ماندن در چارچوب مرزهاي سياسي كشور ميزبان است. الگوي كردستان فدرالي در عراق نمونه تاريخي موفقي خواهد بود كه به مثابه حلقه هاي تكميل كننده زنجيره هاي دولت = ملتهاي خاورميانه، فضاي پرتنش اقوام= ملت را پرميكند.

فصل اول؛ كليات تحقيق

  • طرح مسئله

مشرق زمين گهواره تمدني زيست بزرگترين اقوام اعم از گروههاي زباني، فرهنگي و نژادي ـ قومي مختلف است. از ميان اقليت هاي بزرگ مشرق زمين و مسائل مربوط به آنها كردها و كردستان به دليل جايگاه جغرافيايي و موقعيت استراتژيك ژئوپوليتيكي اين سرزمين و نيز تاريخ گذشته آن و اوضاع اجتماعي مردم كرد و نيز با لحاظ نمودن ساختار سياسي شكننده و تركيب جمعيتي ناهمگون و وضعيت جغرافيايي نامتجانس كشورهايي كه كردها مهمترين اقليت درون مرزهاي آنان را تشكيل داده اند. گروه قوميتي كه در مقايسه با ساير اقوام پراكنده و گروههاي اقليتي در اين منطقه سياسي ترين آنها نيز هستند و اين موضوع را از اهميت خاصي برخوردار كرده است.

كردستان به عنوان يك واحد جغرافيايي در دو مرحله تقسيم گرديده است. نخستين تجزيه در تاريخ اين سرزمين هنگامي اتفاق افتاد كه درسال 920 هـ . ق در نبرد چالدران نيروهاي امپراطوري عثماني لشكريان شاه اسماعيل صفوي را در هم شكستند، به موجب تحولات ناشي از اين رخداد تاريخي بخش هاي وسيعي از غرب كردستان از پيكره جغرافيايي ايران جدا و ضميمه قلمرو امپراطوري عثماني گرديد.

قرنها بعد يعني هنگامي كه امپراطوري كهن، گسترده و در عين حال پوسيده عثماني در پايان جنگ جهاني اول از هم فروپاشيد. و ميان اقوام و ملل تابعه اين امپراطوري تنها ملت كرد بود كه نه تنها توانست به آرزوهاي خويش براي تشكيل حكومت ملي جامه عمل بپوشاند بلكه سرزمين آنان ميان كشورهاي تازه تأسيس تركيه، عراق و سوريه تقسيم شد و به اين ترتيب بخشهاي مختلف كردستان تحت مالكيت كشورهايي درآمد كه از نظر قوانين اداري و فرهنگ اجتماعي و شيوه حكومتي با هم كم و بيش متفاوت داشتند.

اما در اين ميان كردستان عراق شرايط خاص جغرافيايي= سياسي خاصي در ميان كشورهاي ميزبان كردها دارا بوده است. از سويي از لحاظ جغرافيايي در مركز پراكندگي كردهاست و از سويي به لحاظ سياسي سياسي ترين گروه اقليت كردها مي باشد.

ناسيوناليزم كرد در عراق كه پس از جنگ جهاني اول نضج گرفت زماني كه نيم بند عراق تحت قيوميت و هدايت نيروهاي استعماري بريتانيا اداره مي شد؛ محصول تضادها و دوگانگي هاي آشتي ناپذير ميان فرهنگ، آداب و رسوم، تاريخ، نژاد، زبان و … دو قوم تشكيل دهنده ساختار سياسي عراق يعني كردها و عربهاست. تلاش و برنامه انحصار گرايانه اعراب براي جلوگيري از حضور مشاركت كردها در ساخت قدرت سياسي در تشديد و تقويت آن تأثير ويژه اي نهاده است. كشمكش هاي درون مرزي از يك طرف و عواملي همانند وضعيت جغرافيايي ناهنگون، چگونگي استقرار جمعيت از لحاظ جغرافيايي (كردها در شمال و عربها در جنوب) و همين طور مداخله كشورهاي بزرگ كه منافع آنان در منطقه گاهي با منافع عراق هماهنگ و گاهي در تضاد است و نيز افزايش فشارهاي سياسي= نظامي بر كردها از سوي حكومت هايي كه يكي پس از ديگري اداره امور عراق را به دست مي گرفتند و با پيش گرفتن سياست هاي افراطي   ؟    كردها و كردستان را تحت فشارهاي مضاعف قرار مي دادند.

مسئله كردها و عامل جغرافيايي كردستان عراق و ملاحظات ژئوپوليتيكي آن همواره ذهن تمام رژيم هاي حاكم بر بغداد را به خود مشغول داشته است چه بسا دولت هايي كه در پي ناكامي در حل مسائل كردستان از قدرت بر افتاده اند و عده اي ديگر نيز با توسل به ابزار و سلاح سركوب سعي كرده اند صورت مسئله كردستان عراق را پاك كنند.

و در اين پايان نامه با بررسي پايه اي از مسائل كردستان و نيز نگاهي به روند تاريخي اين بحران با تكيه بر عوامل تقسيم كردستان از ديد ژئوپوليتيكي و بستر بحران زاي جغرافيايي= امنيتي آن تلاش مي شود حتي حل مسئله كردستان در قالب شكلي از فدراليسم پس از فروپاشي رژيم بعث، در چارچوب تئوري «بين المللي شدن منافع و تهديد يك بحران قومي» به تحليل ژئوپوليتيكي دست پيدا كنيم و قادر به ارائه پيش بيني در خصوص آينده و روابط عراق با همسايگانش باشيم و از سوي ديگر ملاحظات اين تحولات را هم بر امنيت ملي ايران در نظر بگيريم.

اين پايان نامه با رويكردي ژئوپوليتيكي در بستر تحولات جبهه هاي ژئواستراتژيك و چرخش اين جبهه ها به سمت ژئواكونومي بويژه در خاورميانه فضاي تحليلي گسترده اي را از جغرافياي تهديد و منافع براي كردستان و كل منطقه در اختيار خواننده قرار خواهد داد.

تلاش نهايي و مهم اين پايان نامه اين است كه تحولات رخداده در كردستان عراق را با توجه به متن ژئوپوليتيكي در فضاي جديد بين المللي تحليل كند.

1-2- هدف تحقيق

هدف هر پژوهش در واقع موتور اوليه روشن كننده و انگيزه نهايي در تحقيق است. هدف اصلي از انجام اين تحقيق بررسي بستر جغرافيايي= امنيتي كردستان به ويژه عراق و فهم چرايي و چگونگي شكل گيري ترتيبات جغرافيايي سياسي كردستان عراق است. چگونگي شكل گيري اين ترتيبات مسلماً در رأي ملاحظات دولتي، ميان دولتي و ميان مرزي است كه به تبع مي تواند براي همسايگان عراق هم ملاحظات چندي را در بر داشته باشد. بررسي ملاحظات مي توانند به عنوان مدل سازي[2] در تصميم گيري هاي سياسي مورد توجه واقع شود.

1-3- اهميت تحقيق

در گذشته مسائل مربوط به اقليت ها، تنها عرصه تعادل ميان اقليت ها و گروههاي قومي با دولتها بوده است. اما هم اينك بازيگران جديدي مانند سازمانهاي سياسي و مدني و بين المللي به شكل مؤثري وارد اين عرصه شده اند. همچنين در سالهاي اخير، دفاع از حقوق اقليت ها و قوميت ها بدل به ابزاري براي اعمال فشار و مداخله در امور كشور شده است. بررسي مسئله مناقشه قومي ميان مرزي از چند حيث شايان توجه بسيار است.

  • توجه روز افزوني كه به نقش مردم توده ها و به تبع اين رويكرد به جايگاه اقليت هاي سركوب شده اجتماعات حاشيه نشين شده مي شود باعث افزايشي اهميت سرنوشت اقليت ها در ميان جوامعي شده است كه اين اقليت در حاكميت دولت مركزي نقش مهمي ندارند.
  • در جغرافيا هايي كه قوميت واحدي ميان مرزهاي سياسي چند كشور از گسسته شده اند، بحران ها و مناقشات يك گروه مي تواند به بحراني شدن اوضاع در ساير مرزها و در ميان ديگر قوميت ها بيانجامد برعكس حتي اگر وضعيت بالنسبه با ثباتي براي يك منطقه پيش بيايد يا به وضعيتي از نوع خودمختاري يا فدراليسم برسد، ساير مناطق هم خواهان پيروي از الگوي عملي شده هستند. از اين رو اهميت انجام پژوهشي اين چنيني در اين است كه ما وضعيت كردستان عراق را در 2 حالت بحران و ثبات با ملاحظه پيامدهاي خاص اش بر مناطق اطراف بررسي مي كنيم و اين مي تواند به محقق توان پيش بيني و روند شناسي آينده را نيز بدهد.

.

.

فصل سوم : يافته هاي تحقيق به اوضاع سياسي- اجتماعي كردستان از شكل گيري عراق با فروپاشي رژيم بعث

3-1 پايان نبويت انگستان و شكل گيري عراق

با شروع جنگ جهاني اول و بروز نشانه هاي ضعف و زوال در اپراتوري عثماني، قدرت هاي بزرگ جهان به فكر تقسيم و تفكيك و مالكيت قابل كنترل و بهره برداري از جريان تجهيز بخش هاي مختلف اين امراطوري افتادند. كشورهاي بزرگ و قدرت هاي اروپايي همچون فرانسه ، بريتانيا و روسيه براي تحقق اهداف و تأمين منافع ابرقدرتيشان به تقسيم سرزمين هاي امپراطوري كردند.

به موجب اين تقسيمات و تفكيكات بعضي از قوميت ها و مليت ها در گوشه و كنار جدن در اينطرف و آنطرف مرزهاي سياسي پراكنده شدند. سرزمين ملت كرد نيز بعد از شكست اپراطوري عثماني در بين چند كشور تقسيم گرديد.

هنوز جنگ به پايان نرسيده بود كه قراردادي ميان انگلستان و فرانسه « سايكس- پيكو» منعقد گرديد؛ كه به موجب آن پس از پايان جنگ جهاني اول سواحل سوريه در شمال بندر صور به فرانسه، عراق و بخش از فلطين به انگلستان و سرانجام بغاز، ارزروم، ترايوزان، وان وبدليس به روسيه واگذارشد.

مذاكرات مخفي و سري- ؟ چگونگي تقسيم كردستان ميان قدرت هاي بزرگ خصوصاً فرانسه و انگليس در تمام طول جنگ در جريان بود. به گونه اي كه قبل از آنكه اين دو كشور پيمان ترك مخاصمه (مودرس)*را با تكريه به امضاء برسانند در مورد تقسيم كردستان ميان خويش به توافق رسيده بودند؛ بلافاصله پس از امضاي قرارداد مودروس، بريتانيا موصل را اشغال كرد. در سال 1918 فرانسه و بريتانيا اعلاميه مشتركي در دفاع از حقوق اقليت هاي اپراطوري عثماني منتشر كردند. در ماده 12، اصول چهارده گانه ويلسيون رئيس جمهور امريكا براي برقراري صلح  جهاني، از حقوق ملت ها و اقليت هاي عثماني سخن گفته بود و مقرر بود به كليه ملل تابع اپراطوري عثماني امكان داده شود و آزادانه و بي مانع و مزاحم راه   رشد ملي خويش را پي گيرند. ملي گرايان كرد كه بيشتر در خارج از تركيه بودند براي تأسيس كشوري كرد به كوشش پرداختند و در همين راستا اختلاف خويشرا با ارمني هاي هم حل و فصل نمودند اين عده تلاش خويش را بر پايه اميدواري به طرح ويلسون و نيز اعلاميه مشترك فرانسه و پيلوي انگليس براي حمايت حقوق ملت كرد پي ريزي نمودند.

ترديدي نيست كه انگليس ها و ديگر قدرت هاي بزرگ جهان آنروز مسئله دفاع از حقوق ملت كرد را به مثابه ابزاري جهت فشار آوردن به حكام عثماني و در راستاي منافع خويش مورد استفاده قرار مي دادند.

بعد از جنگ جهاني اول ، « سرآرنولد ويلسن» صاحب منصب سياسي ارشد بريتانيا طي گزارش از منطقه اعلام داشت كه در كردها نه مي خواهند زير حكم و نفوذ دولت تركيه باشند و نه تحت فرمان دولت عراق …. فكر تشكيل كردستاني مستقل در ميان كردها طرفداران بسيار دارد…. تقريباً تمام كردها نشايق هستند به اين كه رشته هاي پويند خود با تركان را بگسلند. »

اما دولت بريتانيا كه بر اوضاع مسلط بود، به منظور دست انداخت برحوزه هاي نقشي جنوب كردستان به خواسته ها و آروزهاي مردم كرد توجهي نمي كرد و مصمم به تشكيل حكومتي است نشانده بود كه 3 ولايت بغداد، بصره و موصل را بتوااانند با يكديگر متمد نمايند. بريتانيا با توافق فرانسه نام عراق را به اين سرزمين ها داد و امير فصيل پسر شريف مكه را به پادشاهي آن برگزيد.

ويلسن در برابر كميته شرق در لندن به دولت خود (بريتانيا) در آوريل 1919 توصيه كرد كه در تمام آن نواحي كردستان كه اكنون ولايت موصل را تشكيل مي دهند و نيز همه مناطق شمالي ولايت مزبور را كه مناسب زء كشور آتي ارمنستان باشند، به ويژه حوضه راب بزرگ را جزو عراق قرار دهيد…. و اما مسئله ناعطاي قدري خود مختاري به كردها بهتر است اما مسأله را به دلخواه خود حل و فصل نمائيم و در مورد حكومت كردها هيچ گونه تعهدي را به گردن نگريسم . »

كردها در پي اين خواسته بريتانيا به آنان، ژنرال « شريف پاشا» رابه دادخواهي و احقاق حق كردها در ايجاد يك كشور مستقل به كنفرانس صلح فرستادند . قطعنامه آن پيمان در ط سورظ در مواد 62 ، 63 و 64 به ايجاد يك كردستان مستقل تاكيد كرد… و اما در 23 اوت 1921 يك همه پرسي نيمه رسمي در اين سه ولايت انجام شد ، امير مفصل را به عنوان شاه عراق برگزيد . ولايت موصل را كه اكثر اهالي آن در همه پرسي شركت كردند به عراق ضميمه كردند و عملاً خواست كردها به حكومت رسيد و بعد از پيروزي با ارائه تزكماليسم به سركوبي كردها پرداخت. پيروزي سياست كماليسم متفقين را واداشت كه به عقد پيمان لوزان در 1923 بپردازند و كردها را به عنوان اقليت در حكومت هاي تركيه و عراق معرفي نمايند… نتيجه اينكه  ،

  • كشور عراق به مدت 25 سال تحت قيوميت جامعه ملل باشد.
  • خواست ملت كرد به اين كه وزيران و داد رسان و‌آموزگاران سرزمين‌هاي خود را از خودشان برگزينند و به زبان كردي در تمام عرصه ها به فعاليت پرداخته و به عنوان زبان رسمي سرزمين شان آن را حفظ نمايند مورد قبول واقع گردد.

دوره قيوميت بريتانيا تا سال 1932 به طول انجاميد و شوراي جامعه مللدر بيست و هشتم ژانويه 1932 آمادگي اش را براي پايان دادن به قيوميت به محض دريافت اعلاميه عراق، اعلام داشت. در اواسط تابستان1932 اين اعلاميه به ژنو رسيد و عراق را به رفتار شايسته و آزاد با هم مسائل ملي، اقليتي، مذهبي و زباني خود ملزم ميكرد.

با ادامه فشار بريتانياي كبير و ناشكيبايي آشكار عراق هيچ مخالفتي برجاي نماند تا چهره نمايد، راي قاطع مجمع عمومي با شركت 52 كشور در سوم اكتبر 1932 عضويت عراق را به جامعه ملل تاييد كرد و بدينگونه كشور پادشاهي عراق را بيتر دولتهاي جهان به رسميت شناختند.

اصغر جغوي والداني به نقل از دراژون مي نويسد:

در عراق ساخته كاملاً مصنوعي انگليسي هاست كه براي به اعضاء در آوردن دو ميدان نفي كركوك و بصره تصميم گرفتند سه جماعت يعني كردها، ايرانيان و اعراب را در پايختي ه از يادها رفته بود گرد آوردند.

پسا ز استقلال عراق ، كردها در سال 1930 خواستار تشكيل دولت بودند در جريان آخرين مبارزات شيخ محمود در سالهاي 1930 الي 1931 كه بدنبال شورش مردمي 6 سپتامبر 1930 سليمانيه رخ داد، افسران كرد ارتش عراق براي نسختين بار با پيوستن به صفوف مبارزه و فرماندهي آن نيروهاي نامنظم عشايري را سروسامان دادند در اين جريان شيخ  محمود برزنجي حركت خود را مجدداً آغاز كرد و با حركت از مريوان به كردستان عراق بعضي از مناطق را تصرف كرد امادر نهايت تسليم نيروهاي انگليسي و عراقي شد و تا آخر عمر به  جنوب عراق تبعيد گشت. به دليل همين خيزشهاي سالهاي پس از استقلال عراق را بايد سال بي ثباتي ناميد و به ويژه پس از مرگ ملك فيصل اول جنگ قدرت در سراسر عراق آغاز مي شود. كردها در طول اين سالها قيام‌هاي خود را ادامه دادند علاوه بر قيام آنان آشوري ها نيز به رهبري مارشمعون در جولاي1933 قيام كردند. كردها به راحتي از برزميني عراق و تركيه آمد و شد ميكردند و اين مسئله موجب بروز بحران هايي در روابط دو كشور گرديد و كشورهاي منطقه اينك به فكر ايجاد شرايطي بودند كه به كنترل مرزها و ايجاد هرگونه پايگاه مبارزاتي عليه دولت هاي همسايه باشد.

در ايران رضاخان كه تازه به قدرت رسيده بود سياست امنيت مرزي را دنبال مي كرد اين عوامل موجب شد تا در ژوئن 1937 وزراي خارجه تركيه ، عراق و ايران و افغانستان در تهران حضور يابند وبا امضاء يك پيمان چند جانبه در 17/4/1316 سترهاي مناسب را براي اتخاذ سياست مشترك ضد كرد فراهم نمودند اين پيمان كه به نام سعد آباد مشهور است، وحدت نظر كشورهاي امضاء كننده در سياست عمومي و حمايت متقابل در صورت بروز خطر نسبت به يكي از اعضاء بود. دولتهاي امضاء كننده متعهد شدند از تشكيل جمعيت ها و دسته بنديهاييكه هدفشان اخلال در صلح در يكي از كشورهاي هم پيمان باشد،جلوگيري نمايند.

در 14 ژوئيه 1958 عبدالكريم قاسم با سرنگوني رژيم سلطنتي ، نظام جمهوري اعلام كرد. حزبدموكرات كردستان از قاسم حمايت نمود و بارزاني همراهانش به دعوت رسمي عبدالكريم قاسم به عراق بازگشتند.كودتاي قاسم نقطه عطفي در تحولات كردستان عراق بود چرا كه قاسم براي مقابله با تند روي هاي نيروهاي نزون طلب عرب به ميدان آمده بود و از اين رو به پيماني استراتژيك با مصطفي بارزاني به عنوان رهبر حزب دموكرات و سازماني منسجم دست يافت.

در حركت قاسم قانون اساسي عراق حقوق وآزادي هايي رابراي كردها در نظر گرفته بود و در مورد اكراد در بند سوم تصريح شدهاست.اما شرايطبالنسبه مساعد براي كردها چندي بيش دوام نياورد و در 1960 با غير قانوني اعلام شدن احزاب كرد، قاسم خود مختاري كردستان را فلغي اعلام كرد. اگر نواحي كردستان آزاد و دستگاه اجرايي فرماندهي خاص كردها موجوديت يافت و اين نهايتاً به سرنگون قاسم انجاميد .

3-2 مفاد قرار داد 1970 بين كردها و رژيم عراق

بعد از عبدالكريم قاسم، عبدالسلام عارف به رياست  جمهوري و حسن اكبلربه نخست وزيري رسيد اما از همان آغاز عمليات نظامي عليه كردها تجديد شد. كشتارهايدسته جمعي كردها و اجرايي سياستهاي عربي كردن مناطقكردنشين از جمله كركوك و اخراج كردها و تبعيد آنها از جمله اقدامات اوليه حكومت بعث بود. پس از عبدالسلام عارف برادرش به قدرت رسيد و او نيز توسط حسن البكر ازصحنه سياسي حذف شد. حسن البكر ، صدام حسين رابه عنوان معاون رئيس جمهور انتخاب نمود، در آوريل 1969 رژيم جديد، چهارمين جنگ را عليه كردستان آغاز نمود كه در نهايت منجر به برقراري موافقت نامه 11 مارس 1970 مشتمل بر 15 مادهبراي تعيين حقوق كردها و چگونگي حل مسائل كردستان بود كه البته رژيم عراق هيچگاه به اجراي مفاد موافقت نامه نپرداخت ودر ازاي آن با اتخاذ سياست مرحله اي كهدر سركوب كرها مدنظر بود، ابتدا آنان را در مقابل تحريك كردهاي كردستان ايران تطميع نمود و بعنوان ابزاري در مغشوش نمودن شمال غربيايران وادار نمود و سپس سياست سركوب احزاب كرد داخلي را باشدت وحدت تمامبا اجرا در آورد.

در 9 فوريه 1973 گلوله باران مناطق كردنشين توسط حكومت عراق آغاز شد كه خود سرآغازي براي كوچ و مهاجرت كردها از شمال عراق بود . در سال 1974 كارگران و تكنسين هاي كرد از شركت نفت كركوك اخراج شدند؛

در سال 1974 كميته حزب كمونيست عراق تسليم فشارهاي دولت شد و به حزب دموكرات پشت كرد و سلاحهاي دريافتي از شورشي را عليه كردها بكار مي بست ؛ در چنين شرايطي بارزاني در صدد برقراري مجدد ارتباطات با تهران برآمد.

از نظر اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي سياست استعماري بعثي در تمامي مناطق كردنشين حكمفرمابود.

امكانات آموزشي وبهداشتي در مناطق كردنشين فاجعه آميز و ميزان پذيرش دانشجويان كرد بيش از 6 درصد نبوده درخصوص وضعيت اقتصادي ، تبعيضات بسيار بي رحمانه بود. مناطق كردنشين تنها 7 تا 12 درصد از بودجه عمراني عراق را داشتند. در زمينه كشاورزي عمده توليد توتون عراق مربوط به توتون كاران كرد است اما انحصار فروش آن را دولت در دست دارد. در مورد نفت ، عمده منابع نفتي عراق در ميدانهاي نفتي كركوك ، خانقين و عين زاله است كه هر 3 منطقه كردنشين است ، نفت استراجي از اين حوزه ها با سرخط لوله از سوريه گذشته و به بند بانياس و طرابلس در لبنان در كنار درياي مديترانه مي رسد.

در 8 مارس 1974  صدام حسين پسر ژنرال بارزاني، ادريس را به حضور پذيرفت و با گفتگوي زياد و پنهاني قرار بر اين شد كه شوراي فرماندهي انقلاب بعث، قانون مربوط به  خود مختاري كردستان را منتشر كند.

اما تمامي اين توافقات ظاهري بدليل زيرپاگذشاتن مرزهاي تعريف شده كردستان، عدم اعلام خود مختاري براي 6 منطقه به جز (چمچمال وكلار) ، تنها استانهاي اردبيل و دهوك و سليمانيه جزء مناطق كردنشين بحساب آمدند و اخراج كارگران كرد از صنعت نفت كركوك و تخريب روستاهاي مناطق كردنشين كركوك ، شورش و طغيان بارديگر آغاز شد.

عليرغم توافقات مهمي چون :

  • شناسايي كردها بعنوان مليت قانوني با فرهنگ و زبان مستقل
  • انتخاب يكي از معاونان رياست جمهوري از ميان كردها
  • سرشماري براي تعيين مناطق اكثريت كردنشين كه هرگز انجام نشد

صدام به سياست عربي كران مناطق كردنشين از جمله كركوك و تخريب بناهاي باستاني دهوك باقدمتي 7000 ساله در صدد نابودي فرهنگ كردها برآمد.

در اين ميان بدليل عدم مراجعه اي موافقت نامه سال 1970 بين رژيم عراق و كردها، مجدداً قيام كردها با حمايت شاه ايران بالا گرفت . البته شاه بدرستي مي دانست كه حمايت از كردهاي عراق در حاليكه سرزمين ايران ميزبان 5 ميليون كرد بود بازي كردن با آتش است ، البته در ايران نيز سياستهاي سركوبگرانه و محدوديت زاي فرهنگي- زباني بشدت اعمال ميشد اما شاه با كمك به بارزاني و گشودن مرز بين كردستان ايران و كردستان عراق ، پيش بيني دقيقي از آنچه در حال وقوع بود نداشت.

در مجموع پس از صحبت هاي فراوان و مذاكرات بشدت محرمانه و سري، موافقت نامه الجزاير مشتمل بر 4 ماده :

  • تحديد حدود سرزمين ايران و عراق براساس مقاوله نامه هاي 1913 قسطنطنيه و تصميمات كميسيون سال 1914
  • تعيين مرزهاي آبي براساس خط ميانه رود
  • نظارت شديد و مؤثر بر مرزها براي جلوگيري از فعاليت و گونه در عناصر مخرب

رهبران حزب بعث با شناخت خط مرزي كميسيونهاي مرزي 1913 ، 1914 نه تنها مسئله شط العرب را حل نكردند بلكه از ادعاي خود مبني بر حاشيه شمالي خليج فارس يعني خوزستان چشم پوشيدند، تا بدينوسيله شاه ايران را به قطع كمك و حمايت از نهضت بارزاني وادار نمايد.

روح و معناي اصلي موافقت نامه الجزيره رها كردن كردهاي عراق از سوي شاه ايران در مقابل ارتش عراق و در يك كلام پيامدهاي مرگباري براي جنبشي كه هميشه مجبور بوده است با استفاده از شكافهاي ميان دولتي فضاي حياتي براي خود بيابد ، همراه داشت.

3-3 جنگ ايران وعراق و وضعيت كردها

با ايجاد انقلاب اسلامي در ايران، رژيم عراق از عناصر مند انقلاب را آغاز كرد. حمايت عراق از عناصر تجزيه طلب ايران و فراهم آوردن امكانات براي آنها و در پس آن بروز جنگ تحميلي بار ديگر اوضاع كردستان را متشنج كرد. زيرا با وقوع انقلاب اسلامي مجدداً انگيزه هاي مبارزه طلبي براي كسب حقوق قوت گرفت و كردها از شرايط آشفته در منطقه استفاده كرده و دست به تحركات جديديد زدند.

با شروع جنگ ايران و عراق در سپتامبر 1980 هرچند كه جنگ در طول دهه 80 فرصتي بود براي قيام مجدد اكراد وليكن اين بار رهبري كرد بسيار معتاط عمل كرد. گزارشگر روابط خارجي سناي امريكا در قسمتي از گزارش خود مي‌نويسد:« در دهه 1980 قيام كردها با بي رحمي تمام سركوب شد. در آغاز 1985 رژيم صدام راه حل نهايي مشكل هميشگي شورش اكراد را پيدا كرد. رژيم بعث تصميم گرفت كه كليه دهكده هاي كردنشيني را با خاك يكسان كند» و دوميليون كرد آشوري و كلداني را به اردوگاهها منتقل كرد.

سال 1986 براي احزاب معارض عراقي سالي مهم و سرنوشت ساز بحساب مي آيد بدليل خواست افكار عمومي و نيز شكست قطعي مذاكرات طولاني، حزب اتحاديه ميهني كردستان به رهبري جلال طالباني به سمت اتحاد با ديگر احزاب كردستاني و حزب دموكرات كردستان روي آورد.

احزاب كردستاني در 1986 بيانيه اي مشترك جهت ضرورت و حدت و فراموشي اختلافات دروني و مقابله در برابر صدام صادر كردند و دولت ايران روابط جديدي را با اين احزاب برقرار ساخت.

فاصله دو ساله 1988و 1990 دوران بسيار شكننده اي از تاريخ تحولات كردستانبه حساب مي آمد. در اين سالها علي ؟ با اختيارات مطلق به كردستان فرستاده شد او اقدامات ضد انساني را عليه كردها بهاوج خود رساند و ضمن بمباران شيميايي شهرها و روستاها خانواده ها و اقوام نيروهاي سپيسترگ را دستگير اعدام و تبعيد نمود و بيش از پانصد روستا را بكلي ويران كرد با وجود اين خشونت ها ارتفاعات سوق الحبشي ماوت در 1988 توسط نيروهايكرد اتحاديه ميهني فتح شد. صدام در واكنش به اين شكست نظامي يكسري عمليات را تحت نام « انفال» جهت بمباران شيميايي و دستگيري جوانان مرد مناطق كردستان آغاز كرد كه 12 شهر و شهرك و سه هزار روستا ويران شد و 5/1 ميليون نفر آواره شدند و صدها نفر در اثر گازهاي شيميايي جان سپردند و مجروحان دستگير مي شدند. سقوط شهر لوق الحبشي حلبچه و ورود نيروهاي ايراني با توحش عجيب و غير قابل پيشبيني از ؟ صدام پاسخ داده شد و در اثر اين حملات حدود 5000 نفر از مردم غير نظامي حلبچه ظرف چند ساعت بابدنهاي تاول زده از بين رفتند.

صدور وظعنامه 598 در بحراني ترين شرايطممكن در اواخر جنگ هم براي ايران و عراق حياتي بود هم براي تاريخ مبارزه كرد. چرا كه نگراني هاي فراواني وجود داشت كه خاطره قرارداد الجزاير دور از ذهن نمي كرد.

در عراق علي شيميايي هنوز كردها را تهديد مي كرد و اعلام كرد كه كردها نبايد، حلبچه و انفال را از ياد ببرند، اما در بيرون كردستان عراق تلاش هاي جدي و با اهميتي در تهران و اروپا دنبال مي شد.

3-4 جنگ دوم خليج فارس و كردها

نيروهاي مسلح عراق در دوم اوت 1990 از مرز كويت عبور كرده واين كشور را به اشغال خود در آوردنددولت عراق پس از اشغال كويت، موجي از يك ائتلاف بين المللي به رهبري ايالات متحده را روبروي خود يافت كه منجر به شكست ؟ صدام و اخراج اش از كويت شد. پس از شكست نيروهاي عراقي، مردم كردستان و شمال و شيعيان در جنوب فرصت مناسبي براي خيزش و شروع يك قيام پيدا كردند. قيام كردها از چهارم مارس در راينه آغاز شد و در دهم مارس بيشتر كردستان از جمله دهوك، اربيل و سليمانيه سقوط كردند ونه روز بعد كركوك يعني مركز اصلي كردستان نيز سقوط كرد. صدام به هيچ وجه سقوط اين مركز را تحمل نمي كرد. ازاين رو دستور داد تا حدود پنج  هزار نفر زن و كودك را پنج  هزار روز قبل از حمله به عنوان گروگان بگيرند و هنگام حمله نيروهاي كرد و متحدان تركمن آنها گروگانها را كشت.

بهرحال پيشقراول و عامل شورش اكراد اين بار بردوش رهبري و احزاب سياسي كردند صدام نبود ، آنچنانكه مسعود بازراني مصاحبه اي در تيرماه همان سال اعلام مي كند كه « از مردم نخواسته است قيام كنند». قيام شمال يك قيام تحريك شده بواسطه شورشهاي ضد صدامي بود. گزارش گر ويژه سناي امريكا هم در گزارش خود منعكس مي كند كه، در شمال يك قيام خود جوش مروري بود كه بدنبال تسليم بيش از دويست افسر نظامي كرد اتفاق افتاد. تسليم اين افسران به اتفاق واحدهايشان كه مدتها دويست حقوق بگيران رژيم صداممحسوب ميشدند، بطور مؤثري تمام شهرهاي كردستان را زير كنترل اكراد در آورد؛ تنها در اين وحله بود كه دو تن از رهبران اصلي اكراديعني مسعود بارزاني وجلال طالباني براي كنترل نيروهاي شورشي وارد صحنه شدند. در نتيجه رايزني طالباني باقدرتهاي جهاني موافقت امريكا و اروپا ، حول محور كردستان كوچك بدست آمد كه در طرح جان ميجر بنام منطقه امن، شهرت يافت.

در 28 مارس 1991 محله متقابل عراق با سلاحهاي سنگين شورشين را وادار بر ترك شهر كركوك كرد و سپس كردها از اربيل دهوك، زاخوعقب نشيني كردند. وحشت همگاني كردستان را فراگرفت و حدود 5/1 ميليون گردآورده شدند و به سمت مرزهاي ايران و تركيه گريختند.

.

.

.

جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه پرداخت مستقیم که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه : جغرافياي سياسي ـ امنيتي كردستان عراق و پيامدهاي امنيتي آن بر ايران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *