برگشتن به کشاورزی

توضیحات محصول

دانلود پایان نامه : انگل گیاهی سیب زمینی

158ص

 

 

-3- خصوصیات گیاه سیب زمینی

سیب زمینی گیاهی علفی حامل غده است. این گیاه از بخش های زیر تشکیل شده است. الف) شاخ و برگ ب) غده و استولون ج) ریشه که به طور کلی فقط غده مورد مصرف قرار می گیرد.

ساقه های هوایی که ممکن است منشعب باشند در برش عرضی عموماً توخالی و سه گوش هستند.

غده را می توان بخشی از ساقه در نظر گرفت که برای ذخیره سازی مواد غذایی و تولید مثل سازش یافته است. همچنین غده را می توان یک استولون متورم شده هم در نظر گرفت. پوست غده دارای تعداد زیادی عدسک است . این عدسک ها را نیز می توان به عنوان روزنه های غده در نظر داشت (بیوکما، 1375).

 

فصل دوم

الف- مروری بر مطالعات انجام شده  درجهان

حافظ و اراجی (1914)،گلدن و همکاران (1980) ، سانتو و همکاران (1980) از روی  سیب زمینی در ایداهو جنس های Meloidogyne  (نماتد مولد گره ریشه)  Pratylenchus (نماتد مولد ز خم ریشه) ، Trichodorus  و نماتد پوسیدگی غده سیب زمینی  Ditylenchus destructor را  گزارش کردند که نماتد پوسیدگی غده و نماتد مولد گره ریشه مشکلات اساسی را در جمعیت سیب زمینی های نواحی ایداهو ایجاد میکند (Gollden et al , 1980 ;Santo et al ,1980 ; Hafez & Araji, 1914)

مورسینک( 1966)،مای و همکاران( 1960) بیان نمودند بعضی گونه های جنس Pratylenchus و به احتمال زیاد گونه P. Steineri نیز می تواند مستقیماً به غده های سیب زمینی خسارت بزند. P. Penetrans دارای میزبانهای متعدد از جمله سیب زمینی می باشد (Morsink , 1966. Mai et al , 1960)میلر و همکاران( 1967 )گزارشاتی از خسارت به سیب زمینی بوسیله چندین گونه نماتد مولد زخم (Pratylenchus spp.) ارائه کرده اند.در  بعضی موارد خسارت مستقیم است در حالی که در موارد دیگر خسارت غیر مستقیم یا بصورت تشدید کننده بیماریهای دیگر است (Miller et al ,1967).

بنا به گفته میلر( 1967) ، و ریچ (1977)  Pratylenchus scribaneri مستقیماً می تواند بر روی غده های سیب زمینی زخم ایجاد می کند . او بیان کرد برآمدگی های جوش مانند روی غدد سیب زمینی ناشی از نماتد مولد زخم P.scribaneri می باشد (Miller , 1967. Rich , 1977).

وین اسلو و ویلیز (1972)، گونه  destructor  Ditylenchus   را یک نماتد پلی فاژ دانسته و حدود 90 گونه گیاهی از خانواده های مختلف  رابه عنوان میزبانهای این گونه معرفی کرده اند. سیب زمینی میزبانهای اصلی این نماتد بوده و از میزبانهای رایج دیگر  می توان از آفتابگردان ، بادام زمینی، پیاز، تنباکو، چغندر قند، خیار، سیر ، گوجه فرنگی، نیشکر، هویج، یونجه نام برد. نماتد پوسیدگی سیب زمینی یک انگل داخلی مهاجر قسمت های زیر زمینی گیاهان می باشد که به ندرت به قسمت های هوایی حمله می کند. این نماتد از طریق استولون، چشم ها و عدسک ها وارد سیب زمینی می شود ( Winslow & Willis , 1972).

استون (1972) ، هوکر (1981) نماتد Globodera pallida را روی سیب زمینی های آمریکای جنوبی و اروپا گزارش کردند (Stone , 1972 . Hooker , 1981).

هوپر(1973) بیان کرد که نماتدهایی هستند که به اندامهای زیرزمینی گیاه حمله می کنند و داخل غده سیب زمینی رفته و در آنجا رشد کرده و به زندگی ادامه میدهند (Hooper , 1973).

همچنین او بیان نمود که نماتد پوسیدگی غده سیب زمینی اگر چه در ظاهر به نماتد ساقه یونجه Ditylenchus dipsaci شبیه می باشد، ولی قادر به تشکیل پشم نماتد (eelworm wool) نبوده و به آسانی در برابر خشکی مقاومت نمی کند. با این وجود می تواند در خاک، روی علفهای هرز و میزبانهای قارچی باقی بماند (Hooper , 1973).

بوپاباج و هاگو (1974) تأثیر آلدیکارپ و اگزامیل  را  در را بطه با گونه ی Globodera rostochiensis در  گیاه سیب زمینی  مورد بررسی  قرار دادند (Bopabaj & Hague , 1974) .مطالعه کوستینا و زولودوا (1974) نشان داده است که در ارقام سیب زمینی زراعی و گونه های وحشی آن درجاتی از مقاومت تا مصونیت وجود دارد. بررسی 111 رقم سیب زمینی رایج آلمان دررابطه با  مقاومت به نماتد پوسیدگی سیب زمینی  در سال 1971 نشان داد که ارقام Fekula , Khorza ، Poet ، Apta ، Anett ، Ali نسبت به نماتد پوسیدگی سیب زمینی مقاوم هستند (Kostina & Zholudeva , 1976).

اگریوس (1978) نماتد مولد زخم را پارازیت داخلی و مهاجر  در گیاهان مختلف معرفی کرده است . گونه های Pratylenchus علایمی بصورت جوش ها ی کوچک به رنگ قهوه ای متمایل به ارغوانی روشن تا تیره بر روی غده های سیب زمینی بوجود می آورند. غده های آلوده بتدریج استحکام خود را از دست داده، چروکیده و ممکن است خشک و مومیایی گردند. گیاهانی که توسط این نماتد آلوده می شوند، از رشد بازمانده و زرد می گردند. خسارت و صدمه حاصله از این نماتد ممکن است با کمبود مواد غذایی یا خشکسالی اشتباه گردد. علایم روی ریشه مشخص تر بوده و شامل زخمهای مجزا روی ریشه اصلی و ریشه های فرعی می باشد. این زخمها کشیده، آبسوخته و در ابتدا به رنگ روشن هستند که به زودی به رنگ قهوه ای تیره یا تقریباً سیاهرنگ در می آیند. این زخمها ممکن است بهم پیوسته و دور ریشه را گرفته و آن را خشک نمایند.ریشه های آلوده، سیاهرنگ، کلفت، تعداد آنها به میزان زیادی کاهش می یابد (Agrios , 1978).

همچنین اگریوس (1978) عامل بیماری گره ریشه را در سیب زمینی Meloidogyne spp. می داند.  او گونه M.acroneta را عامل ایجاد بیماری روی غده  سیب زمینی می داند. سایر محققان گونه های M.incognita , M. hapla را عامل بیماری  در سیب زمینی معرفی می کنند.

در بررسی دیگر ایوانوا (1975) نشان داد که 78 لاین و رقم  سیب زمینی از گونه های وحشی و زراعی نسبت به نماتد Ditylenchus destructor مقاوم هستند (Ivanova , 1975).

اگریوس (1976) ،یکی از نماتدهای سیستی را  که به سیب زمینی خسارت شدیدی وارد می کند، Globodera rostochiensis معرفی  کرد ، این گونه به گوجه  فرنگی و بادمجان نیز صدمه می زند  (Agrios , 1976).

ابرین  وریچ(1976) بیان کرد که علایم اولیه نماتد مولد غده .Meloidogyne spp شامل گالهای کوچک روی ریشه است که به دنبال آن ریشه تا حد زیادی حالت شاخه ای پیدا می نماید. گیاهان آلوده از رشد طبیعی بازمانده و در آب و هوای گرم و خشک پژمرده میگردند. بر سطح غده های آلوده برآمدگی های جوش یا زگیل مانند کوچک و بزرگ رشد می یابد. همچنین در نسوج آلوده غده معمولاً بین پوست و ناحیه آوندها، لکه های کوچک و قهوه ای رنگی پدیدار می گردد. علاوه بر این، میزان محصول نیز کاهش می یابد. زمستان گذرانی در این نماتد بصورت تخم درون گالهای روی ریشه است (O’Brein  & Rich , 1976).

ایزر واسمارت (1977) غده سیب زمینی را  پس از ورود نماتد به گیاه مورد بررسی قرار دادند. بعد از ورود نماتد به سلول ، حدود 4-3 سلول تخریب می شود. این نماتد پروتئین را شکسته و باعث نکروز  سلول می گردد. هیدرولیز نشاسته در دیواره سلولی افزایش یافته و میزان نشاسته حدود 38-30 درصد کاهش می یابد و میزان گلوکز در سلول افزایش می یابد. غده های سالم نیتروژن کمتری نسبت به غده های آلوده دارند (Esser & Smart , 1977).

کولن (1979) نمونه هایی از غده سیب زمینی همراه با خاک اطراف آن را برای مطالعه میزان ایناکلوم اولیه نماتد پوسیدگی غده Ditylenchus destructor برداشته و مورد بررسی قرار دادند. در این آزمایش مشخص شد ایناکلوم اولیه دومین مرحله  لاروی J2 نماتد  می باشد (Coolen , 1979).

.

.

 

2-2-3 – جداسازی نماتدهای کرمی شکل جنس Ditylenchus از غده :

غده های سیب زمینی آلوده به این نماتد، با شکافهای نسبتاً عمیق و اطراف شکاف ظاهری چوب پنبه ای داشتند که در محل شکاف، نماتدهای کرمی جنس Ditylenchus به تعداد بسیار زیاد وجود داشتند.

غده های آلوده باید در شرایط خوبی به آزمایشگاه منتقل و در یخچال در درجه حرارت 4 تا 5 درجه سانتی گراد نگهداری شود. برای استخراج نماتد در بافت گیاهی، ابتدا غده های آلوده را زیر شیر آب کاملاً شسته تا ذرات خاک آن جدا گردد. سپس آنها را درون یک پتری با مقداری آب به قطعات کوچک تقسیم کرده تا نماتدهای کرمی از داخل بافت سیب زمینی به داخل آب حرکت کنند.

آب داخل پتری را زیر بینو کولر قرار داده و با کمک سوزن مخصوص نماتدها را برای شناسایی جدا می کنیم.

3-2-3- کشتن و ثابت کردن و انتقال نماتدها به گلیسیرین خالص :

پس از استخراج نماتدها به منظور نگهداری آنها در دراز مدت لازم بود عملیاتی در جهت کشتن ، ثابت کردن و انتقال به گلیسرین خالص انجام شود. در این بررسی، روش تکمیل شده دگریس وسین هورست مورد استفاده قرار گرفت (De Grisse 1969 . seinhorst , 1959) .

نماتدهای استخراج شده به داخل یک پتری کوچک انتقال یافته، جهت کشتن و ثابت کردن آنها، ابتدا آب ظرف حاوی نماتد تخلیه گردید. این کار توسط یک پیست بسیار نازک در زیر بنیوکولر و با دقت که نماتدها مکیده و دور ریخته شوند، انجام گرفت و در مواردی نیز  با استفاده از نوارهای باریک که یک سر آن داخل پتری و سر دیگرش خارج از پتری است، عملی گردید. پس از خروج آب از ظرف حاوی نماتد، چند میلی لیتر از محلول فیکساتیو با فرمول 88 قسمت آب مقطر 10 قسمت فرمالدئید 40 درصد (فرمالدئید تجاری)، یک قسمت اسید استیک و یک قسمت گلیسیرین را تا 80 درجه سانتی گراد گرم کرده و یکباره روی نماتدهای داخل ظرف ریخته، سپس آنرا به مدت 24 ساعت در یک محیط الکلی اشباع (این محیط با استفاده از دسیکاتور کوچکی که به اندازه  حجمش الکل اتیلیک 96 درصد ریخته شد، فراهم گردید) در انکوباتور با حرارت 37 درجه سانتی گراد قرار داده شد. پس از گذشت مدت مذکور، محلول فوق تخلیه (با استفاده از نوارهای باریک دستمال کاغذی) و محلول دوم با فرمول 5 قسمت گلیسیرین و 95 قسمت الکل اتیلیک 96 درصد اضافه شد. سپس به مدت 3 تا 4 ساعت در محیط الکی اشباع در دمای 37 درجه سانتی گراد قرار گرفت. مجدداً پس از گذشت زمان مذکور، محلول دوم با استفاده از نوارهای باریک دستمال کاغذی، تخلیه، سپس محلول دیگری با فرمول 50 قسمت گلیسیرین و 50 قسمت الکل اتیلیک 96 درصد روی آن ریخته شد. این بار پتری حاوی نماتد بدون قرار گرفتن در محیط الکلی اشباع، در فضای انکوباتور به مدت حداقل 4 ساعت در حرارت 37 درجه سانتی گراد قرار داده شد. در این مدت الکل بتدریج تبخیر شده و نماتدها در گلیسیرین خالص باقی ماندند.

برای جلوگیری از جذب رطوبت توسط گلیسیرین، تا تهیه پرپاراسیون دایم از نماتدها، پتری حاوی گلیسیرین و نماتدها در یک دسیکاتور حاوی کلرور کلسیم نگهد اری گردید.

4-2-3- تهیه پرپاراسیون :

جهت بررسی های میکروسکوپی، پرپاراسیون های مختلفی از نماتدهای جمع آوری شده به ترتیب زیر تهیه گردید :

 

 

1-4-2 – 3 – تهیه پرپاراسیون موقت :

ابتدا در وسط یک لام تمیز، یک قطره کوچک آب قرار داده شد. در زیر بینوکولر بوسیله سوزن سرکج، تعدادسه تا، چهار نماتد مورد نظر به قطره آب منتقل گردید. سپس لامل به آرامی روی قطره آب قرار گرفته، اطراف آن را با چسب کانادا بالزام مسدود گردید تا در حین بررسی های میکروسکوپی آب تبخیر نشده و نماتدها از بین نرود. بهتر است لام کمی روی شعله چراغ الکلی حرارت داده شود، تا نماتدها به حالت نیمه جان و کم تحرک در آیند.

از این پرپاراسیون ها به طور موقت استفاده شد زیرا بعضی اندامهای بدن را در حالت زنده بهتر می توان مشاهده کرد.

2-4-2- 3 – تهیه پرپاراسیونهای دائم از نماتدهای کرمی شکل :

برای تهیه این نوع پرپاراسیون ابتدا در وسط یک لام تمیز، توسط دهانه لوله آزمایش به قطر 15 میلیمتر، یک حلقه پارافین ایجاد گردید. بدین ترتیب که دهانه لوله آزمایش را روی شعله چراغ الکلی حرارت داده و سپس آنرا در پارافین جامد فرو برده و با دقت دهانه لوله، در وسط لام قرار می گرفت. بدین طریق پارافین مذاب به روی لام منتقل شده و پس از سرد شدن، حلقه پارافین ایجاد می گردد.

پس از ایجاد حلقه پارافین روی لام، بوسیله پنبه آغشته به الکل اتیلیک سطح لام را در داخل حلقه پارافین تمیز شد. سپس یک قطره گلیسیرین متناسب با حلقه پارافین در وسط حلقه قرار داده، در زیر بینوکولر، از ظرف حاوی نماتد به دقت نماتدهای مربوط به یک جنس را انتخاب و با سوزن سرکج تمیزی به داخل قطره گلیسیرین منتقل می گردید. بعد گلیسیرین را به آرامی پخش کرده و با کمک سوزن با احتیاط کامل، نماتدها در وسط قطره گلیسیرین و در سطح لام منظم می گردید. سپس لامل تمیزی به آرامی روی حلقه پارافین طوری قرار گرفت که حباب هوا در فضای بین لام و لامل ایجاد نشود.  بعد از این مرحله پرپاراسیون آماده شده را به مدت چند ثانیه، تا زمانیکه حلقه پارافین ذوب شود، از روی شعله چراغ الکلی عبور داده و به محض ذوب شدن پارافین، لام را به آرامی روی سطح صاف قرار داده تا بطور یکنواخت پارافین سفت  گردد. اطراف لامل برای جلوگیری از نفوذ هوا با چسب کانادا بالزام یا گلیسیل مسدود می شد .

3-3) روش و اساس طبقه بندی نماتدها :

در طبقه بندی نماتدها، صفات مورفولوژیک و آناتومیک از جهت کمی و کیفی مد نظر قرار می گیرد. در بعضی از موارد علاوه بر صفحات فوق از خصوصیات بیوشیمیایی از جمله تجزیه پروتئین ها، هیبریداسیون DNA و تجزیه آنزیم ها و همچنین ژنتیک سلولی مثل کاریوتیپ (مورفولوژی و تعداد کروموزوم و روش تولید مثل) نیز بویژه در تشخیص نماتدها استفاده می گردد (3).

چنانچه میکروسکوپ الکترونی اسکنینگ (Scaning Electron microscope) در دسترس باشد، بوسیله آن می توان ساختمان سطحی بدن نماتدها، زواید و ضمایم موجود در سطح پوست را بطور مشخص و واضح معین نمود. این زواید و ضمایم موجود در سطح پوست را بطور مشخص و واضح معین نمود. این زواید و ضمایم روی پوست با میکروسکوپ نوری به سختی دیده می شود، اما با میکروسکوپ الکترونی اسکنینگ (Sem) می توان اطلاعات و شرح کامل تری از جزئیات گونه مورد مطالعه بدست آورد.

در این بررسی ، شناسایی گونه ها بر اساس صفات مورفولوژیک و آناتومیک از لحاظ کمی (اندازه گیری) و کیفی استوار می باشد.

 

1-3-3) مشخصات مرفولوژیک وآناتومیک مورد استفاده در تشخیص گونه ها :

سر (Cephalic region – Lip region) وضع آن نسبت به بدن (همتراز یا فرو رفته)، دارای شیار یا بدون آن وصاف، شکل سر، شبکه کوتیکولی سر (Cephalic framework) وجود آمفیدها (Amphids) و شکل آن، وضعیت پاپیل ها (Papillae) استایلت (Spear , stylet) – شکل گره ها و نحوه قرار گرفتن آنها، وجود حلقه هادی استایلت و محل آن، طول و عرض و شکل آن.

محل ریزش غده پشتی مری (Dorsal Oesophageal gland oriffice) و نحوه اتصال آن بامری.

وجود یا فقدان سفالیدها (Cephalids) و موقعیت و محل آنها نسبت به سر . مری (Oesophagus) – شکل عمومی مری، شکل لوله اولیه مری (Procorpus) شکل و وضع حباب میانی مری (Median bulb) ابعاد و وضعیت دریچه آن، وضع لوله ثانوی مری (Isthmus) ، محل قرار گرفتن حلقه عصبی (Nervering ) شکل حباب انتهای مری (Terminal bulb) و نحوه اتصال آن با روده که بصورت اتصالی یا هم پوشانی است (Offset – overlap) و موقعیت هسته های آن، وجود دریچه بین مری و روده (Cardia).

محل منفذ ترشحی (Excretory pore) و وضع همیزونید (Hemizonid) و همیزونیون (Hemizonion) نسبت به آن، وجود یا عدم وجود دایریدها (Deirids) و محل آن، شیارهای طولی در سطوح جانبی بدن (latral fields) و شیارهای عرضی بدن، صاف یا مشبک بودن (Areolation) شیارهای سطوح جانبی، وجود یا عدم زواید روی شیارهای عرضی بدن.

دستگاه تناسلی (Reproduction system) در ماده ها – تعداد تخمدان (Ovary) و وضعیت آن (ساده یا برگشتی) ، وضع شکاف تناسلی (Vulva) ، پرده دار یا بدون پرده بودن فرج (Vulval flap) تعداد ردیف تخمکها، وضع کیسه ذخیره اسپرم (Spermatheca) نسبت به تخمدان، وجود یا عدم وجود اسپرم، شکل اسپرم، وجود یا فقدان کیسه عقبی رحم (Post vulval uterine sac) در یک تخمدانه ها، وجود یا عدم وجود زواید در فرج مانند epiptigma در نرها – شکل آلت تناسلی (Spicules) ، شکل گوبرناکولوم (Gubernaculum) و نحوه قرار گرفتن آن، وجود یا عدم وجود بورسا (Bursa) و وضعیت آن، وجود یا فقدان سایر ضمایم در منفذ دفعی – تناسلی مانند hypoptygma .

دم (Tail) – شکل دم ، وضع انتهای دم، شیار دار یا صاف بودن انتهای دم، وجود یا فقدان ضخامت کوتیکولی در انتهای دم، محل فاسمیدها (Phasmids) مخرج (Anus) و نحوه اتصال آن به راست روده (Rectum) ، وجود یا فقدان Caudalids.

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “دانلود پایان نامه : انگل گیاهی سیب زمینی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *