برگشتن به گرافیک

توضیحات محصول

دانلود پایان نامه : عکاسی تبلیغاتی

75ص

 

 

فهرست مطالب

عنوان

تاريخچه

فصل اول: مباني در عكاسي ………………….. 1

رنگ ……………………………………. 2

رنگ چنانچه هست و آنچنان كه ما مي‌بينيم ……… 2

درجه حرارت رنگ ………………………….. 3

نور سفيد و رنگها ………………………… 4

هنر ديدن ……………………………….. 5

عناصر گرافيكي تصوير ……………………… 6

كادر هنري ………………………………. 6

نقطه ديد ……………………………….. 7

خط …………………………………….. 8

خطوط و ريتم …………………………….. 8

سايه و روشن …………………………….. 9

سايه‌ها …………………………………. 10

ضدنور ………………………………….. 10

بافت …………………………………… 11

تن …………………………………….. 11

شكل و طرح ………………………………. 12

كمپوزيسيون تصوير ………………………… 13

عدم تقارن ………………………………. 14

احساس عمق و بعد …………………………. 14

هم‌آهنگي ………………………………… 15

نظم و ترتيب يا آشفتگي؟ …………………… 15

 

فصل‌دوم: ابزار و تكنيك  …………………… 16

اساس عكاسي رنگ ………………………….. 17

عكاسي سه رنگ ……………………………. 20

وسايل نورپردازي …………………………. 20

فلاش الكترونيك …………………………… 21

انواع فلاشهاي‌الكترونيك ……………………. 21

محاسبة نور ……………………………… 22

كلك‌هاي عكاسي ……………………………. 22

كاربرد عكس ……………………………… 24

«عكس موفق» و «عكس خوب» …………………… 25

 

فصل سوم: موضوع عكاسي …………………….. 27

بينش و عكسبرداري ………………………… 28

نكاتي دربارة سوژه‌هاي فتوژنيك ……………… 28

سوژة فتوژنيك و ويژگي‌هاي آن ……………….. 28

فنون و شيوه‌هاي فتوژيك ……………………. 29

نكاتي دربارة سوژه‌هاي فتوژنيك ……………… 30

فنون و شيوه‌هاي غيرفتوژيك………………….. 31

سياه و سفيد گرافيك ………………………. 32

مركز توجه ………………………………. 33

تغيير شكل: بدنمايي و كج شكلي ……………… 33

عكسهاي گروهي ……………………………. 34

تصاوير كار ……………………………… 34

تصاوير حيوانات ………………………….. 34

تصاوير ورزشي ……………………………. 35

حركت …………………………………… 37

مردم …………………………………… 37

عكسهاي شبانه ……………………………. 38

در داخل خانه…………………………….. 39

فصل چهارم: نقد ………………………….. 40

تعريف نقد ………………………………. 41

انواع نقد ………………………………. 42

روابط منتقد و هنرمند …………………….. 43

تعريف توصيف …………………………….. 44

توصيف فرم ………………………………. 45

اهميت توصيف براي خواننده …………………. 45

تفسير عكس……………………………….. 46

تعريف تفسير …………………………….. 47

نظرية‌زيبايي شناسي ……………………….. 48

نوشتن دربارة عكس ………………………… 49

مشاهدة اثر و يادداشت‌برداري ……………….. 50

سخن‌گفتن دربارة عكس ………………………. 51

فصل پنجم: عكاسي و تبليغات …………………

تعريف تبليغ …………………………….. 52

نظام تبليغ ……………………………… 53

تبليغ در مقايسه با منابع اطلاعاتي و انتشاراتي .. 53

تبليغ در مقايسه با بخش خدمات ……………… 53

اصول كار تبليغ ………………………….. 54

مشكل‌يابي و مشكل‌گشايي …………………….. 54

ترويج خوداتكايي …………………………. 54

فراگيري زبان تبليغات …………………….. 55

توجه آرمانهاي اسلامي و فرهنگ ملي …………… 55

در نظر گرفتن امكانات ملي …………………. 55

همبستگي با نهادهاي مردمي …………………. 55

پرهيز از روزمرگي و قالبهاي كليشه‌اي ………… 56

آموزش مداوم عناصر تبليغي …………………. 56

فلسفة وجودي نظام تبليغ …………………… 56

مقصود از «روانشناسي تبليغات» چيست؟ ………… 58

دير باوران ……………………………… 59

روشهاي تبليغاتي …………………………. 59

روش نفي و اثبات …………………………. 59

روش شرطي ……………………………….. 60

روش طرح ناگهاني …………………………. 61

روش استدلال ……………………………… 62

شبه استدلال ……………………………… 62

عرصه‌هاي كاربر و روشهاي تبليغاتي …………… 63

تبليغات سياسي……………………………. 63

تبليغات فرهنگي…………………………… 63

تبليغات تجاري …………………………… 64

هدف تبليغ……………………………….. 64

رابطه مبلغ و تبليغ ………………………. 65

ارتباطات ……………………………….. 66

روشهاي ابلاغ …………………………….. 67

تبليغ رخ به رخ (انفرادي) …………………. 68

تبليغ گروهي …………………………….. 69

تبليغ طريقه‌اي …………………………… 69

تبليغ نتيجه‌اي …………………………… 69

تبليغ انبوهي ……………………………. 70

الهام از قرآن……………………………. 70

 

 

  ·فصل اول:

مباني در عكاسي


رنگ

در سالهاي اخير عكس رنگي در مقايسه با عكس سياه و سفيد رواج فوق‌العاده زيادي يافته است. آنچه تجارب زياد عكاس رنگي را نشان مي‌دهد اين است كه رنگ نيز يكي از عناصر تصوير است، مانند عناصر ديگر آن.

بايد دانست كه رنگ، به تنهايي ندرتاً قادر است توجه ببيننده را جلب كند. بيش از هر چيز بايد گفت كه رنگ به تنهايي قادر است اختلاف دو ناحيه را كه در عكس سياه و سفيد ممكن است محسوس نباشد، به خوبي نشان دهد. هم‌آهنگي و تضاد رنگ‌ها جاي بحث زيادي دارد و با استفاده از هر يك از اين دو ويژگي مي‌توان تصاوير بسيار زيبايي پديد آورد.

رنگ چنانچه هست و آنچنان كه ما مي‌بينيم

در اولين قدم عكاسي رنگي، نخستين سؤالي كه پيش مي‌آيد اين است كه: « رنگ چيست؟ آسمان چرا آبي است؟ گل چرا قرمز است؟»

در جواب گفته مي‌شود: «آسمان آبي است، چون فقط اشعه آبي را منعكس مي‌كند. گل سرخ است، به دليل اينكه جز اشعه سرخ پرتوهاي ديگري را منعكس نمي‌كند.»

اما چنين پاسخي وقتي مي‌تواند كاملاً صحيح باشد كه در دنيا فقط يك رنگ سرخ وجود داشته باشد. در صورتي كه مي‌دانيم چنين نيست. گلي كه از آن بحث مي‌كنيم حتماً بهتر است از گلهاي ديگر اشعة سرخ را منعكس مي‌كند ولي اشعة سبز، زرد، آبي را كاملاً جذب نمي‌كند و به نسبت كمي و زيادي آنها گفته مي‌شود كه اين سرخ مايل به نارنجي يا مايل به بنفش و غيره است. بدين ترتيب نتيجه مي‌گيريم كه در طبيعت رنگ خالص وجود ندارد و آنچه مي‌بينيم تركيباتي از انواع مختلف رنگهاست.

رنگ و نور . به اين نكته بايد خوب توجه داشت كه «رنگ بدون نور معني ندارد» و در حقيقت يكي بدون ديگري نمي‌تواند وجود داشته باشد. از آنجه كه نور پيوسته در حال تغيير است. مسئله عكاسي رنگي پيچيده و مشكل مي‌شود، زيرا مواد حساس فيلمها توانايي و خاصيت تعبير و تفسير چشم انسان را ندارد و آنچه را كه در حقيقت وجود دارد عيناً ثبت مي‌كند.

هر گاه نور از لحاظ «شدت» تغيير يابد (گلي كه در نور ضعيف تيره به نظر مي‌آيد در نور آفتاب روشن ديده خواهد شد.) از لحاظ «كيفيت» نيز تغيير مي‌كند و اينجا مسئله مهمي پيش مي‌آيد كه همانا درجة حرارت رنگ است. وقتي از موضوعي عكس رنگي گرفته شود‌ رنگهاي آن تحت تأثير «حرارت رنگ» به صورت متفاوت روي مادة حساس فيلمها اثر خواهد كرد. عواملي كه در اين تغييرات مؤثرند عبارتند از: جنس و طبيعت و منبع نور (نور خورشيد يا نور مصنوعي)، موضوع در سايه است يا زير آفتاب، فصل، ساعت روز،‌ وضع آسمان، موقعيت جغرافيايي محل و غيره… مشكل كار در اينجاست كه چشم انسان اگر هم قادر به تخمين «شدت» نور باشد. از تجزيه و درك «كيفيت»‌ آن عاجز است.

درجة حرارت رنگ

در فيزيك گفته مي‌شود كه اگر به فلزي حرارت داده شود. بر حسب مقدار گرمايي كه به آن مي‌رسد و به تدريج بالا مي‌رود نورهاي رنگي متفاوتي چون سرخ تيره، سرخ روشن، نارنجي، زرد، سفيد و سفيد مايل به آبي از آن ساطع خواهد شد.  با توجه به اين نكته، مي‌توان تصور صحيحي از كيفيت نور و چگونگي رنگي كه منابع مختلف نور دارند پيدا كرد. همين است كه حرارت رنگ نام دارد اين است كه درجة حرارت رنگ يكسان نمي‌ماند و برحسب فصل سال، ساعت روز، منطقه جغرافيايي، شرايط جوي و غيره تغيير مي‌كند. براي مثال اگر نور خورشيد را در هواي روشن در نظر بگيريم ملاحظه خواهيم كرد كه عكسي كه در وسط روز گرفته شود اغلب رنگ حاكم در آن رنگ «آبي»‌ خواهد بود، در حالي كه اگر در همان محل، صبح اندكي بعد از طلوع خورشيد يا عصر كمي پيش از غروب عكس بگيريم رنگ حاكم «سرخ» خواهد بود.

اين موضوع به اين شكل توجيه مي‌شود كه درجة حرارت رنگ در حوالي ظهر 5000 تا 6000 درجة كلوين است، در حالي كه صبح و عصر به 3000 تا 4000 درجه كاهش مي‌يابد.

نور روز

خورشيد در موقع طلوع و غروب   2000 تا 3000   درجه كلوين

نور صبح و عصر در هواي آفتابي      3000 تا 4000   درجه كلوين

نور وسط روز در هواي آفتابي   5000 تا 6000 درجه كلوين

آسمان آبي                    13000      درجة كلوين

نور مصنوعي يا نور چراغ

لامپهاي برق معمولي            2000 تا 3000  درجة كلوين

لامپهاي هالوژن           34000     درجة كلوين

لامپهاي فلاش منيزيم آبي        5000 تا 6000  درجة كلوين

فلاش الكترونيك           6000      درجة كلوين

 

توجه: اين درجه‌ها وقتي صحيح است كه لامپهاي نور ولتاژ برق كامل و ثابت باشد. در لامپهاي كار كرده يا هنگامي كه جريان برق ضعيف است رنگ نور زيادتر و درجه كلوين پايين‌تر خواهد بود.

نور سفيد و رنگ‌ها

پيشتر گفتيم كه نور سفيد مركب از تعداد بيشماري پرتوهاي رنگين تكرنگ است كه طيف مرئي خورشيد را به وجود مي‌آورد. اما به طور كلي آن را مي‌توان به سه ناحية بزرگ اصلي تقسيم كرد كه عبارتند از: «آبي بنفش» «سبز»، «قرمز»، كه از تركيب پرتوهاي اين سه رنگ اصلي كه آنها را رنگهاي اوليه نيز مي‌گويند همة رنگهاي ديگر را مي‌توان پديد آورد. همين كه يك قسمت از پرتوهاي نور سفيد از ميان برود، بلافاصله چشم احساس رنگ خواهد كرد. رنگ يك جسم در حقيقت نتيجة كاهشي است كه در مجموعة پرتوهاي نور سفيد ايجاد مي‌شود. به عبارت ديگر، به علت جذب بعضي و انعكاس بعضي ديگري از پرتوهايي است كه بر چمن مي‌تابد كه چشم آن را سبز مي‌بيند زيرا چمن همة پرتوها را جذب كرده است جز آنهايي كه تشكيل دهندة رنگ سبز هستند. سيب قرمز ديده مي‌شود چون تمام تشعشات نور را جذب مي‌كند جز آنهايي كه از اختلاط‌شان رنگ قرمز پديد مي‌آيد.

هنر ديدن

وضوح تصوير و نور صحيح دو شرط اساسي براي موفقيت عكاس در برداشتن عكس از نظر فني است. عكسي را از نظر فني مي‌توان «عكس خوب دانست كه محاسبة نور آن صحيح انجام بگيرد و تمام جزئيات آن در حد كافي از وضوح برخوردار باشد. اما هر تصويري كه از لحاظ فني صحيح و خوب باشد. الزاماً‌ عكس‌ جالبي نيست. در موقع گرفتن عكس، اگر قلب و روح انسان در برابر موضوعي كه انتخاب كرده است از احساس خالي باشد، حساس‌ترين فيلم‌ها هم نخواهد توانست كوچكترين خدمت و كمكي بكند، زيرا عكس خوب با داشتن معني و مفهوم و با برخورداري از محتوي و فرم، بايد بتواند توجه بيننده را جلب كند و مدتي معطوف خود نگهدارد.

از لحاظ فرم، يعني طرز قرار گرفتن خطها، سطحها، حجمها، و شكلها، كه در حقيقت هر تصويري از همين اجزاء‌ تشكيل مي‌گردد. از اصول و قواعد كمپوزسيون (تركيب‌بندي) مي‌توان كمك گرفت. وقتي عكس خوبي را تماشا مي‌كنيد، بلافاصله نظرتان به موضوع آن جلب مي‌شود. سپس مشاهده مي‌كنيد كه (1) عناصر تصوير به كمك طرح و شدت و ضعف رنگها، با موضوع اصلي ايجاد هم‌آهنگي كرده‌اند، و (2) هيچ‌ چيزي نيست كه توجه بيننده را از موضوع اصلي منحرف كرده به سوي خود بكشاند. در نتيجه، از مجموعة تصوير احساس توازن و تعادل مي‌شود.

وظيفه عكاس هنرمند است كه تركيبها را بيابد، جدا سازد و براي تماشاي ديگران آماده كند. آنچه نظر يك عكاس را جلب مي‌كند بي‌شك چيزي است كه با روح و فكر و سرشت او پيوند دارد، چرا كه او را وادار به انتخاب يكي و انصراف از ديگري مي‌كند.

عناصر گرافيكي تصوير

آنچه در يك عكس مهم است وسيله‌اي نيست كه آن را گرفته، بلكه عكاسي است كه آن را پديد آورده است. اين عكاس است نه دوربين كه بهترين عكسها را به وجود مي‌آورد. بيان هنري امري است فطري و غريزي و اكثراً بيش از معلومات و اطلاعات به احساسات نياز دارد.

كادربندي

انتخاب يك مربع يا مستطيل، به اصطلاح چهارچوبي، است كه موضوع را در برمي‌گيرد، اغلب اوقات اين كار لحظه‌اي پيش از گرفتن عكس در داخل پنجره ديد (ويزور) انجام مي‌پذيرد. براي يك عكاس خوب، كادربندي يك موضوع عبارت است از لحاظ كردن آن به هنگام عكسبرداري در داخل چهارضلع پنجرة ديد به طرزي مناسب. ابعاد موضوع هر چه باشد، امكان كادرگيريهاي متعدد وجود دارد. از صحنه‌هاي خيلي كلي تا جزئيات، به اصطلاح ديگر از پلان كلي تا پلان جزئي.

پلان يا نماي كلي. موضوع را با محيطش نشان مي‌دهد. مانند ساختماني در ميان يك منظره.

نماي متوسط. كادربندي فشرده‌تري دارد و روي موضوع اصلي بيشتري تأكيد مي‌كند، بي‌آنكه جاي زيادي براي اطراف آن باقي بگذارد، اين شيوة كادربندي براي صفحه‌هاي داستاني كه از موضوعهاي زنده گرفته مي‌شود بسيار مناسب است.

نماي نزديك قسمت اصلي موضوع را شامل مي‌شود، بدون آنكه متضمن محيط و جوانب باشد: مانند كودكي در گهواره.

نماي درشت. فقط حاوي پرمعني‌ترين قسمت موضوع است: مانند دست،‌ صورت،‌ گلبرگهاي يك گل و غيره …. مي‌توان گفت: كه نماي درشت بر روي جزئياتي انگشت مي‌گذارد كه خود مي‌تواند موضوع مستقلي باشد.

به اين ترتيب قدرت بيان منحصر به فردي به تصوير مي‌بخشد. نماي درشت به شدت مورد توجه عكاسان مدرن است زيرا توجه انسان را به جزئياتي جلب مي‌كند كه چشم معمولاً به تجزيه و تحليل آن نمي‌پردازد.

نقطه ديد

جايي است كه چشم بيننده يا عدسي دوربين قرار دارد و يكي از اركان اساسي عكاسي محسوب مي‌شود. زيرا پرسپكتيو موضوع فقط به آن بستگي دارد.

نقطه ديد پايين. پلانهايي را كه به طور طبيعي قرار دارند در هم مي‌فشارد و چنان به نظر مي‌رسد كه اشيا را به هم نزديك كرده و به روي هم انداخته است. ارتفاع اشيايي را كه در پلان (پيشزمينه) واقع‌اند تشديد مي‌كند. خط افقي را پايين مي‌آورد.

نقطه ديد بالا. پلانها را از هم جدا مي‌كند و به نظر مي‌رسد. كه اشيا از هم دور شده‌اند. ارتفاع اشياء واقعي در پلان اول مي‌كاهد. گويي به زمين چسبيده‌اند. خط افق را بالا مي‌برد.

نقط ديد طبيعي. همان است كه به آن عادت كرده‌ايم و انتخاب نقطه ديد، عامل اساسي در عكاسي است.


خطوط و ريتم

خطها اسكلت حقيقي تصوير را پديد مي‌آورند. بعضي از خطوط موضوع، خطهاي اصلي هستند. به عبارت ديگر از آنها نمي‌توان چشم پوشي كرد. اين خطوط، پديد آرونده فرمها و شكل اشياء، حد و مرز نواحي خاكستري و رنگها و نيم‌رنگها هستند و سايه را از روشن جدا مي‌كنند. خط افق، حد فاصل متعلقات زمين و آسمان است و به شكلي سمبوليك (نمادين) يادآور بي‌نهايت مي‌باشد. خطوط ديگر ـ مستقيم، منحني، شكسته، عمودي،‌ مايل، افقي،‌ ساده و يا مركب همواره در شكل دادن به تصوير نقش مهمي به عهده دارند خطها سخن مي‌گويند.  

 

  • خط منحني. نرمش، كمال، سرشاري، ملايمت و اتحاد را به ياد مي‌آورد.
  • خط مستقيم. القا كنندة آشتي ناپذيري، دقت، صراحت، خشونت است.
  • خط شكسته. بيان كنندة اختلاط، در هم برهمي، عدم وضوح، اشتباه، بي‌نظمي، تشويش، آشفتگي، اختلال، ازدحام، تجمع‌ است.
  • جهت خطوط. اين نكته نيز اهميت دارد. مخصوصاً اگر تكرار شده باشند.
  • خطوط افقي مكرر. آرامش و استراحت را به خاطر مي‌آورد.
· خط عمودي. قدرت، وقار، نجابت.
  • خط مايل. احساس وقت.

 

خط

هر جا كه مرز و حد طولاني ما بين تن‌ها بوجود بيايد، خط‌ها در تصوير ايجاد ميگردند. خطوط براي تأكيد روي يك موضوع و جلب نظر تماشاگر به طرف صحنه يا موضوع اصلي عامل مهم و مؤثري هستند حتي اگر كاملاً كوچك باشد. (عكس 1-1) با آفرينش خط شكسته قوي نيز ميتوان روي موضوع اصلي تأكيد و تكيه نمود نظير عكس‌(عكس 2-1).

 

سايه و روشن

عكس، جز يك انعكاس دو بعدي از جهان سه بعدي چيزي نيست، جهاني كه عمق دارد و از چشم ما تا افق طبقه‌ها و رديف‌هايي عرضه مي‌كند. براي احساس عمق، بعد و برجستگي از يك سطح مسطح، پرسپكتيو هندسي به تنهايي كفايت نمي‌كند و لازم است داراي پلانهاي مختلف همراه با امكانات كمكي، مانند كنتراست و سايه روشن باشد.

نور، برحسب جهت تابش خود، پلانهاي مختلف يك موضوع را به گونه‌هاي متفاوت از هم جدا مي‌كند و فرم آن را با شدت و ضعف‌هاي گوناگون نمايان مي‌سازد.

  • نور مقابل (روبرو). همه جا را يكنواخت روشن مي‌كند،‌ برجستگيها را از بين مي‌برد و تصاوير مسطح به وجود مي‌آورد.
  • نور 45 درجه . برعكس سازنده فرمها و برجستگيهاست و آن را «نور كلاسيك» مي گويند.
  • نور جنبي. مماس با پلان اول، به طرزي جالب و گيرا است نظم و ترتيب و جنس اجسام را نمايان مي‌كند. مانند: سطح چوب، سنگ، پارچه و غيره… .
  • نور پشت يا ضد نور. فرم اجسام را از زمينه جدا مي‌كند و به آنها فقط شكل يك سايه سياه (سيلونت) را مي‌دهد. برحسب زاوية تابش نور بر اشياء سايه‌هاي متفاوتي‌كه هر يك معنا و مفهومي دارد پديد مي‌آورد.

همان قدر كه جهت تابش نور قابل بحث است. كنتراست آن نيز جاي گفتگو دارد.

سايه‌ها

سايه‌ها نيز تنها از لحاظ ايجاد عمق و برجستگي در عكس اهميت ندارند. بلكه شكل و خم آنها، خود موضوع جالب و زيبايي براي عكاسي است و يكي از فتوژنيك‌1ترين عناصر تزئيني به شمار مي‌روند.

يكي ديگر از موضوع‌هايي كه به اندازة سايه‌ها جالب و فتوژنيك هستند انعكاس‌هاي مختلف در روي سطح‌‌هاي براق مانند آب، آسفالت و نظاير آن است.

ضد نور

ساده‌ترين و معمولي‌ترين وضع نور براي گرفتن عكس، قرار گرفتن منبع نور در سمت راست و يا چپ عكاس و موضوع است. اگر منبع نور درست در روبرو نباشد و بطور مايل به موضوع بتابد تصويري حاصل خواهد شد كه آن را «نيمه ضد نور» مي‌‌تواند ناميد. در حالت ضد نور كامل (منبع نور در برابر دوربين) شكل كلي موضوع مهمتر و حساستر از جزئيات آن است و بايد توجه زياد به خطوط و كناره‌هاي موضوع معطوف داشت. موقع عكسبرداري ضد نور در بيرون توجه كنيد كه اشعة خورشيد مستقيماً به روي عدسي نتابد.

بافت

بافت هر جسمي، جنس و نوع آنرا نشان مي‌دهد و نمايش هر چه قوي‌تر بافت در عكس، مؤثرترين روشي است كه يك عكس دو بعدي را همانند يك سوژه سه بعدي نشان مي‌دهد و اثر عميقي از فرم در بيننده ايجاد ميكند. توانايي عكاسي در ثبت خوب جزئيات وقتي كه بافت سوژه را مجسم ميسازد، بسيار با ارزش است.

در حاليكه‌گيرايي و جزابيت (عكس 3-1) بطور كامل بستگي دارد به سادگي و آرامي آن.

اگر جزئيات بيش از اندازة در اين  عكس اخير وجود داشت.

بطور يقين آنرا بي‌لطف و آشفته نشان ميداد پس بايد تصميم بگيريم

كه هر چيز را ميخواهيم در عكس خود بيان كنيم و كدام

حالت را القاء نمائيم.

تن

تن يعني تغييرات روشني و تيرگي تصوير. كنترل‌ تن‌ها،‌ عكاسي را به القاء‌ عمق،‌ تأكيد به روي قسمت‌هاي مهم تصوير، جبران فقدان رنگ و معمولاً ايجاد حالت جالب در عكسها قادر ميسازد و اختلاف تن‌ها باعث تفكيك تصوير مي‌گردد.

كنترل تن‌ را مي‌توان براي تأكيد شكل‌هايي كه در عكس‌ عامل مهمي هستند بكار گرفت مثلاً به اين ترتيب كه اين عوامل روشن‌ترين يا تاريك‌ترين قسمت تصوير باشد.

 

 

 

شكل و طرح

طرح و شكل بيشتر موضوعها با تغيير زاويه دوربين تغيير مي‌يابد. همچنين يك شكل تحت تأثير اطراف خود، ميتواند قوي‌تر و با قدرت‌ تأكيد، بيشتر جلوه كند مثلاً تحت تأثير نور و زمينه پشتي كه با زمينه روشن، عكس سيلوئت (سايه) ايجاد ميشود مانند عكس 4-1.

 

 

 

 

شكل‌ها معمولاً وقتي در يك طرح تكرار ميشوند اثر قوي‌تر پيدا ميكنند.

و يا با تكرار شكلهايي مشابه يا متضاد در محلي از تصوير، شدت مييابند. طرحهاي قرينه‌سازي شده مثل (عكس 5-1 )و يا طرحهايي نامرتب شبيه (عكس 3-1)خوش آيند و جالب هستند كه البته بايد از يك فرم ساده ترتيب داده شوند. مانند فتوگرام دانه‌هاي شكلات اسمارتيز (عكس 6-1)

اغلب اوقات سايه نيز سبب ايجاد طرح ميشود. سايه و نور روشن ميتواند شكل بعضي چيزها را آشكار سازد، بنابراين بهتر است وقتي كه لازم نيست خود سوژه اصلي نشان داده نشده و فقط از ساية آن استفاده شود.

 

 

اشكال اساسي در طرح‌هاي مرتب و منظم عكسها نداشتن مركز، يا مركز جذابيت است. براي كمك به رفع اين مشكل، ميتوان در طرح از وجود يك عنصر كاملاً متفاوت بهره گرفت يا با قرار دادن شكل‌ها در فاصله‌هاي مختلف و در نتيجه، ايجاد اندازه‌هاي متفاوت، تنوعي بوجود آورد و بعد را القا نمود.

كمپوزسيون تصوير

عكس از الحاق و به هم پيوستگي عناصر متعددي پديد مي‌آيد كه برحسب نوع عكس تفاوتهايي با يكديگر دارند در تمام احوال، يك عنصر حاكم و موضوع اصلي وجود دارد كه دليل قطعي موجوديت تصوير است.

تركيب كردن يك عكس، عبارت خواهد بود از قراردادن عناصر تابع در رابطه با موضوع اصلي به طوري كه موضوع اصلي هميشه وضع برتر خود را حفظ كند.

هميشه امكان كادربندي وجود دارد، منتهي در اين مورد با گرفتن عكس از نزديك يا دور، با انتخاب نقطه ديدي مناسب،‌ خواه براي گرفتن بهترين وضع و پسنديده‌ترين تناسبات موضوع، خواه براي تعيين جهت دوربين نسبت به خورشيد و خواه براي دادن اهميت لازم به پلانهاي دور و نزديك.

به عقيدة گروهي «تعليم» كمپوزيسيون تصوير امكان ندارد، زيرا كه عوامل بسياري در اين كار دخالت دارد كه هر يك از آنها به تنهايي قادر است، در شرايط خاصي، سبب كاميابي باشد. براي رسيدن به كمپوزيسيون تصويري .

كلاسيك با نظام و ترتيب خوب مي‌توان به چند نكته جالب زير انديشيد.

ð وحدت موضوع

ð عدم تقارن

ð احساس عمق و بعد

ð هم‌آهنگي ميان مادة اجسام و نوري كه دريافت مي‌كنند.

ð هم آهنگي در بين رنگها.

عدم تقارن

در اينجا سئوالي مطرح مي‌شود: موضوع اصلي را در كجا بايد قرار داد؟ بلافاصله مي‌توان پاسخ داد: هر كجا جز وسط تصوير، زيرا در چنين وضعي اكثراً تصوير مبتذل و بيروح از آب در مي‌آيد. در هر تصوير، نواحي برتري وجود دارد كه چشم دوست دارد در آنجا‌ها آرام بگيرد.

بي‌آنكه مطالب زير را به صورت «قانون» بپزيريم، اغلب، مشاهده مي‌كنيم كه اين نقاط برتر يا نقطه‌هاي قوي در تقاطع خطوطي فرضي واقع‌اند كه تصوير را از عرض و طول به سه قسمت مساوي تقسيم مي‌كنند،‌ وقتي موضوع در روي يكي از اين چهار نقطة قوي قرار بگيرد. اجباراً يك كمپوزيسيون نامتقارن به وجود خواهد آمد.

هنگامي كه خط افق در يك منظره نمايان باشد، از قرار دادن اين خط در وسط عكس اجتناب كنيد. زيرا در اين صورت هوا زمين يا هوا و آب اهميت و ارزش برابر، كسب مي‌كنند و تصويري مبتذل ايجاد مي‌شود، در كمپوزيسيون نامتقارن براساس استفاده از يك نقطة قوي، موضوع اصلي اهميت و ارزش كسب مي‌كند و چشم بيننده پس از آنكه از عنصري به عنصر ديگر سير كند. سرانجام در روي آن (موضوع اصلي) ثابت خواهد ماند.

احساس عمق و بعد

عدسي دوربين – اين چشم جادويي- بدينگونه احساس عمق و بعد را در نظر بيننده پديد مي‌آورد. تصوير برجسته ديده مي‌شود، اشياء مسطح به نظر نمي‌رسند بلكه يكي در جلوي ديگري، همچنانكه در اصل بود، تبسم مي‌يابند.

.

.

.

جهت دریافت و خرید متن کامل پایان نامه و تحقیق و مقاله مربوطه بر روی گزینه پرداخت مستقیم که در بالای صفحه قرار دارد کلیک نمایید و پس از وارد کردن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت هایی عضو شتاب قابل پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت انلاین به صورت خودکار لینک دانلود مربوطه فعال گردیده که قادر به دانلود فایل کامل ان می باشید.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه : عکاسی تبلیغاتی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *